تکنولوژی

نباید توسعه‌ زیرساخت‌ دیجیتال را به جنگ و دوری از تهران باخت!

گزاره‌ نخ‌نمای «توسعه در ایران نامتوازن است» را بارها شنیده‌ایم. این ماجرا فقط به ایده‌ مرکزگرایی یا فقط «تهران توسعه‌یافته باشد» نیست؛ درواقع نشان می‌دهد که تصمیم‌گیری‌های مهم، سرمایه‌گذاری، زیرساخت، نهادهای اقتصادی و فرصت‌های شغلی معمولا در یک یا چند شهر بزر…

7 دقیقه مطالعه
  • پشتیبانی شبکه
  • هوش مصنوعی
  • دیجیتال
  • توسعه
  • توسعه‌ی
  • کشور
  • دیتاسنتر
  • استان
نباید توسعه‌ زیرساخت‌ دیجیتال را به جنگ و دوری از تهران باخت!

خلاصه تحلیلی خبر

گزاره‌ نخ‌نمای «توسعه در ایران نامتوازن است» را بارها شنیده‌ایم. این ماجرا فقط به ایده‌ مرکزگرایی یا فقط «تهران توسعه‌یافته باشد» نیست؛ درواقع نشان می‌دهد که تصمیم‌گیری‌های مهم، سرمایه‌گذاری، زیرساخت، نهادهای اقتصادی و فرصت‌های شغلی معمولا در یک یا چند شهر بزر…

موضوعات اصلی: پشتیبانی شبکه، هوش مصنوعی، دیجیتال، توسعه، توسعه‌ی، کشور

گزاره‌ نخ‌نمای «توسعه در ایران نامتوازن است» را بارها شنیده‌ایم. این ماجرا فقط به ایده‌ مرکزگرایی یا فقط «تهران توسعه‌یافته باشد» نیست؛ درواقع نشان می‌دهد که تصمیم‌گیری‌های مهم، سرمایه‌گذاری، زیرساخت، نهادهای اقتصادی و فرصت‌های شغلی معمولا در یک یا چند شهر بزرگ کشور متمرکز شده است. ایده‌ای که موجب توسعه‌ی صنعتی چند کانون محدود تمرکز پیدا می‌کند و موجب محرومیت نسبی در سایر مناطق کشور می‌شود؛ تضعیف سرمایه‌گذاری محلی، کاهش انگیزه‌‌ی کارآفرینی و تشدید مهاجرت نیروی انسانی ماهر از مناطق کمتر توسعه‌یافته منجر می‌شود[1]. البته در طول سال‌ها راه‌حل‌های متفاوتی برای این مساله از سوی سیاست‌گذارها ارایه و اجرایی شد اما سندروم «انتقال پایتخت به جنوب» یا «ساخت مدرسه» از انواع خوانش‌های نادرست از راه‌حل توزیع توسعه است.

اگر این توزیع نامتوازن را با جنگ و آسیب‌پذیری‌های مرزی در کنار هم بررسی کنیم، به شکاف بیش‌تر مرکز-پیرامون در ایران می‌رسیم. علاوه‌بر طرح‌های دولتی، شرکت‌ها و نهادهای خصوصی در ماه‌های اخیر اخباری برای حمایت و کمک به توسعه‌ی این مناطق داشته‌اند؛ مانند حمایت شرکت‌های انجمن تجارت برای اعزام تسهیل‌گران برای فهم مسایل میناب و کمک به توسعه‌ این شهر. اما در خبری درباره‌ی توسعه‌ی زیرساخت ابری یک دیتاسنتر در اهواز که از سوی یک شرکت ابری منتشر شد، عکس‌العمل‌های کمی‌متفاوت‌تر را به‌ دنبال داشت. این دیتاسنتر که نامش «قیصر» است و با یاد شاعر اهوازی توسعه داده شده است، قرار است کیفیت تجربه‌ی آنلاین کسب‌وکارها و کاربرهای آن شهر را بهتر کند، اگر Disaster Recovery هم در این دیتاسنتر پشتیبانی شود، یعنی کسب‌وکارهای آنلاین این شهرها و اطرافشان قرار است که پایداری بیش‌تر در زمان بحران را تجربه کنند. مهم‌ترین پرسش‌ها درباره‌ی چگونگی این بهبود تجربه‌ی آنلاین در یک شهر مرزی است؟

