ژنهای شما ممکن است پیش از خودتان بدانند عاشق چه کسی خواهید شد!
پژوهش جدید نشان میدهد ژنتیک میتواند در انتخاب شریک عاطفی نقش داشته باشد و حتی ما را به سمت افرادی با ویژگیهای مشابه سوق دهد. شاید در پروفایلهای سایتهای دوستیابی عباراتی مثل «عاشق سگها باشد» یا «پیادهروی طولانی هنگام غروب را دوست داشته باشد» به چشم بخور…
خلاصه تحلیلی خبر
پژوهش جدید نشان میدهد ژنتیک میتواند در انتخاب شریک عاطفی نقش داشته باشد و حتی ما را به سمت افرادی با ویژگیهای مشابه سوق دهد. شاید در پروفایلهای سایتهای دوستیابی عباراتی مثل «عاشق سگها باشد» یا «پیادهروی طولانی هنگام غروب را دوست داشته باشد» به چشم بخور…
موضوعات اصلی: پشتیبانی شبکه، عاطفی، انتخاب، ژنتیکی، شریک، ویژگیهای
پژوهش جدید نشان میدهد ژنتیک میتواند در انتخاب شریک عاطفی نقش داشته باشد و حتی ما را به سمت افرادی با ویژگیهای مشابه سوق دهد.
شاید در پروفایلهای سایتهای دوستیابی عباراتی مثل «عاشق سگها باشد» یا «پیادهروی طولانی هنگام غروب را دوست داشته باشد» به چشم بخورد؛ اما واقعاً هنگام انتخاب شریک عاطفی به دنبال چه ویژگیهایی هستیم؟ اطلاعاتی که افراد در پروفایلهای خود منتشر میکنند، بهندرت تمام انتظاراتشان از یک رابطه ایدهآل را نمایان میکند؛ حتی عکسهای سلفی در آینه دستشویی هم کمکی به شناخت این معیارها نمیکنند. گاهی پاسخ این پرسشها آنقدر ناخودآگاه است که برای پیدا کردن آن باید سراغ ژنهای خودمان برویم.
شاید پیدا کردن فرد مناسب برای برقراری رابطه عاطفی، برخلاف تصورمان چندان تصادفی نباشد؛ هنگامی که افراد دارای ویژگیهای مشابه یکدیگر را برای رابطه انتخاب میکنند، پدیدهای به نام «جفتگیری همسانگزین» (Assortative Mating) شکل میگیرد. این رفتار همچنان بر ساختار ژنتیکی جمعیت انسانها تأثیر میگذارد و به نوعی، حتی بدون آگاهی زوجها، در انتخابهای آنها نقش دارد. در واقع، معیارهایی مانند سطح تحصیلات یا برخی رفتارهای فردی میتوانند از همان ابتدا در ذهن ما وجود داشته باشند و بر انتخاب شریک عاطفی تأثیر بگذارند.
این پدیده تا حدودی توضیح میدهد که چرا برخی خانوادهها در طول نسلهای متوالی ویژگیهای مشخصی را حفظ میکنند. گرچن ساندرز، پژوهشگر دانشگاه مینهسوتا، برای بررسی میزان گستردگی این موضوع تصمیم گرفت الگوهای ژنتیکی زوجها و نسلهای مختلف یک خانواده را با یکدیگر مقایسه کند.
ساندرز در پژوهشی که اخیراً در نشریه Behavior Genetics منتشر شد، درباره اهمیت این موضوع گفت
درک نحوه انتخاب شریک عاطفی و تغییرات آن در گذر زمان، برای علوم اجتماعی و تحقیقات ژنتیک اهمیت زیادی دارد؛ زیرا این موضوع بر الگوهای همسانی اجتماعی و نابرابری تأثیر میگذارد و همزمان، برخی فرضیات اساسی در مدلهای ژنتیک کمی و اپیدمیولوژی ژنتیکی را تحت تأثیر قرار میدهد.
هنگامی که دو شریک عاطفی ویژگیهای ژنتیکی مشابهی داشته باشند، احتمال انتقال آن ویژگیها به فرزندانشان نیز افزایش پیدا میکند. این مسئله میتواند بر نحوه توزیع چنین ویژگیهایی در جمعیتهای انسانی تأثیر بگذارد. البته منظور این نیست که افراد لزوماً آگاهانه و صرفاً براساس ویژگیهای ژنتیکی یکدیگر را انتخاب میکنند. احتمالاً آنها از ابتدا در گروههای اجتماعی مشابهی حضور دارند و از طریق ارتباطات اجتماعی و حرفهای خود، در نهایت با فردی آشنا میشوند که ویژگیهای مشترکی با آنها دارد.
