پونتیاک زمانی خودرویی چنان پیشرفته ساخت که تولید آن هیچ توجیه اقتصادی نداشت
کمتر خودروسازی در تاریخ، جای خالیای شبیهبه پونتیاک از خود به جا گذاشته است. برای دههها، این برند بهعنوان انتخاب اول رانندگانی که بهدنبال هیجان واقعی بودند، از دیگر برندهای همخانواده خود در جنرال موتورز متمایز بود؛ هویتی با طراحی جسورانه و عملکرد خیرهکنن…
خلاصه تحلیلی خبر
کمتر خودروسازی در تاریخ، جای خالیای شبیهبه پونتیاک از خود به جا گذاشته است. برای دههها، این برند بهعنوان انتخاب اول رانندگانی که بهدنبال هیجان واقعی بودند، از دیگر برندهای همخانواده خود در جنرال موتورز متمایز بود؛ هویتی با طراحی جسورانه و عملکرد خیرهکنن…
موضوعات اصلی: پشتیبانی شبکه، بانشی، خودرو، پونتیاک، طراحی، خودروهای
کمتر خودروسازی در تاریخ، جای خالیای شبیهبه پونتیاک از خود به جا گذاشته است.
برای دههها، این برند بهعنوان انتخاب اول رانندگانی که بهدنبال هیجان واقعی بودند، از دیگر برندهای همخانواده خود در جنرال موتورز متمایز بود؛ هویتی با طراحی جسورانه و عملکرد خیرهکننده که فرسنگها از جریان اصلی بازار فاصله داشت.
حتی پس از آنکه چراغهای نمایشگاههای این شرکت برای همیشه خاموش شدند، میراث پونتیاک همچنان علاقهمندان را بهسمت خود میکشاند و این میراث در هیچکجا جذابتر از خودروهای مفهومیای نیست که این برند ساخت، اما هرگز نفروخت. بهازای هر GTO و Trans Am که در خیابانها به یک افسانه تبدیل شد، یک خودروی مفهومی دیوانهوارتر و فراموششده وجود داشت که شایسته توجه بسیار بیشتری است.
یکی از این خودروهای مفهومی دهه ۸۰ میلادی، بهقدری خارقالعاده بود که بیشک اگر به بازار عرضه میشد، خریداران برای تصاحب آن صف میکشیدند. بااینوجود، این خودرو هرگز از کارخانه پونتیاک خارج نشد. اگر قرار بود این محصول تا حد ممکن شبیهبه مدل مفهومیاش ساخته شود، هزینه تولید آن سر به فلک میکشید و توجیه اقتصادی نداشت. همهچیز در این خودرو، از موتور گرفته تا شاسی و بدنه، بهشدت عجیب، منحصربهفرد و با افتخار یک پونتیاکِ اصیل بود.
پونتیاک بانشی ۴؛ جواهری که برای جادهها بیشازحد پیشرفته بود
| مشخصات | جزئیات |
| موتور | ۴/۰ لیتری ۸ سیلندر (Vشکل) |
| گیربکس | ۵ سرعته دستی |
| قدرت | ۲۳۰ اسب بخار |
| گشتاور | نامشخص |
| سیستم انتقال قدرت | دیفرانسیل عقب |
پونتیاک بانشی ۴ بهراحتی یکی از دیوانهوارترین خودروهای مفهومی است که تا به حال توسط زیرمجموعههای جنرال موتورز تولید شدهاند. این خودرو بهقدری خیرهکننده است که بههیچوجه نمیتوانید آن را نادیده بگیرید. بانشی ۴ فرصتی طلایی برای پونتیاک بود تا مرزهای طراحی خودروهای اسپرت را جابهجا کند و دقیقا همین کار را در تمام جنبههای ممکن برای یک خودرو در اواخر دهه ۸۰ میلادی انجام داد.
یافتن اطلاعات دقیق درباره این مدل میتواند بسیار دشوار باشد؛ اما خوشبختانه، جامعه کاربری انجمنهای خودرویی، اطلاعات پراکنده و در دسترس عموم را پیرامون این خودروی مرموز گردآوری کردهاند.
