چطور هزینه تبلیغات گوگل را با دلار ۲۰ هزار تومانی حساب کنیم؟
دلار ۲۰ هزار تومانی در بازار وجود ندارد و گوگل هم برای تبلیغدهندگان ایرانی دلار را با نرخ متفاوتی حساب نمیکند. پس چطور میشود از تبلیغات گوگل با «دلار ۲۰ هزار تومانی» حرف زد؟ پاسخ در نرخ ارز نیست؛ در هزینهای است که برای هر کلیک و در نهایت برای جذب مشتری پرد…
خلاصه تحلیلی خبر
دلار ۲۰ هزار تومانی در بازار وجود ندارد و گوگل هم برای تبلیغدهندگان ایرانی دلار را با نرخ متفاوتی حساب نمیکند. پس چطور میشود از تبلیغات گوگل با «دلار ۲۰ هزار تومانی» حرف زد؟ پاسخ در نرخ ارز نیست؛ در هزینهای است که برای هر کلیک و در نهایت برای جذب مشتری پرد…
موضوعات اصلی: پشتیبانی شبکه، کمپین، دلار، هزینه، کلیک، تبلیغات
دلار ۲۰ هزار تومانی در بازار وجود ندارد و گوگل هم برای تبلیغدهندگان ایرانی دلار را با نرخ متفاوتی حساب نمیکند. پس چطور میشود از تبلیغات گوگل با «دلار ۲۰ هزار تومانی» حرف زد؟ پاسخ در نرخ ارز نیست؛ در هزینهای است که برای هر کلیک و در نهایت برای جذب مشتری پرداخت میکنیم. فرض کنید دو کسبوکار هر دو دلار را با یک قیمت تهیه کنند، اما کسبوکار اول برای هر کلیک یک دلار بپردازد و کسبوکار دوم بتواند با بهینهسازی کمپین، همان کلیک مرتبط را با کسری از این مبلغ دریافت کند. نرخ دلار برای هر دو یکسان است، اما هزینه واقعی تبلیغاتشان دیگر یکسان نیست. ما اینجا از اصطلاح «دلار ۲۰ هزار تومانی» برای توضیح همین اتفاق استفاده میکنیم؛ یعنی بهجای اینکه منتظر ارزان شدن دلار باشیم، تلاش کنیم هزینه کمپین را آنقدر کاهش دهیم که اثر افزایش نرخ ارز بر تبلیغات کمتر شود. تجربه اجرای کمپینهای واقعی Google Ads نشان داده است که گاهی فاصله میان این دو حالت بسیار بیشتر از چیزی است که در شروع کمپین تصور میکنیم.
یکی از مشکلات Google Ads برای کسبوکارهای ایرانی این است که هزینه تبلیغات ارزی است، در حالی که درآمد بسیاری از آنها ریالی محاسبه میشود. در نتیجه با افزایش نرخ ارز، این تصور شکل میگیرد که تبلیغات گوگل هم الزاماً باید چند برابر گرانتر شود. اما نرخ ارز تنها متغیر این معادله نیست. فرض کنید یک کمپین برای هر کلیک یک دلار هزینه داشته باشد. اگر بتوانیم با بهینهسازی، هزینه همان ترافیک را به ۲۰ سنت برسانیم، دلار ارزان نشده است؛ اما با همان بودجه حالا امکان دریافت کلیکهای بیشتری داریم. این همان بخشی است که مدیر کمپین میتواند روی آن اثر بگذارد. ما نرخ دلار را تعیین نمیکنیم، اما میتوانیم روی انتخاب کلمات کلیدی، شیوه بودجهبندی، زمان نمایش تبلیغ، عبارتهایی که تبلیغ برای آنها نمایش داده میشود و نحوه مصرف بودجه کار کنیم. به همین دلیل قبل از اینکه بگوییم «Google Ads گران است»، باید یک سؤال دیگر بپرسیمکمپین ما چقدر بهینه است؟
کاهش هزینه Google Ads فقط با پایین آوردن قیمت پیشنهادی اتفاق نمیافتد
کاهش هزینه تبلیغات با این کار که صرفاً قیمت پیشنهادی را پایین بیاوریم تفاوت دارد. اگر بدون توجه به دادههای کمپین پیشنهاد قیمت را کاهش دهیم، ممکن است بخشی از نمایشهای ارزشمند را از دست بدهیم یا تبلیغ دیگر در موقعیتی که انتظار داریم دیده نشود. بهینهسازی یعنی بفهمیم کجا داریم بیش از اندازه هزینه میکنیم. ممکن است یک کلمه کلیدی کلیک زیادی ایجاد کند اما مشتری مناسبی وارد سایت نکند. ممکن است یک عبارت جستوجوی نامرتبط مرتباً بودجه مصرف کند. حتی ممکن است متوجه شویم تبلیغات در بعضی ساعات روز با رقابت شدید و هزینه بالا اجرا میشوند، در حالی که همان جستوجو در ساعات دیگری شرایط کاملاً متفاوتی دارد. این تفاوتها را نمیتوان قبل از اجرای کمپین فقط حدس زد. باید داده جمع شود، رفتار کمپین بررسی شود و بعد تصمیم بگیریم چه چیزی باید تغییر کند.
