پژوهش جدید نشان میدهد کودکان میتوانند از مارها بترسند و همچنان عاشق طبیعت باشند
پژوهش جدید ونسا وودز از ابتدا در آزمایشگاه یا جریان فعالیتهای میدانی شکل نگرفت، بلکه ریشه آن به خانه و تجربههای شخصی او با فرزندانش بازمیگردد. پسر او با اشتیاق در گلولای بازی میکرد، به حشرات علاقه داشت و از گشتوگذار در فضای باز لذت میبرد. در مقابل، دختر…
خلاصه تحلیلی خبر
پژوهش جدید ونسا وودز از ابتدا در آزمایشگاه یا جریان فعالیتهای میدانی شکل نگرفت، بلکه ریشه آن به خانه و تجربههای شخصی او با فرزندانش بازمیگردد. پسر او با اشتیاق در گلولای بازی میکرد، به حشرات علاقه داشت و از گشتوگذار در فضای باز لذت میبرد. در مقابل، دختر…
موضوعات اصلی: پشتیبانی شبکه، کودکان، علاقه، طبیعت، زیستی، وودز
پژوهش جدید ونسا وودز از ابتدا در آزمایشگاه یا جریان فعالیتهای میدانی شکل نگرفت، بلکه ریشه آن به خانه و تجربههای شخصی او با فرزندانش بازمیگردد.
پسر او با اشتیاق در گلولای بازی میکرد، به حشرات علاقه داشت و از گشتوگذار در فضای باز لذت میبرد. در مقابل، دخترش محیطهای طبیعی منظمتر را ترجیح میداد و بیشتر به باغها و فضاهای سبز مرتب و طراحیشده علاقه نشان میداد.
این تفاوت در علایق فرزندان، وودز، پژوهشگر بخش انسانشناسی تکاملی دانشگاه دوک، و همکارانش را به بررسی یکی از پرسشهای قدیمی در علم رفتار انسان سوق داد: آیا علاقه به تنوع زیستی ویژگی مشترک و همگانی انسانهاست یا اینکه میزان این علاقه در افراد مختلف تفاوت دارد؟
نتایج این تحقیق که ۳۰ اکتبر در نشریه فرانتیرز این سایکولوژی منتشر شد، فرضیه زیستدوستی را به چالش میکشد. بر اساس این فرضیه، انسانها بهطور ذاتی و همگانی به طبیعت گرایش دارند. اما یافتههای پژوهش جدید نشان میدهد علاقه به طبیعت احتمالاً بیشتر به ویژگیهای خلقوخویی افراد شباهت دارد و میان کودکان تفاوتهای قابلتوجهی در این زمینه وجود دارد.
برای بررسی این موضوع، گروه تحقیقاتی ۲۹۵ کودک سه تا ۱۳ ساله را در باغوحش کارولینای شمالی و پناهگاه لولا یا بونوبو در کینشاسا، پایتخت جمهوری دموکراتیک کنگو، مورد مطالعه قرار دادند. کودکان در آزمونهایی شرکت کردند که میزان ترس آنها از حیوانات، موسوم به زیستهراسی، و همچنین ترجیحاتشان درباره تنوع زیستی را در موقعیتهای مختلف میسنجید. این موقعیتها شامل باغها، مواجهه با حیاتوحش و انتخاب مقصدهای سفر بودند.
یکی از غیرمنتظرهترین نتایج تحقیق این بود که ترس و علاقه به طبیعت الزاماً در نقطه مقابل یکدیگر قرار ندارند. کودکانی که از عنکبوتها، مارها، سوسکها و سایر حیوانات میترسیدند، اغلب به همان اندازه کودکانی که ترس چندانی از این موجودات نداشتند، به محیطهای دارای تنوع زیستی علاقه نشان میدادند.
وودز در اینباره گفت
در عوض، دریافتیم که ترس از برخی موجودات میتواند همزمان با علاقه کلی به دنیای طبیعی وجود داشته باشد.
این نتایج نشان میدهد علاقه به تنوع زیستی و بیزاری از موجودات خاص احتمالاً از دو سازوکار روانشناختی جداگانه سرچشمه میگیرند. از دیدگاه تکاملی، چنین الگویی به کودکان اجازه میدهد ضمن حفظ کنجکاوی و علاقه خود به محیطهای طبیعی، در برابر خطرات احتمالی نیز محتاط باقی بمانند.
