تکنولوژی

مدیرارشد XNET‌زیرساخت: نیمی از تجهیزات زیرساخت IT صنعت مالی کشور فرسوده است

مدیر ارشد کسب‌وکار زیرساخت دیجیتال XNET زیرساخت، معتقد است آینده نزدیک زیرساخت دیجیتال ایران بیش از آنکه با توسعه ظرفیت‌های جدید همراه باشد، تحت تأثیر ضرورت افزایش تاب‌آوری، نوسازی تجهیزات فرسوده و تحول معماری زیرساخت قرار خواهد گرفت. او برآورد می‌کند حدود ۴۰…

10 دقیقه مطالعه
  • پشتیبانی شبکه
  • هوش مصنوعی
  • زیرساخت
  • خدمات
  • ظرفیت
  • مراکز
  • داده
  • تجهیزات
مدیرارشد XNET‌زیرساخت: نیمی از تجهیزات زیرساخت IT صنعت مالی کشور فرسوده است

خلاصه تحلیلی خبر

مدیر ارشد کسب‌وکار زیرساخت دیجیتال XNET زیرساخت، معتقد است آینده نزدیک زیرساخت دیجیتال ایران بیش از آنکه با توسعه ظرفیت‌های جدید همراه باشد، تحت تأثیر ضرورت افزایش تاب‌آوری، نوسازی تجهیزات فرسوده و تحول معماری زیرساخت قرار خواهد گرفت. او برآورد می‌کند حدود ۴۰…

موضوعات اصلی: پشتیبانی شبکه، هوش مصنوعی، زیرساخت، خدمات، ظرفیت، مراکز

مدیر ارشد کسب‌وکار زیرساخت دیجیتال XNET زیرساخت، معتقد است آینده نزدیک زیرساخت دیجیتال ایران بیش از آنکه با توسعه ظرفیت‌های جدید همراه باشد، تحت تأثیر ضرورت افزایش تاب‌آوری، نوسازی تجهیزات فرسوده و تحول معماری زیرساخت قرار خواهد گرفت. او برآورد می‌کند حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد تجهیزات زیرساخت فناوری اطلاعات صنعت مالی کشور بیش از پنج سال عمر دارند و محدودیت منابع و تأمین تجهیزات، امکان نوسازی گسترده آنها را در کوتاه‌مدت دشوار کرده است.

مهدی خدابنده در گفت‌وگو با ، تاب‌آوری، نوسازی و تحول را سه مفهوم کلیدی برای توصیف چشم‌انداز زیرساخت دیجیتال ایران معرفی می‌کند. به گفته او، اختلال در تأمین انرژی، محدودیت ارتباطات به‌ویژه در سطح بین‌المللی، تهدیدهای امنیتی و ریسک‌های ژئوپلیتیکی سبب شده‌اند تداوم خدمت‌رسانی و حفاظت از دارایی‌های دیجیتال بیش از گذشته اهمیت پیدا کند.

او معتقد است در چنین شرایطی، ایجاد سایت‌های بازیابی پس از بحران، تأمین افزونگی در زیرساخت‌ها و افزایش آمادگی برای مقابله با اختلالات باید در اولویت قرار گیرد؛ زیرا زیرساخت دیجیتال باید حتی هنگام وقوع بحران، جنگ یا حملات سایبری نیز امکان تداوم خدمات حیاتی را فراهم کند.

سرمایه‌گذاری گزینشی جای توسعه گسترده را می‌گیرد

به اعتقاد خدابنده، آینده نزدیک زیرساخت دیجیتال ایران با دوره‌ای از سرمایه‌گذاری گزینشی، نوسازی ضروری و تمرکز بیشتر بر تاب‌آوری همراه خواهد بود. او توضیح می‌دهد که محدودیت تأمین کالا و تجهیزات، شرایط انقباضی اقتصاد و کاهش منابع سرمایه‌گذاری، امکان توسعه زیرساخت با رویکردهای گذشته را محدود کرده است.

این تغییر رویکرد به‌ویژه در صنعت مالی اهمیت دارد؛ صنعتی که بخش قابل توجهی از خدمات روزمره مردم و کسب‌وکارها به پایداری سامانه‌های آن وابسته است.

خدابنده می‌گوید بانک‌ها با ریسک‌های جدی در زمینه استمرار خدمات و حفاظت از اطلاعات مشتریان روبه‌رو هستند و به همین دلیل تلاش خواهند کرد منابع محدود خود را به اقداماتی اختصاص دهند که احتمال توقف سرویس‌ها یا آسیب به داده‌ها را کاهش دهد.