یک تجربه واقعی از کلیک بالای یک دلار تا بهنیهسازی آن در محدوده ۱۶ سنت
یک نمونه واقعی از این اتفاق را در اجرای یک کمپین در حوزه پزشکی تجربه کردیم. روی یکی از کلمات مهم این بازار، در شروع کار برای هر کلیک حدودیک تا یکونیم دلارهزینه میکردیم. برای یک کمپین با بودجه دلاری، چنین هزینهای برای هر کلیک میتواند خیلی سریع بخش قابلتوجهی از بودجه را مصرف کند. اما این عدد را بهعنوان هزینه اجتنابناپذیر بازار قبول نکردیم. کمپین بارها بررسی و بهینهسازی شد. کلمات و عبارتهایی که تبلیغ روی آنها نمایش داده میشد، نحوه مصرف بودجه، قیمتهای پیشنهادی و دادههایی که از رفتار واقعی کاربران به دست میآمد بررسی شدند. نتیجه بهتدریج خودش را نشان داد. هزینهای که در ابتدا برای هر کلیک به حدود یک تا یکونیم دلار میرسید، در ادامه و با بهینهسازی کمپین به محدودهحدود ۱۶ سنترسید. یعنی بدون اینکه نرخ دلار تغییر کند، هزینه دریافت کلیک به کسری از مقدار اولیه کاهش پیدا کرده بود. اما داستان همینجا تمام نشد.
شبها چه اتفاقی برای هزینه کلیک میافتاد؟
در ادامه اجرای همان کمپین متوجه الگوی دیگری شدیم. در ساعات پایانی شب بخشی از رقبا دیگر مانند ساعات اصلی روز در مزایده حضور نداشتند یا تبلیغاتشان متوقف میشد. این موضوع روی شرایط رقابت اثر میگذاشت. با ادامه تبلیغات در این ساعات، در برخی مقاطع امکان دریافت کلیکهایی با هزینهای در محدودهحدود ۸ سنتنیز ایجاد شد. این تجربه نکته مهمی درباره Google Ads دارد: گاهی فرصت کاهش هزینه در جایی قرار گرفته که در نگاه اول چندان مهم به نظر نمیرسد. زمان نمایش تبلیغ یکی از همین متغیرهاست. البته این به آن معنا نیست که تبلیغات شبانه همیشه ارزانتر است یا هر کسبوکاری با انتقال تبلیغات خود به ساعات شب میتواند کلیک هشتسنتی بگیرد. رفتار رقبا، نوع کلمه کلیدی، کشور هدف، حجم جستوجو و عوامل متعدد دیگر میتوانند شرایط هر کمپین را تغییر دهند. نکته اصلی این تجربه عدد ۸ سنت نیست؛فرایندی است که باعث شد این فرصت را پیدا کنیم.
دلار ۲۰ هزار تومانی چگونه ساخته میشود؟
اگر یک کلیک در ابتدای کمپین بیش از یک دلار هزینه داشته باشد و بعد از بهینهسازی بتوان همان کمپین را با کلیکهایی در محدوده چند سنت ادامه داد، نرخ دلار هیچ تغییری نکرده؛ اما اثر قیمت دلار روی هزینه تبلیغات بهشدت کاهش پیدا کرده است. منظور ما از «دلار ۲۰ هزار تومانی» دقیقاً همین است. چنین نتیجهای معمولاً از یک تغییر به دست نمیآید. انتخاب کلمه کلیدی مناسب، نوع تطبیق کلمات، افزودن کلمات منفی، بررسی عبارتهای جستوجوشده، مدیریت قیمت پیشنهادی، زمانبندی تبلیغات، ارتباط متن آگهی با جستوجوی کاربر و کیفیت صفحه فرود میتوانند در کنار یکدیگر روی عملکرد کمپین اثر بگذارند. مهمتر اینکه تصمیم درباره این موارد نباید فقط بر اساس حدس باشد. Google Ads بعد از شروع کمپین دائماً اطلاعات جدید تولید میکند. همین اطلاعات است که نشان میدهد چه جستوجویی بودجه را مصرف کرده، چه زمانی کلیک گرفتهایم، کدام کلمه عملکرد بهتری داشته و کدام بخش کمپین نیاز به اصلاح دارد.