طراحی خیرهکنندهای که نمیتوان نادیده گرفت
اولین چیزی که در مواجهه با بانشی ۴ توجه شما را جلب میکند، ظاهر خیرهکننده آن است. این یک نمونه کلاسیک از طراحی آیندهنگرانه رترو متعلق به دهه ۸۰ میلادی است که زوایای تیز را با گلگیرهای پفکرده و کابینی با فرم سیال و روان ترکیب میکند. این خودرو قطعا در اتمسفر فیلمها و بازیهایی نظیر Blade Runner، Judge Dredd یا Cyberpunk 2077 اصلا غریبه و نامتجانس به نظر نمیرسید.
همانطور که در مورد تمام خودروهای مفهومی صدق میکند، قرار نبود طراحی آن ۱۰۰ درصد واقعگرایانه باشد؛ بلکه باید تا حد امکان جسورانه و درعینحال برای عموم جذاب جلوه میکرد. بانشی ۴ در این زمینه کاملا موفق عمل کرد. این خودرو درست مانند مدلهای پژو اوکسیا و اولدزموبیل ایروتک، عطش آن دوران برای لمس آینده را بهشکلی بینقص به تصویر میکشید.
فناوری بانشی، رقبا را از میدان به در کرد
یکی از مهمترین مباحث پیرامون بانشی ۴، حجم عظیم فناوری بهکاررفته در آن بود؛ موضوعی که بهمحض نگاه به فضای داخلی، کاملا خودنمایی میکرد. سمت راننده دارای یک نمایشگر اطلاعات روی شیشه (هداپ دیسپلی) بهسبک جتهای جنگنده بود که تمام اطلاعات کلیدی (از جمله سرعت، سطح سوخت و راهنماها) را نشان میداد، تا راننده مجبور نباشد برای چک کردن داشبورد، چشم از جاده بردارد. یک نمایشگر بصری بزرگ نیز در موقعیت سنتی صفحهآمپر قرار داشت که گرافیکی بزرگشده از نشانگرهای آنالوگ خودرو را به نمایش میگذاشت.
صندلیها، ستون فرمان و پدالها همگی بهصورت الکتریکی قابلتنظیم بودند و حتی صندلیهای حافظهدار نیز در آن تعبیه شده بود؛ قابلیتی که بسیاری از خودروهای لوکس آن دوران هنوز از آن بیبهره بودند. این خودرو همچنین دارای یک سیستم ناوبری بسیار اولیه بود که توسط شرکت ایتاک توسعه یافت. سیستم ناوبری مذکور، بهجای تکیه بر ماهوارهها، از نقشههای ازپیشبارگذاریشده روی نوارهای مغناطیسی استفاده و موقعیت خودرو را از طریق تطبیق دادههای قطبنمای داخلی و سنسورهای چرخهای غیرمحرک تعیین میکرد.
وجود این فناوریهای فوقالعاده پیشرفته بدان معنا بود که اگر بانشی ۴ به تولید انبوه میرسید، قیمت سرسامآوری را طلب میکرد. این خودرو از ویژگیهایی بهره میبرد که تنها در گرانترین خودروهای لوکس آن زمان یافت میشد و برخی از آنها، تا دههها بعد نیز به تجهیزات استاندارد کارخانهای تبدیل نشدند.
قلب تپنده عجیب و غریب
یکی از نامتعارفترین بخشهای بانشی ۴، موتور آن بود. این خودرو از یک پیشرانهی کاملا جدید ۴ لیتری هشتسیلندر با میلسوپاپ بالاسری دوگانه استفاده میکرد که دارای طراحی یکپارچه بلوکموتور و سرسیلندر بود؛ مهندسی نوآورانهای که نیاز به واشر سرسیلندر را بهطور کامل از بین میبرد.
بهدلیل ساختار غیرمعمول این پیشرانه و این واقعیت که سرعت خودرو مفهومی بهصورت الکترونیکی روی ۵۵ مایل در ساعت (حدود ۸۸ کیلومتر بر ساعت) محدود شده بود، درک پتانسیلِ واقعی عملکرد بانشی ۴ دشوار است. قدرت اعلامشده ۲۳۰ اسب بخار بود، اما گشتاور، شتاب صفر تا صد، عملکرد در مسافت یکچهارم مایل و حداکثر سرعت، همگی در هالهای از ابهام باقی ماندهاند.