پاسخ کوتاه و فنی به این پرسش را باید تاثیر توزیع‌شدگی دیتاسنترها و راهکار Disaster Site کسب‌وکارهای مختلف در نقاط جغرافیایی پراکنده دید؛ یعنی کسب‌وکارها با داشتن معماری مالتی‌ریجن یا مالتی A-Z می‌توانند از تمرکز منابع حیاتی‌ زیرساخت‌شان در یک نقطه‌ی جغرافیایی جلوگیری کنند و این به سرعت و آمادگی‌شان در زمان حادثه، کمک می‌کند.

به‌علاوه این توزیع‌شدگی درباره‌ی دیتاسنترها در بعد اجتماعی منجر به رونق اقتصادی مناطق مختلف (غیر از مرکز) و شکل‌گیری/توسعه‌ی یک اکوسیستم فناوری در آن ناحیه می‌شود. به‌علاوه، تاثیر این توزیع جغرافیایی زمانی بهتر مشاهده می‌شود که هم‌زمان با زمان توسعه‌ IXPها در آن منطقه، تجربه‌ی آنلاین کاربرها و بهبود Latency وب‌سایت کسب‌وکارها بهبود خواهد یافت.

اما به‌طور مفصل در این یادداشت درباره‌ی اهمیت توسعه‌ی زیرساخت‌ دیجیتال در کشور و استان خوزستان نوشته‌ام

موسسه‌یKPMGبه این پرسش در قالب یک گزارش مشاوره‌ صنعت این‌طور پاسخ می‌دهد که «معماری دیتاسنترها باید از مدلی که صرفاً برای بیشینه‌کردن زمان دسترس‌پذیری طراحی شده، به مدلی تغییر کند که برای دوام آوردن، بقا و ادامه‌ی عملیات تحت فشارهای شدید مهندسی شده باشد».

دیتاسنترها به‌دلیل کمک زیرساختی که به نوآوری، هوشمندی، پایداری کسب‌وکارهای آنلاین می‌کنند یکی از بخش‌های حیاتی کشورها برای توسعه‌ زیرساخت‌های فناورانه به‌شمار می‌آیند؛ به همین دلیل در زمان حادثه‌ها حفظ این قلب‌های توسعه‌ی دیجیتال مهم‌تر می‌شود. شرکت‌های بزرگ فناوری هم معمولا در رفتاری مشابه در این وقایع غیرقابل‌ پیش‌بینی، سیاست توسعه‌‌ی ظرفیت دیتاسنترها را پی می‌گیرند. برای مثال در سال گذشته برد اسمیت، رییس ماکروسافت درباره‌ توسعه‌ی ظرفیت دیتاسنترها در اروپا در زمان ناآرامی‌های اروپا این‌طور نوشته است: «امروز مایکروسافت پنج تعهد جدید برای اروپا اعلام می‌کند. این تعهدات با گسترش زیرساخت‌های ابری و هوش مصنوعی در اروپا آغاز می‌شوند تا همه کشورهای اروپایی بتوانند از این فناوری‌ها برای افزایش رقابت‌پذیری اقتصادی خود بهره ببرند. همچنین متعهد می‌شویم کهتاب‌آوری دیجیتال اروپارا حتی در شرایط نوسانات ژئوپلیتیکی و تجاری حفظ کنیم»[2].

