آیا ربات های جنگی جای سربازان را میگیرند؟ رقابت پنهان قدرتهای نظامی جهان
جلوگیری از تراژدیهای متعدد و ارج نهادن به جان انسان، یکی از انگیزههای مهم جهان در توسعه پروژههای نظامی مبتنی بر هوش مصنوعی و رباتیک است. این رویکرد میتواند به کاهش تلفات افراد و افزایش دقت نبردها، کمک شایانی کند. اما این برنامه جاهطلبانه، تا چه اندازه پیش…
خلاصه تحلیلی خبر
جلوگیری از تراژدیهای متعدد و ارج نهادن به جان انسان، یکی از انگیزههای مهم جهان در توسعه پروژههای نظامی مبتنی بر هوش مصنوعی و رباتیک است. این رویکرد میتواند به کاهش تلفات افراد و افزایش دقت نبردها، کمک شایانی کند. اما این برنامه جاهطلبانه، تا چه اندازه پیش…
موضوعات اصلی: پشتیبانی شبکه، هوش مصنوعی، میتواند، انسانی، نظامی، کند
جلوگیری از تراژدیهای متعدد و ارج نهادن به جان انسان، یکی از انگیزههای مهم جهان در توسعه پروژههای نظامی مبتنی بر هوش مصنوعی و رباتیک است. این رویکرد میتواند به کاهش تلفات افراد و افزایش دقت نبردها، کمک شایانی کند. اما این برنامه جاهطلبانه، تا چه اندازه پیش رفته و موفق بوده است؟
متیو وایت (Matthew White)، مورخ برجسته تخمین میزند که در جنگهای قرن بیستم، بیش از 123 میلیون نفر جان خود را از دست دادهاند که 37 میلیون نفر از آنها نظامی بودهاند. شاید اگر در آن دوران رباتهایی برای خنثیسازی مینها وجود داشت یا از پهپادها برای شناسایی موضع نیروهای دشمن استفاده میشد، به جای آنکه نیروهای انسانی به خط مقدم اعزام شوند شاید امروز این آمار بهمراتب کمتر بود.
گرچه امروزه پهپادها، بمبها و موشکهای هدایتشونده توانستهاند بخشی از نقش رباتها را ایفا کنند و حضور نیروی انسانی در جنگ را کاهش دهند، اما همچنان هزاران نفر جان خود را در حملات مختلف از دست میدهند. اینجاست که پرسش اصلی مطرح میشود: برنامه استفاده از رباتها تا چه حد پیش رفته و آیا میتوان به آن اعتماد کرد؟
اهمیت استفاده از تکنولوژیهای کنترل از راه دور
در فیلم Eye in the Sky محصول سال 2015، میبینیم که ارتش آمریکا در حال توسعه یک وسیله پرنده در ابعاد میکرو و مشابه با اندازه حشرات است. این ابزار میتواند پرواز کند و تصاویر زنده از افراد داخل یک ساختمان ارائه دهد. حتی میتوان اینطور تصور کرد که این وسیله برای خلع سلاح نیروهای دشمن بدون نیاز به استفاده از حملات موشکی و انجام عملیاتهای انسانی پرهزینه به کار گرفته میشود. این وسیله، نشان میدهد که اهمیت تکنولوژیهای کنترل از راه دور، سالهاست که رو به افزایش بوده و پهپادها و موشکها، در خط مقدم این تحول حضور دارند.
سال 2020 و همزمان با شدت گرفتن جنگ داخلی در لیبی، ناوگانی از پهپادهای انتحاری کوادکوپتر به کامیونهای ارتش ملی لیبی حمله کردند و با هدایت انسانی از راه دور، توانستند چندین خودرو را منفجر کنند. روسیه نیز برنامههای زیادی در این زمینه دارد و توسعه تیربارهای خودکار مبتنیبر هوش مصنوعی، رباتهای مینیاب و حتی تانکهای بدون سرنشین، از جمله برنامههای نیروی نظامی این کشور است.