از نگاه او، مهم‌ترین تغییر پیش رو، حرکت از توسعه صرف ظرفیت به سمت ایجاد ظرفیت قابل اتکا و تاب‌آور است. در این رویکرد، معیار موفقیت فقط افزایش تعداد رک‌ها یا احداث مراکز داده جدید نیست، بلکه توان زیرساخت برای مقابله با ریسک‌ها، حفاظت از داده‌ها و حفظ تداوم کسب‌وکار اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

او پیش‌بینی می‌کند که در کوتاه‌مدت، به جای توسعه گسترده زیرساخت‌های جدید، تمرکز اصلی بر افزایش قابلیت اطمینان و تاب‌آوری ظرفیت‌های موجود باشد.

افزایش۳۰درصدی ظرفیت مراکز داده هم دستاورد بزرگی خواهد بود

یکی از چالش‌های ارزیابی وضعیت زیرساخت دیجیتال کشور، نبود آمار جامع و قابل اتکا درباره ظرفیت واقعی مراکز داده است. خدابنده می‌گوید تاکنون گزارش مشخصی ندیده که تعداد مراکز داده تجاری ایران و ظرفیت هرکدام را به‌صورت دقیق نشان دهد.

به گفته او، در بررسی ظرفیت مراکز داده باید میان تعداد رک‌های نصب‌شده و ظرفیت واقعی قابل بهره‌برداری تفاوت قائل شد. همچنین لازم است مشخص شود افزایش ظرفیت با چه هدفی انجام می‌شود؛ پاسخ‌گویی به رشد تقاضا، افزایش تاب‌آوری یا آماده‌سازی زیرساخت برای فناوری‌های جدید.

او با اشاره به محدودیت منابع مالی، تأمین برق، تجارت بین‌المللی و افزایش نرخ ارز معتقد است در آینده نزدیک، بهبود ظرفیت قابل اتکای مراکز داده موجود واقع‌بینانه‌تر از تمرکز بر ساخت مراکز داده جدید است.

خدابنده برآورد می‌کند که اگر در کوتاه‌مدت بتوان ظرفیت قابل اتکا و قابل بهره‌برداری مراکز داده ارائه‌دهنده خدمات به کسب‌وکارهای صنعت مالی را تا حدود ۳۰ درصد افزایش داد، دستاورد بزرگی حاصل شده است.

او البته تأکید می‌کند که این عدد، برآوردی شهودی است و بر مطالعه جامع آماری استوار نیست. از نگاه او، چنین افزایشی ممکن است از طریق اصلاح مراکز داده موجود، افزودن تجهیزات جدید و بهبود ظرفیت بهره‌برداری محقق شود؛ هرچند تحقق آن به فراهم بودن شرایط و مجموعه‌ای از عوامل وابسته است.

خدابنده در عین حال، نیاز به توسعه ظرفیت را در افق میان‌مدت بسیار فراتر از این میزان می‌داند. به اعتقاد او، اگر محدودیت‌های کنونی کاهش یابد و امکان توسعه زنجیره زیرساخت دیجیتال از شبکه‌های ارتباطی تا مراکز داده فراهم شود، کشور در افق سه تا پنج ساله به حداقل ۱۰۰ درصد افزایش ظرفیت نیاز خواهد داشت.

این برآورد با توجه به رشد فناوری‌های دیجیتال، انقلاب صنعتی چهارم و افزایش تقاضا برای خدمات مبتنی بر هوش مصنوعی مطرح می‌شود.

مراکز دادهکنونیبرای پاسخ‌گویی به نیاز هوش مصنوعی آماده نیستند

خدابنده تحول را سومین اولویت آینده زیرساخت دیجیتال ایران می‌داند؛ تحولی که به اعتقاد او باید هم در معماری مراکز داده و هم در الگوی توزیع جغرافیایی و تأمین انرژی اتفاق بیفتد.

او با اشاره به شتاب توسعه هوش مصنوعی می‌گوید اگرچه ایران در میان بازیگران اصلی توسعه این فناوری قرار ندارد، اما این موضوع به معنای محرومیت از فرصت‌های آن نیست. به اعتقاد او، کشور می‌تواند از فناوری‌ها و ظرفیت‌های ایجادشده برای پاسخ‌گویی به نیازهای خود در حوزه‌های مختلف استفاده کند.

با این حال، فراهم بودن زیرساخت مناسب پیش‌شرط بهره‌برداری از این فرصت‌هاست.