بدیهی است که این وضعیت را نمی‌توان مستقیم‌ با وضعیت ایران مقایسه کرد و دچار همان قیاس کورکورانه‌ بنچ‌مارک‌های بین‌المللی و مقایسه‌ی آن با ایران شویم، اما آن‌چه مهم است وضعیت استان‌های مرزی کشور و شکاف تجربه‌ی دیجیتال و توسعه و رفاه نسبت به استان‌های برخوردار کشور است. بنابراین اگر به ایران بازگردیم و استان‌های کم‌تر توسعه‌یافته‌ کشور را در مختصات خود ایران بررسی کنیم به ضرورت توسعه‌ی دیجیتال پراکنده می‌رسیم؛ چیزی که می‌تواند به توسعه‌ گام‌به‌گام استان‌های فقیر کشور کمک کند.

وضعیت خطرناک خوزستان در شاخص فقر فضایی نسبت به میانگین درآمدی استان

شاخص فقر فضایی میزان دسترسی به منابع آموزشی، درمانی، دیجیتال استان‌های کشور را بررسی می‌کند[3]؛ در این شاخص فارغ از اندازه‌گیری‌های کلاسیک که میانگین درآمد اهالی یک منطقه سنجیده می‌شود، میزان دسترسی اهالی به منابع موردنیاز آموزشی، درمانی، دیجیتال، هوای پاک و ... سنجیده می‌شود. به این معنا استان خوزستان به‌رغم بهره‌مندی از میانگین درآمدی گروهی از شهروندانش به‌واسطه‌ کار در پتروشیمی‌ها، اما در شاخص فقر فضایی جزو محروم‌ترین استان‌های کشور است[4].

گزارش‌های جمعیتی درباره‌ این استان نشان می‌دهد که نرخ بیکاری جوانان جمعیت فعال آن، حدود ۵ درصد بیش‌تر از میانگین بیکاری کل کشور است و بیشترین خالص مهاجرت منفی از نظر تعداد افراد در کشور در سال ۹۵ هم به این استان اختصاص داشت. به این تصویر نگاه کنید؛ وضعیت شکاف دیجیتال شهر اهواز را در طول ده سال نشان می‌دهد. اهواز در این سال‌ها به‌شکل نمایی از استان‌های با شکاف دیجیتال کم‌تر به استان‌های با شکاف دیجیتال بیش‌تر میل پیدا کرده است.

همه‌ این آمارها در کنار هم نشان می‌دهد که به‌رغم ظرفیت‌های انسانی در این استان، توسعه‌ زیرساختی برای کار و فعالیت جوانان در این استان برای ماندگاری جوانان در منطقه وجود ندارد. به‌علاوه، این استان از نظر شاخص‌های ترکیبی فقر هم جزو استان‌های با رتبه‌های بسیار بد است؛ این شاخص میزان ترکیبی فقر از نظر سطح دسترسی به منابع را می‌سنجد؛ بنابراین ممکن است میانگین درآمد افراد خانوار در اهواز به‌دلیل کار در مراکز پتروشیمی بالا باشد اما سطح دسترسی به خدمات تفریحی، رفاهی، دیجیتال، آموزش و … در این استان پایین است[5].

البته توسعه‌ی زیرساخت ابری یک دیتاسنتر نمی‌تواند به‌تنهایی این مساله را حل کند اما می‌تواند زنجیره‌ پیوند‌دهنده‌ زنجیره‌ فناوری برای اهالی، کسب‌وکارهای آنلاین و تجربه‌ی نهایی کاربر آنلاین آن استان باشد.

***

به سوال اول این یادداشت اگر بازگردم، اگر این دیتاسنتر پابرجا بماند و به توسعه‌ی زیرساخت دیجیتال منطقه کمک کند دقیقا به چه نیازهایی پاسخ می‌دهد؟

افزایش ظرفیت پردازش و ذخیره‌سازی کشوردیتاسنترها محل استقرار سرورها، تجهیزات ذخیره‌سازی و شبکه هستند. ایجاد یک دیتاسنتر جدید یعنی افزایش ظرفیت ملی برای ارائه خدمات ابری، میزبانی وب، پایگاه‌های داده، هوش مصنوعی و پردازش اطلاعات.