با توجه به روند کنونی پیشرفت، بعید نیست در آینده ارتباط میان اپراتور انسانی و رباتها کاهش یابد و شاهد مجموعهای از ماشینهای رزمی باشیم که به طور مستقل تصمیم میگیرند. ساموئل بندت (Samuel Bendett)، عضو مرکز امنیت نوین آمریکا در اینباره میگوید
در برههای، خودمختاری نظامی در میان سامانههای مختلف به قدری مقرون بهصرفه خواهد بود که بتوان آنها را در مقیاسی گسترده به کار گرفت. در آن زمان، دفاع در برابر مهاجمانی که بهطور همزمان از زمین، هوا، دریا و فضای سایبری حمله میکنند، برای انسانها بسیار دشوار خواهد بود. همین موضوع، نیروهای مدافع را ناگزیر میکند از تجهیزات خودمختار برای درک وضعیت میدان نبرد و اتخاذ درست تدابیر استفاده کنند. البته که همچنان باید مراقب بود تا هوش مصنوعی این سیستمها، در تشخیص درست میان خودی و دشمن، درست عمل کند.
آیا اظهارات بندت تمام آن چیزی است که آینده برایمان رقم خواهد زد؟ آیا به این موضوع فکر شده که ممکن است شاهد اقدامات مضر و تصمیمات خسارتزا از سامانههای خودتنظیمگر باشیم؟
از اتوماسیون تا خودمختاری در جنگ
اتوماسیون در چارجوب پارامترهای تعریف شده از سوی انسان عمل میکند. برای مثال، یک سیستم دفاع موشکی، میتواند تهدیدات ورودی را شناسایی و مسیرهای رهگیری را محاسبه کند. اما خودمختاری در یک سامانه جنگی به معنای تصمیمگیری در یک محیط و وضعیت پیچیده و نامشخص، با حداقل نظارت انسانی یا حتی بدون حضور مستقیم انسان است.
تشخیص نیروی خودی از رقیب، نیاز به نوشتن الگوریتمهای پیچیده و آموزش سامانهها دارد، زیرا کاهش خطا در شناسایی و هدفگیری اهمیتی حیاتی دارد. از این رو، سیستمهای هوشمند باید بهگونهای آموزش ببینند که به غیرنظامیان آسیب نرسانند.
اکنون با ظهور هوش مصنوعی میتوان گفت که برخی کشورها در حال گذار از اتوماسیونهای ساده به استفاده از سامانههای خودکار هستند. چرا که هوش مصنوعی میتواند حجم عظیمی از دادهها را تجزیه و تحلیل کرده، الگوها را بشناسد و رفتار خود را با تجربه قبلی، تطبیق دهند.
اما تجهیزاتی که خودمختاری تهاجمی دارند، بحث برانگیز هستند. در حالی که هنوز سامانههایی مانند پهپادها نتوانستهاند در زمینه تصمیمگیری و حمله به یک هدف به تکامل کامل برسند، اشتباه آنها در انجام عملیات میتواند باعث تشدید ناخواسته تنش و حتی گستردهتر شدن ابعاد جنگ شود.
یک سیستم خودکار، با محدودیتهای اخلاقی و وجدانی روبرو نیست!
خودسر بودن رباتهای نظامی در جنگ، میتواند سرعت عملیات و پیشرفت در جبهه را افزایش دهد، چرا که این تسلیحات ماشینی درگیر محدودیتهای عاطفی و شناختی انسانها نیستند. یک ماشین، خسته، عصبانی یا ناامید نمیشود و تا زمانی که از کار نیفتد، به انجام وظایف خود میپردازد.
در چنین شرایطی، برتری با کشوری خواهد بود که سرمایهگذاری بیشتری روی توان تحلیل سربازان رباتیک خود انجام داده باشد و بتواند از آنها در مقیاسی وسیع استفاده کند، بدون آنکه آن ربات با یک ساختار سلسلهمراتبی انسانمحور در تصمیمگیری، روبرو شود.