موتور آزمایشی بانشی ۴ دلیل عمدهای است که این خودرو هرگز به خط تولید نرسید. تولید انبوه آن بسیار دشوار و پرهزینه بود و در واقع از دل یک پروژه لغوشده قبلی به این مدل منتقل شده بود. با توجه به تمام این موارد، درک اینکه چرا نه خودرو و نه پیشرانه منحصربهفرد آن هرگز رنگ نمایندگیهای فروش را ندیدند، بسیار آسان است.
این اولین بانشی نبود!
پونتیاک بانشی ۴، مدل نهایی در صفی از کانسپتهای پونتیاک بود که این نام را به دوش میکشیدند. اولین بانشی با اسمرمز ایکسپی-۷۹۸ در سال ۱۹۶۶ به نمایش درآمد. این مدل با الهام از خودروهای گرندتورینگ کلاسیک اروپایی طراحی شده بود و از موتور غولپیکر ۶.۹ لیتری پونتیاک ۴۲۱ قدرت میگرفت. مدل فوقالعاده صیقلی و جذاب بانشی ۲ در سال ۱۹۶۸ ظاهر شد و بانشی ۳ نیز در سال ۱۹۷۴ آن را دنبال کرد. طراحی بانشی ۳ نسبتبه پیشینیان خود متعارفتر بود و بخش جلویی آن شباهت بسیار زیادی به نسخههای بعدی پونتیاک ترنس ام داشت.
داستان غافلگیرکننده یک نام
حتی نام بانشی نیز پسزمینه جذابی دارد. این نام توسط شخص جان دلورین (پیشگام خودروهای عضلانی و خالق ماشین نمادین دیامسی-۱۲) پیشنهاد شد. این واژه از جت جنگنده مکدانل اف۲اچ بانشی (یکی از اولین جنگندههای جت توسعهیافته) گرفته شده بود؛ جنگندهای که خود بر اساس شخصیت ارواح زن در اساطیر ایرلندی (بانشی) نامگذاری شده است.
حضور در فرهنگ عامه و سینما
بهلطف ظاهر بهشدت آیندهنگرانه، طراحی بانشی ۴ راه خود را به چندین فیلم و سریال تلویزیونی باز کرد. شاید مشهورترین نمونه، استفاده از آن بهعنوان پایهای برای خودروی Knight Rider 2000 باشد. اگرچه خودروی استفادهشده در آن فیلم در واقع یک بانشی ۴ واقعی نبود (بلکه یک دوج استلث با بدنه سفارشی بود)، اما طراحی آن بهقدری به کانسپت اصلی نزدیک بود که اغلب با نمونه واقعی اشتباه گرفته میشود. این مدل کپی بعدا در فیلم Demolition Man و سریال تلویزیونی Power Rangers: Time Force نیز ظاهر شد. همچنین، مدل واقعی بانشی ۴ حضور کوتاهی در فیلم Back to the Future Part II داشت.
میراث بانشی برای آینده جنرال موتورز
اگرچه پونتیاک بانشی ۴ هرگز به تولید انبوه نرسید، اما ردپای واضحی در مسیر توسعه خودروهای اسپرت جنرال موتورز بر جای گذاشت. طراحی ظاهری نسل چهارم و نهایی پونتیاک فایربرد بهشدت تحتتأثیر زبان طراحی بانشی ۴ بود و این تأثیر به خودروی شورلت کامارو در همان دوران نیز منتقل شد (که با توجه به پلتفرم مشترک این دو خودرو، جای تعجبی ندارد).
فناوریهای بهنمایشدرآمده در بانشی ۴ نیز به هدایت مسیر محصولات آینده جنرال موتورز کمک شایانی کرد. طولی نکشید که خودروهای ردهبالای این شرکت، ارائه ویژگیهایی مانند صندلیهای حافظهدار و سیستم ناوبری را بهعنوان تجهیزات استاندارد آغاز کردند. حتی امروزه نیز چندین مدل از جنرال موتورز مجهز به نمایشگرهای هداپ روی شیشه هستند؛ قابلیتی که بانشی ۴ دههها پیش، پیشنمایشی جسورانه از آن را به جهان ارائه داده بود.
برای ارزیابی پایداری، امنیت و نگهداری این زیرساخت، راهنمای پشتیبانی شبکه را نیز مطالعه کنید.