توزیع جغرافیایی زیرساخت‌های حیاتییکی از اصول طراحی زیرساخت‌های حیاتی این است که همه ظرفیت در یک نقطه متمرکز نباشد. وقتی دیتاسنترها در چند استان مستقر باشند، ریسک ناشی از حوادث طبیعی، حملات سایبری یا فیزیکی، قطعی برق و اختلال شبکه را کم‌تر می‌کنند.

کاهش تاخیر شبکههرچه سرویس به کاربران یا مراکز مصرف نزدیک‌تر باشد، معمولاً زمان رفت‌وبرگشت داده (Latency) کاهش پیدا می‌کند. این موضوع برای سرویس‌هایی مانند بانکداری آنلاین، بازی‌های آنلاین، ویدئو، خدمات ابری و سامانه‌های صنعتی اهمیت زیادی دارد.

افزایش تاب‌آوری خدماتاگر یک دیتاسنتر دچار مشکل شود، می‌توان بار پردازشی را به دیتاسنتر دیگری منتقل کرد. همان چیزی که به Disaster Recovery شناخته می‌شود و به تداوم کسب‌وکار در بحران کمک می‌کند. به همین دلیل هرچه پراکندگی جغرافیایی بیشتر باشد، احتمال ازکارافتادن هم‌زمان همه مراکز کمتر می‌شود.

ایجاد زیرساخت برای اقتصاد دیجیتالبسیاری از کسب‌وکارها به جای خرید سرور، از خدمات ابری استفاده می‌کنند. وجود دیتاسنتر جدید یعنی ظرفیت بیشتر که می‌تواند رشد شرکت‌های نرم‌افزاری و استارتاپ‌ها را تسهیل کند.

پشتیبانی از صنایع بزرگامروزه صنایع بزرگی مانند پتروشیمی، بانک و بیمارستان‌ها به پردازش لحظه‌ای داده، تحلیل داده و پشتیبان‌گیری نیاز دارند.

***

درنهایت این ادعا دور از ذهن نیست که مشابه تجربه‌های بین‌المللی و ملی مشارکت در تقویت زیرساخت ابری دیتاسنترها، توسعه‌ی دیتاسنترها فقط یک پروژه ساختمانی نیست. بلکه می‌تواند به‌تدریج شرکت‌های زیر نیز در اطراف آن شکل می‌گیرند: شرکت‌های نرم‌افزاری، ارایه‌دهندگان خدمات ابری، مراکز عملیات شبکه (NOC)، مراکز عملیات امنیت (SOC)، شرکت‌های هوش مصنوعی و پیمانکاران برق، سرمایش و فیبر نوری و… . به این معنا بنا به تحلیل‌های پژوهشگرهای حوزه‌ فقر، اتفاقا به‌جای ایده‌های فست‌فودی توسعه‌ «انتقال پایتخت» می‌توان به توزیع منابع دیجیتال، آموزش، سلامت و … توجه کرد و مانند توسعه‌ زیرساخت ابری در دیتاسنتر در اهواز، کمک به بهبود شاخص فقر فضایی در این استان‌ها داشت.


[1]https://news.mccima.com/76195/

[2]https://link.springer.com/article/10.1007/s10668-022-02738-0

[3]Spatial poverty

[4]https://iranjournals.nlai.ir/bitstream/handle//983841/C9C8A036688466F18A15B0A1F1428E86.pdf?sequence=1&isAllowed=y

[5]https://www.jscity.ir/article_141910_1b073267793abb182f20223031d6aa37.pdf

برای ارزیابی پایداری، امنیت و نگهداری این زیرساخت، راهنمای پشتیبانی شبکه را نیز مطالعه کنید.