وودز در توضیح این موضوع گفت
متوجه شدیم کودکانی که از عنکبوتها میترسیدند، به همان اندازه احتمال داشت گروهی از حشرات شامل پروانهها و انواع مختلف سوسکها را به حیاط خانه خود دعوت کنند. بنابراین، ترس آنها تأثیر چندانی بر علاقهشان به تنوع زیستی نداشت.
پژوهشگران همچنین تفاوتهای چشمگیری میان کودکان مشاهده کردند. برخی از آنها بهطور مداوم محیطهای طبیعی متنوع را ترجیح میدادند، درحالیکه گروهی دیگر فضاهای کنترلشده و منظم را بیشتر میپسندیدند. این تفاوتها از سنین پایین کودکی آشکار بودند و در فرهنگهای مختلف نیز مشاهده شدند. چنین یافتهای این احتمال را تقویت میکند که زیستدوستی یک طیف از گرایشهای متفاوت باشد، نه ویژگی همگانی که در همه انسانها به یک اندازه وجود داشته باشد.
این پژوهش میتواند پیامدهای مهمی برای حفاظت از محیطزیست، آموزشهای زیستمحیطی و افزایش مشارکت عمومی در فعالیتهای مرتبط با طبیعت داشته باشد. برنامههایی که با هدف تقویت ارتباط کودکان با طبیعت طراحی میشوند، معمولاً این فرض را در نظر میگیرند که همه کودکان واکنش مشابهی به تنوع زیستی نشان میدهند. یافتههای جدید حاکی از آن هستند که باید رویکردی فردمحورتر در پیش گرفت و علایق، ترجیحات و میزان احساس راحتی هر کودک در مواجهه با طبیعت را در نظر داشت.
وودز معتقد است گام بعدی، کمک به کودکان برای درک اهمیت دنیای طبیعی پیرامونشان از طریق برنامههای آموزشی خواهد بود. او در حال مذاکره با باغهای دانشگاه دوک است تا واکنش کودکان به محیطهایی با سطوح مختلف تنوع زیستی را بررسی کند.
او به باغ گیاهان بومی بلومکویست اشاره میکند که محیطی بسیار متنوع و نزدیک به طبیعت دارد. در مقابل، باغ دیسکاوری فضایی کاملاً طراحیشده و ساماندهیشده به شمار میرود که بخشهای مختلف آن با جزئیات مشخص و نقشهبرداری شدهاند.
وودز در اینباره گفت
به نظرم بررسی اینکه کودکان به کدام بخش از این باغها میروند، چه چیزهایی توجهشان را جلب میکند و هنگام مواجهه با موجودات مختلفی که از آنها میترسند یا نسبت به آنها احساس نگرانی دارند، چگونه رفتار میکنند، بسیار جالب خواهد بود.
کاوانا اندرسون، مدیر بخش آموزش و تعامل با جامعه در باغهای دانشگاه دوک، نیز مشتاقانه منتظر نتایج این پروژه و استفاده از یافتههای آن در فعالیتهای آموزشی باغهاست.
او گفت
وقتی دانشآموزان ارتباط میان آموختههایشان را کشف میکنند، شگفتی را در چهرههایشان میبینیم و هیجان را در صدایشان میشنویم. همچنین مشاهده میکنیم که چگونه آگاهی و شناخت میتواند ترس را کاهش دهد؛ برای مثال، دانشآموزان یاد میگیرند که میتوانند با رعایت ایمنی به زنبورهای گردهافشان نزدیک شوند و سبدهای گرده روی پاهای آنها یا جزئیات چشمهای مرکبشان را از فاصله نزدیک مشاهده کنند.
از نگاه وودز، نتایج این تحقیق تصویری دقیقتر و چندبعدیتر از رابطه کودکان با دنیای طبیعی ارائه میدهد.
او در پایان گفت
اگر فرزندتان از یکی از موجودات جنگل بهشدت میترسد، امیدتان را به او از دست ندهید. هنوز هم فرصت زیادی برای تجربه شگفتیهای طبیعت وجود دارد.
برای ارزیابی پایداری، امنیت و نگهداری این زیرساخت، راهنمای پشتیبانی شبکه را نیز مطالعه کنید.