با این حال، یک چالش جدید وجود دارد و آن هم پاسخگویی است. اگر یک ربات، کنوانسیونهای بینالمللی را نقض کند یا مرتکب یک اقدام غیربشری در جنگ شود، چه کسی بابت آن بازخواست میشود؟ سازنده قطعات آن ربات، برنامهنویس یا آن مرجع سیاسی که استفاده از تسلیحات خودکار را در جنگ، بلامانع دانسته است؟ اگر فرمانده، انجام یک ماموریت به خود سامانه هوشمند واگذار کند، همچنان مسئول پیامدهای اقدامات بعدی خواهد بود؟
حتی موضوعی مهمتر وجود دارد و آن چیزی نیست جز مرگ و زندگی؛ آیا میتوان اختیار تصمیمات مربوط به مرگ و زندگی را به ماشینها واگذار کرد؟ آیا الگوریتمی که بر اساس دادهها عمل میکند، میتواند درباره ارزش جان انسانها قضاوت کند؟ بسیاری باور دارند که کشتن، نیاز به قضاوت، همدلی و مسئولیتپذیری دارد و کرامت بشر، نباید بازیچه یک منطق خشک و عاری از اخلاق شود. به نظر میرسد این بحث همچنان ادامهدار باشد و اختلافنظر عمیقی میان موافقان و مخالفان خودمختاری نظامی باقی بماند.
سوگیری اشتباه، دادههای ناقص و خطا در تصمیمگیری
اگر سربازان رباتیک به اندازه کافی در معرض موقعیتهای متنوع و دادههای دقیق قرار نگیرند، میتوانند نتایجی ناعادلانه رقم بزنند. عوامل محیطی مانند آب و هوا، روشنایی محیط میتوانند عملکرد حسگرهای ماشینها را دچار خلل کنند. فریب سیستمهای مبتنی بر هوش مصنوعی از طریق استتار و تلههای الکترونیکی، به راحتی میتواند باعث زمینگیر شدن رباتها شود.
در مقابل، انسانها در شرایط پیچیده میتوانند از شهود، تجربه و درک موقعیتی خود بهره ببرند و راهحلهای خلاقانهای برای خروج از بحران بیابند؛ قابلیتی که ماشینها هنوز بهطور کامل از آن برخوردار نیستند.
و در نهایت: دنیا در آستانه نقطه عطف مهمی قرار دارد
سلاحهای هوشمند، عصارهای از پیشرفتهای بشر در علوم فنی و مهندسی خواهند بود. آنها قرار است سطح جدیدی از سرعت، دقت و توانمندی نظامی را از متخصصان این زمینه به نمایش بگذارند. اما همهچیز مثبت و امیدوارکننده نخواهد بود و چالشهای مختلفی در پاسخگو کردن افراد این حوزه به مسائل انسانی و اخلاقی وجود خواهد داشت.
ضمن اینکه بعید نیست در آینده، کشورها برای جا نماندن از یکدیگر در توسعه رباتهای نظامی، کمیت را بر کیفیت ترجیح دهند و با عدم دقت لازم در طراحی پروتکلهای رباتها، باعث اتفاقات غیرانسانی و فاجعهباری شوند. در نهایت، درک همزمان ابعاد فنی و انسانی این تحول میتواند دولتها را برای مدیریت بهتر پیامدهای پیشرفت در حوزه رباتیک نظامی و هوش مصنوعی آمادهتر کند. آینده جنگ احتمالاً نه کاملاً انسانی خواهد بود و نه کاملاً ماشینی، بلکه ترکیبی پیچیده از هر دو.
برای ارزیابی پایداری، امنیت و نگهداری این زیرساخت، راهنمای پشتیبانی شبکه را نیز مطالعه کنید.