خدابنده معتقد است مراکز داده فعلی کشور از نظر معماری، طراحی و ظرفیت تأمین انرژی با محدودیت‌هایی روبه‌رو هستند که ارائه خدمات نسل جدید هوش مصنوعی را دشوار می‌کند.

از نگاه او، تحول زیرساخت تنها به استفاده از تجهیزات جدید محدود نمی‌شود. تمرکززدایی از تهران، توزیع ظرفیت‌های پردازشی و محل‌های میزبانی داده در نقاط مختلف کشور و استفاده از شیوه‌های نوین تأمین انرژی نیز باید بخشی از برنامه تحول باشد.

او تأکید می‌کند که توسعه ظرفیت مراکز داده در آینده باید با در نظر گرفتن الزامات میزبانی تجهیزات پردازشی هوش مصنوعی و ضرورت توزیع جغرافیایی زیرساخت‌ها انجام شود.

چالش صنعت مالی بیش از مهاجرت به ابر، پذیرش ابر است

رایانش ابری یکی دیگر از محورهای این گفت‌وگوست. خدابنده معتقد است برای ارزیابی آینده خدمات مالی بر بستر ابر، ابتدا باید ظرفیت واقعی زیرساخت ابری کشور و میزان استفاده از آن در بخش‌های مختلف اقتصاد مشخص شود.

به گفته او، بانک‌ها، شرکت‌های بیمه و مجموعه‌های فعال در بازار سرمایه اغلب ترجیح می‌دهند از مراکز داده اختصاصی خود استفاده کنند و کمتر به سراغ دریافت خدمات از مراکز داده تجاری می‌روند.

او تأکید می‌کند که در تحلیل وضعیت رایانش ابری باید میان ابر عمومی، ابر خصوصی و ابر ترکیبی تفاوت قائل شد؛ زیرا سطح آمادگی زیرساخت، موانع پذیرش و الزامات ارائه خدمات در هرکدام متفاوت است.

خدابنده با اشاره به نبود آمار جامع و قابل اتکا درباره میزان استفاده از خدمات ابری در صنعت مالی ایران می‌گوید پیش از تعیین هدف برای انتقال خدمات، باید مشخص شود چه میزان زیرساخت ابری در کشور وجود دارد، چه خدماتی قابل ارائه است و چه موانعی بر سر راه استفاده از آن قرار دارد.

او معتقد است ایران هنوز در ارائه خدمات عمومی بر بستر ابر به سطح مطلوب نرسیده و این محدودیت در صنعت مالی نیز وجود دارد.

برآورد خدابنده این است که اگر در آینده نزدیک بتوان سهم خدمات مالی ارائه‌شده بر بستر ابر را به حدود ۱۰ درصد رساند، با توجه به شرایط موجود می‌توان آن را موفقیتی قابل قبول دانست. او تصریح می‌کند که این رقم بر مشاهدات میدانی و شناخت بازار استوار است و نباید آن را نتیجه یک پژوهش جامع یا آماری قطعی از وضعیت بانک‌ها دانست.

از سوی دیگر، خدابنده معتقد است در صورت نبود محدودیت‌های داخلی و خارجی و فراهم بودن شرایط مطلوب، امکان ارائه بیش از ۵۰ درصد خدمات بر بستر ابر باید تاکنون فراهم می‌شد. به گفته او، در چنین شرایطی حتی می‌توان در افق سه تا پنج ساله انتقال گسترده خدمات عمومی و مالی به زیرساخت‌های ابری را دنبال کرد؛ هرچند این چشم‌انداز نیز برآوردی شهودی و مشروط به رفع موانع است.

با این همه، او مسئله اصلی را فقط فنی نمی‌داند. خدابنده تأکید می‌کند که چالش صنعت مالی ایران بیش از آنکه مهاجرت به ابر (Cloud Migration) باشد، پذیرش ابر (Cloud Adoption) است.

به اعتقاد او، ابتدا باید ضرورت استفاده از رایانش ابری و مزایای آن در بانک‌ها، صنعت بیمه، بورس و دیگر نهادهای مالی پذیرفته شود. پس از شکل‌گیری این پذیرش، تصمیم‌گیری برای تغییر معماری و مهاجرت خدمات نیز می‌تواند سرعت بیشتری پیدا کند.

۴۰تا۵۰درصد تجهیزات زیرساختی صنعت مالی بیش از پنج سال عمر دارند

فرسودگی تجهیزات یکی دیگر از چالش‌هایی است که خدابنده درباره آن هشدار می‌دهد. او با اشاره به محدودیت سرمایه‌گذاری، تداوم تحریم‌ها، دشواری انتقال دانش و کاهش امکان دسترسی به فناوری‌های جدید، معتقد است بخش قابل توجهی از تجهیزات زیرساخت فناوری اطلاعات در صنعت مالی کشور به سن فرسودگی رسیده‌اند.

