صحبت کردن در ذهن، مردمک چشم را به شکلی کاملاً متفاوت از حرف زدن با صدای بلند تغییر میدهد
میگویند چشمها دریچهای به سوی روح هستند، اما در واقعیت، اطلاعاتی که چشمها درباره ما آشکار میکنند، تقریباً پایانی ندارد. تغییر اندازه مردمک چشم میتواند سرنخهایی درباره اطلاعاتی که دریافت میکنیم به دست دهد، نشان دهد که در حال دم یا بازدم هستیم و حتی به چی…
خلاصه تحلیلی خبر
میگویند چشمها دریچهای به سوی روح هستند، اما در واقعیت، اطلاعاتی که چشمها درباره ما آشکار میکنند، تقریباً پایانی ندارد. تغییر اندازه مردمک چشم میتواند سرنخهایی درباره اطلاعاتی که دریافت میکنیم به دست دهد، نشان دهد که در حال دم یا بازدم هستیم و حتی به چی…
موضوعات اصلی: پشتیبانی شبکه، مردمک، صدای، آزمایش، بلند، درونی
میگویند چشمها دریچهای به سوی روح هستند، اما در واقعیت، اطلاعاتی که چشمها درباره ما آشکار میکنند، تقریباً پایانی ندارد.
تغییر اندازه مردمک چشم میتواند سرنخهایی درباره اطلاعاتی که دریافت میکنیم به دست دهد، نشان دهد که در حال دم یا بازدم هستیم و حتی به چیزهایی که در ذهن خود تصور میکنیم واکنش نشان دهد.
اکنون پژوهشی تازه که محققان ژاپنی نتایج آن را در مجله آیساینس منتشر کردهاند، ارتباطی غیرمعمول میان اندازه مردمک چشم و شیوه صحبت کردن پیدا کرده است. یافتهها نشان میدهند تأثیر حرف زدن بر مردمک چشم، بسته به اینکه کلمات را با صدای بلند بیان کنیم یا در سکوت و در ذهن خود بگوییم، تفاوت چشمگیری دارد.
بیشتر ما نوعی صدای درونی در ذهن خود تجربه میکنیم؛ صدایی که به مرتبسازی افکار، به خاطر سپردن اطلاعات و آماده کردن جملاتی که قصد بیانشان را داریم، کمک میکند.
تیمی از پژوهشگران به سرپرستی ریووتا کووامیزو، عصبشناس دانشگاه تسوکوبا، و ریویچی واتانابه، روانشناس رشد در دانشگاه ریتسومیکان، در توضیح این موضوع گفتند
مطالعات تصویربرداری عصبی در دو تا سه دهه گذشته نشان دادهاند که گفتار درونی یا صحبت کردن پنهانی در ذهن، از شبکهای مرتبط با تولید گفتار در نواحی پیشانی و گیجگاهی مغز بهره میگیرد. این شبکه تا حدی با شبکه فعال هنگام صحبت کردن با صدای بلند همپوشانی دارد، اما کاملاً با آن یکسان نیست.
با وجود پژوهشهای گسترده درباره نحوه فعال شدن شبکههای قشری مغز هنگام گفتار درونی، اطلاعات کمتری درباره ارتباط این فرایند با سامانههای تنظیم برانگیختگی مغز در دسترس قرار دارد.
پژوهشگران چگونه واکنش مردمک چشم را بررسی کردند؟
برای بررسی این موضوع، محققان سه آزمایش با مشارکت ۸۰ دانشجوی سالم دانشگاهی انجام دادند. شرکتکنندگان تمرینهای ساده شمارش را انجام میدادند و همزمان اندازه مردمک چشم آنها اندازهگیری میشد. بررسی تغییرات مردمک، روشی غیرتهاجمی برای مطالعه تغییرات سطح برانگیختگی مغز به شمار میرود.
در هر آزمایش، شرکتکنندگان اعداد را گاهی با صدای بلند و گاهی بهصورت ذهنی و در سکوت میشمردند. ترتیب انجام این دو حالت نیز در هر بار بهصورت تصادفی تغییر میکرد.
در آزمایش نخست، شرکتکنندگان باید از عدد یک شروع میکردند و اعداد صحیح متوالی را به ترتیب میشمردند؛ برای مثال، یک، دو، سه، چهار و به همین ترتیب.
در آزمایش دوم، وظیفه کمی پیچیدهتر شد. شرکتکنندگان همچنان شمارش را از یک آغاز میکردند، اما این بار باید اشیای مختلفی مانند گربه، توپ یا کتاب را میشمردند. برای نمونه، یک گربه، دو گربه، سه گربه و به همین ترتیب.
در آخرین آزمایش، شرکتکنندگان باید با فاصلههای عددی متغیر شمارش میکردند. این فاصلهها بهصورت تصادفی روی دو، سه یا چهار تنظیم میشدند. برای مثال، اگر فاصله سه انتخاب میشد، دنباله اعداد شامل یک، چهار، هفت، ۱۰ و به همین ترتیب بود.