بهینهسازی واقعی بعد از شروع کمپین اتفاق میافتد
قبل از شروع تبلیغات میتوان تحقیق کلمات کلیدی انجام داد، ساختار کمپین را طراحی کرد، متن تبلیغ نوشت و صفحه فرود مناسب انتخاب کرد. همه این کارها مهم هستند، اما هنوز یک چیز در اختیارمان نیست: داده واقعی کمپین. وقتی تبلیغات شروع میشود تازه رفتار واقعی کاربران را میبینیم. ممکن است کلمهای که روی کاغذ بسیار مناسب به نظر میرسید، جستوجوهای نامرتبط زیادی ایجاد کند. ممکن است کلمه دیگری که انتظار زیادی از آن نداشتیم، تبدیلهای خوبی ایجاد کند. یا مانند تجربهای که توضیح دادیم، دادهها نشان دهند در ساعات خاصی از شب شرایط رقابت تغییر میکند. به همین دلیل اجرای کمپین فقط نقطه شروع است. کسی که Google Ads را مدیریت میکند باید بتواند دادههای کمپین را بخواند و بر اساس آنها تصمیم بگیرد. گاهی تصمیم درست کاهش قیمت پیشنهادی است، گاهی اضافه کردن کلمه منفی، گاهی تغییر صفحه فرود و گاهی تغییر زمان نمایش تبلیغات.
ساخت کمپین آسانتر است اما بهینهسازی آن مهارت میخواهد
ساخت یک کمپین، اضافه کردن کلمات کلیدی و نوشتن تبلیغ را میتوان نسبتاً سریع یاد گرفت. بخش مهمتر زمانی شروع میشود که تبلیغ فعال شده و بودجه واقعی در حال مصرف شدن است. در این مرحله باید بتوان تشخیص داد چرا یک کلمه گران است، کدام عبارت جستوجوشده ارزش پرداخت ندارد، چه زمانی تغییر قیمت پیشنهادی منطقی است و چه بخشی از کمپین نباید دستکاری شود. ما خودمان این مسیر را ابتدا در عمل یاد گرفتیم. با اجرای کمپینهای مختلف، آزمون و خطا، بررسی دادهها و کار روی پروژههای متعدد بهمرور مشخص شد کدام تغییرها واقعاً میتوانند روی هزینه و کیفیت ورودی اثر بگذارند و کدام کارها فقط ظاهر کمپین را تغییر میدهند. وقتی همین فرایند روی تعداد زیادی پروژه تکرار میشود، الگوها هم واضحتر میشوند. در یک پروژه ممکن است مشکل از عبارتهای جستوجوشده باشد، در پروژه دیگری زمان نمایش تبلیغ، ساختار کمپین یا صفحه فرود نقش مهمتری داشته باشد. تجربه کار روی پروژههای متعدد باعث میشود آموزش Google Ads دیگر فقط توضیح امکانات پنل نباشد و بر تصمیمهایی متمرکز شود که بعد از شروع مصرف بودجه باید گرفته شوند. بخش زیادی از چیزهایی که در این مسیر و در اجرای بیش از صد پروژه یاد گرفتهایم، درآموزش گوگل ادزمدیر وب منتشر کردهایم. در این دوره فقط درباره ساخت کمپین صحبت نمیکنیم؛ هدف این است که کاربر بداند بعد از فعال شدن تبلیغات، دادهها را چطور بخواند، هزینههای اضافی را کجا پیدا کند و بر اساس عملکرد واقعی کمپین چه تصمیمی بگیرد. تجربه کمپینهایی که هزینه کلیک آنها از محدوده یک دلار به چند سنت رسیده است نیز دقیقاً به همین دلیل اهمیت دارد؛ چون نشان میدهد بخش مهم یادگیری Google Ads بعد از فشردن دکمه شروع کمپین اتفاق میافتد.
در نهایت هزینه هر کلیک مهمتر است یا هزینه جذب مشتری؟
رسیدن از کلیک یکدلاری به ۱۶ سنت و حتی مشاهده کلیکهایی در محدوده ۸ سنت جذاب است، اما پایینترین هزینه هر کلیک الزاماً بهترین نتیجه نیست. ممکن است یک کمپین تعداد زیادی کلیک ارزان ایجاد کند اما این کاربران هیچوقت به مشتری تبدیل نشوند. در مقابل، ممکن است کلیک گرانتری داشته باشیم که احتمال تبدیل شدن آن به سرنخ یا مشتری بسیار بیشتر باشد. بنابراین هزینه هر کلیک را باید در کنار نرخ تبدیل و هزینه جذب مشتری دید. هدف بهینهسازی این نیست که به هر قیمتی ارزانترین کلیک ممکن را پیدا کنیم. هدف این است که بودجه تبلیغاتی برای جستوجوهایی مصرف شود که بیشترین ارزش را برای کسبوکار ایجاد میکنند. اینجاست که دوباره به همان «دلار ۲۰ هزار تومانی» برمیگردیم. قرار نیست دلار را ارزانتر بخریم. قرار است کاری کنیم گاهی این کار با انتخاب کلمه کلیدی بهتر انجام میشود، گاهی با حذف جستوجوهای نامرتبط، گاهی با اصلاح قیمت پیشنهادی و گاهی با کشف فرصتی مثل کاهش رقابت در ساعات خاص شب. نرخ دلار خارج از کنترل مدیر کمپین است؛ اما اینکه این دلار چگونه در Google Ads خرج شود، تا حد زیادی به کیفیت مدیریت و بهینهسازی کمپین بستگی دارد.
برای ارزیابی پایداری، امنیت و نگهداری این زیرساخت، راهنمای پشتیبانی شبکه را نیز مطالعه کنید.