برآورد او این است که حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد تجهیزات زیرساخت فناوری اطلاعات مورد استفاده برای ارائه خدمات مالی، بیش از پنج سال عمر دارند.

خدابنده توضیح می‌دهد که در حوزه فناوری اطلاعات، تجهیزات با عمر بیش از پنج سال در بسیاری از موارد فرسوده یا خارج از رده در نظر گرفته می‌شوند؛ هرچند این معیار درباره تمام اجزای زیرساخت یکسان نیست. برای نمونه، عمر مفید تأسیسات و ساختمان مراکز داده با عمر تجهیزات پردازشی و فناوری اطلاعات تفاوت دارد.

او معتقد است در سال‌های اخیر، بسیاری از به‌روزرسانی‌ها در زیرساخت فناوری اطلاعات کشور بیشتر با هدف رفع نیازهای فوری و حفظ عملکرد موجود انجام شده‌اند تا نوسازی اساسی یا توسعه بلندمدت.

به گفته خدابنده، برای تصمیم‌گیری درباره نوسازی باید تجهیزات را بر اساس عمر و میزان ریسک دسته‌بندی کرد و اولویت را به دارایی‌هایی اختصاص داد که افزایش عمر آن‌ها احتمال خرابی، اختلال در خدمت‌رسانی یا توقف کسب‌وکار را بیشتر کرده است.

او در عین حال یادآور می‌شود که نوسازی لزوماً به معنای جایگزینی یک تجهیز قدیمی با نمونه جدید همان تجهیز نیست؛ زیرا تغییر نسل فناوری ممکن است به بازطراحی بخشی از زیرساخت نیز نیاز داشته باشد.

برای نمونه، خدابنده به تفاوت نیاز انرژی تجهیزات پردازشی اشاره می‌کند. به گفته او، در برخی زیرساخت‌های قدیمی، رک‌ها با ظرفیت تأمین توان حدود پنج تا هفت کیلووات طراحی شده‌اند؛ در حالی که استقرار سرورهای مرتبط با خدمات هوش مصنوعی ممکن است به دست‌کم ۱۰ کیلووات توان و ظرفیت سرمایش متناسب نیاز داشته باشد.

بنابراین، جایگزینی تجهیزات پردازشی بدون اصلاح ظرفیت برق و سرمایش، لزوماً به معنای آماده شدن زیرساخت برای فناوری‌های جدید نیست.

خدابنده با توجه به محدودیت‌های کنونی، برآورد می‌کند که میزان نوسازی زیرساخت‌های فناوری اطلاعات در کوتاه‌مدت کمتر از ۱۰ درصد خواهد بود. او حتی تحقق نوسازی در سطح ۱۰ درصد را نیز با توجه به وضعیت تأمین تجهیزات و منابع مالی، خوش‌بینانه می‌داند.

آینده زیرساخت دیجیتال به انتخاب اولویت‌های درست وابسته است

برآیند دیدگاه‌های خدابنده نشان می‌دهد که از نگاه او، توسعه زیرساخت دیجیتال ایران در آینده نزدیک بیش از هر چیز به نحوه تخصیص منابع محدود و انتخاب اولویت‌های سرمایه‌گذاری وابسته خواهد بود.

او تاب‌آوری را مقدم بر نوسازی و تحول می‌داند، اما تأکید می‌کند که این سه اولویت از یکدیگر جدا نیستند. افزایش قابلیت اطمینان مراکز داده، جایگزینی تجهیزات فرسوده، توسعه زیرساخت‌های ابری و آماده‌سازی مراکز داده برای هوش مصنوعی، همگی بخش‌هایی از مسیری هستند که باید با توجه به محدودیت‌های اقتصادی، انرژی و فناوری دنبال شود.

از نگاه مدیر ارشد کسب‌وکار زیرساخت دیجیتال XNET زیرساخت، مسئله اصلی در کوتاه‌مدت، حفظ عملکرد زیرساخت‌های موجود و افزایش توان آن‌ها برای مقابله با اختلالات است؛ اما در افق بلندتر، بدون نوسازی جدی، تمرکززدایی و تغییر معماری زیرساخت، پاسخ‌گویی به تقاضای فزاینده خدمات دیجیتال و فناوری‌های نوظهور دشوار خواهد بود.

برای ارزیابی پایداری، امنیت و نگهداری این زیرساخت، راهنمای پشتیبانی شبکه را نیز مطالعه کنید.