ساندرز در تحقیقات خود هشت ویژگی مشخص را بررسی کرد که از خصوصیات ظاهری گرفته تا سطح تحصیلات و عادتهای مرتبط با سلامت را شامل میشدند. قد، شاخص توده بدنی (BMI) و میزان تحصیلات از جمله این موارد بودند. پنج ویژگی دیگر نیز به مصرف الکل و استعمال دخانیات، از جمله دفعات مصرف و زمان شروع یا ترک این عادتها، مربوط میشدند.
پژوهشگران برای هر یک از شرکتکنندگان، امتیازی به نام «امتیاز چندژنی» (Polygenic Score) در نظر گرفتند؛ این امتیاز با ترکیب تأثیر گونههای مختلف ژنتیکی در ژنوم انسان، میزان استعداد ژنتیکی او برای برخورداری از یک ویژگی قابل مشاهده را تخمین میزند. چنین امتیازهایی میتوانند برای پیشبینی احتمال ابتلا به بیماریهای ارثی نیز استفاده شوند؛ البته این موضوع در تحقیقات ساندرز مورد بررسی قرار نگرفت؛ او بهطور ویژه به دنبال شناسایی شباهت میان امتیازهای ژنتیکی زوجهای متأهل و خواهر و برادرها بود.
نتایج نشان داد سطح تحصیلات بیشترین شباهت را میان زوجهای متأهل دارد؛ موضوعی که چندان هم غافلگیرکننده نیست، زیرا تأثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی بر انتخاب شریک عاطفی با ویژگیهای مشابه، سالهاست مورد توجه پژوهشگران قرار دارد. میزان مصرف نوشیدنیهای الکلی در هفته نیز در رتبه بعدی قرار گرفت. شاخص توده بدنی، شروع استعمال دخانیات و ترک سیگار از دیگر مواردی بودند که ارتباط قابلتوجهی میان زوجها نشان دادند.
جالبتر اینکه برخی ویژگیهای ظاهراً نامرتبط نیز معمولاً در کنار یکدیگر دیده میشدند؛ افرادی که تحصیلات بالاتری داشتند، بیشتر به انتخاب شریک عاطفی قدبلندتر، با شاخص توده بدنی پایینتر و احتمال کمتر استعمال دخانیات تمایل نشان میدادند. در مقابل، افرادی که سیگار یا الکل بیشتری مصرف میکردند، اغلب به کسانی با عادتهای مشابه و شاخص توده بدنی بالاتر جذب میشدند. بررسی امتیازهای چندژنی نیز نشان داد اگرچه ارتباط ژنتیکی میان زوجها چندان قدرتمند نیست، اما همچنان قابلتوجه است.
ویژگیهایی که پیش از شکلگیری رابطه عاطفی تثبیت شده بودند، مانند قد و شاخص توده بدنی، بیشترین همبستگی را میان زوجها داشتند.
در مقابل، ویژگیهایی که با گذشت زمان تغییر میکنند، مانند تعداد سیگار یا نوشیدنیهای مصرفی روزانه و ترک دخانیات، ارتباط ضعیفتری نشان دادند. مقایسه اطلاعات خواهر و برادرها نیز شواهدی از انتخاب شریک عاطفی براساس این ویژگیها در نسلهای گذشته ارائه کرد.
ساندرز در توضیح نتایج پژوهش تأکید کرد که تفاوتهای مشاهدهشده در ساختار ژنتیکی گروههای مختلف، ممکن است علاوه بر تغییر الگوهای انتخاب شریک عاطفی در طول زمان، تحت تأثیر تفاوتهای اجتماعی، فرصتهای ارتباطی و هنجارهای رفتاری نیز قرار داشته باشند.
DNA لزوماً سرنوشت عاطفی انسان را تعیین نمیکند؛ اما دستکم ممکن است مسیر رسیدن به فرد مناسب را به ما نشان دهد.
برای ارزیابی پایداری، امنیت و نگهداری این زیرساخت، راهنمای پشتیبانی شبکه را نیز مطالعه کنید.