نتایج غیرمنتظره؛ تفاوت گفتار درونی و صحبت کردن با صدای بلند
در نتیجهای غیرمنتظره، پژوهشگران دریافتند که صحبت کردن با صدای بلند و گفتار درونی، واکنشهای متفاوتی در مردمک چشم ایجاد میکنند. حرف زدن با صدای بلند در تمام آزمایشها باعث گشاد شدن مردمک شد، اما واکنش مردمک هنگام صحبت کردن در ذهن، بسته به نوع فعالیت تفاوت داشت.
با تغییر میزان دشواری تمرینها، واکنش مردمک در جریان گفتار درونی نیز تغییر کرد. هرچه شمارش به تلاش ذهنی بیشتری نیاز داشت، احتمال گشاد شدن مردمک افزایش مییافت.
در نخستین آزمایش که سادهترین فعالیت را شامل میشد، اندازه مردمک شرکتکنندگان هنگام شمارش ذهنی واقعاً کاهش پیدا کرد. در آزمایش دوم نیز تغییر قابلتوجهی در اندازه مردمک مشاهده نشد.
تنها در آزمایش سوم، یعنی دشوارترین مرحله که شامل شمارش با فواصل عددی متغیر بود، گفتار درونی به گشاد شدن مردمک انجامید؛ واکنشی که احتمالاً با میزان تلاش ذهنی موردنیاز ارتباط دارد.
پژوهشگران درباره مهمترین یافته مشترک در هر سه آزمایش توضیح دادند
پایدارترین نتیجه در هر سه آزمایش، گشاد شدن مداوم مردمک در هنگام صحبت کردن با صدای بلند بود. این یافته نشان میدهد که تولید صدا نقش مهمی در شکلگیری سطح برانگیختگی مرتبط با تغییرات مردمک چشم دارد.
آنها در ادامه گفتند
این گشاد شدن احتمالاً بازتاب مجموعهای از فرایندهای مرتبط با برانگیختگی مغز است که اجرای حرکات، تغییرات تنفسی، بازخورد حسیحرکتی و توجه را در بر میگیرد. تصور میشود هر یک از این عوامل بر سامانههای برانگیختگی ساقه مغز و وضعیت شبکههای قشری تأثیر بگذارند و در نهایت به تولید مؤثر گفتار کمک کنند.
در مقابل، به نظر میرسد اجرای گفتوگوی درونی معمولاً برانگیختگی بسیار کمتری در مغز ایجاد میکند.
حتی در آزمایش سوم که دشوارترین تمرین را شامل میشد، میزان گشاد شدن مردمک هنگام گفتار درونی کمتر از زمانی بود که شرکتکنندگان همان فعالیت را با صدای بلند انجام میدادند.
پژوهشگران احتمال میدهند تلاش اضافی موردنیاز برای تبدیل افکار درونی به کلمات قابلشنیدن، یکی از دلایل این تفاوت باشد. صحبت کردن با صدای بلند به کنترل حرکتی پیچیدهای نیاز دارد که بیان کلمات، تنفس، پایش صدا و فرایندهای دیگر را شامل میشود. این فعالیتها احتمالاً سطح برانگیختگی مغز را در مقایسه با گفتار درونی افزایش میدهند.
این تفاوت ممکن است از نظر توجه و حافظه نیز اهمیت داشته باشد. پژوهشی پیشین نشان داده بود که تغییرات اندازه مردمک با میزان موفقیت افراد در به خاطر سپردن کلماتی ارتباط دارد که با صدای بلند بیان کردهاند.
در مجموع، شواهد نشان میدهند که صحبت کردن با صدای بلند فعالیتی است که سطح برانگیختگی قابلتوجهی در بدن ایجاد میکند.
پژوهشگران خاطرنشان کردند که در آزمایش سوم، گشاد شدن مردمک شرکتکنندگانی که با صدای بلند صحبت میکردند، به حدود ۰٫۴ میلیمتر رسید و بیش از ۱۰ ثانیه ادامه یافت. این میزان با واکنش بدن هنگام فعالیت بدنی شدید قابلمقایسه است؛ از جمله با تغییراتی که پیشتر هنگام دوچرخهسواری پرفشار و با شدت حدود ۸۰ درصد حداکثر اکسیژن مصرفی بدن مشاهده شده بود.
به بیان سادهتر، تبدیل افکار به کلمات و بیان آنها با صدای بلند، فرایندی دشوارتر از چیزی است که در نگاه اول به نظر میرسد.
نتایج این پژوهش در مجله علمی آیساینس منتشر شده است.
برای ارزیابی پایداری، امنیت و نگهداری این زیرساخت، راهنمای پشتیبانی شبکه را نیز مطالعه کنید.