رؤیای طولانی گوگلبوک: گوگل چگونه بعد از ۱۶ سال آیندهی لپتاپ را تعریف میکند؟
گوگل برای بازتعریف دوبارهی لپتاپ، باید تمام تواناییهایش را یکجا به کار بگیرد؛ حتی در حوزههایی که هنوز چندان در آنها خوشسابقه نیست. اواخر سال ۲۰۱۰، یکی از مدیران جوان و روبهرشد گوگل به نام سوندار پیچای مقابل گروهی از خبرنگاران روی صحنه رفت و از ایدهی ب…
خلاصه تحلیلی خبر
گوگل برای بازتعریف دوبارهی لپتاپ، باید تمام تواناییهایش را یکجا به کار بگیرد؛ حتی در حوزههایی که هنوز چندان در آنها خوشسابقه نیست. اواخر سال ۲۰۱۰، یکی از مدیران جوان و روبهرشد گوگل به نام سوندار پیچای مقابل گروهی از خبرنگاران روی صحنه رفت و از ایدهی ب…
موضوعات اصلی: پشتیبانی شبکه، هوش مصنوعی، گوگل، اندروید، گوگلبوک، هوش
گوگل برای بازتعریف دوبارهی لپتاپ، باید تمام تواناییهایش را یکجا به کار بگیرد؛ حتی در حوزههایی که هنوز چندان در آنها خوشسابقه نیست.
اواخر سال ۲۰۱۰، یکی از مدیران جوان و روبهرشد گوگل به نام سوندار پیچای مقابل گروهی از خبرنگاران روی صحنه رفت و از ایدهی بزرگ شرکت برای آیندهی لپتاپها گفت. در تصویری که او از آینده ترسیم میکرد، کاربران روی کامپیوترشان چیزی جز مرورگر وب نیاز نداشتند و اپلیکیشنها، دادهها و ارتباطات از طریق وب در دسترس قرار میگرفتند.
پیچای توضیح داد کامپیوتر دیگر به فضای ذخیرهسازی زیاد یا سختافزار خاصی احتیاج ندارد، چون پردازش اصلی در فضای ابری انجام خواهد شد. نرمافزاری که گوگل برای این لپتاپهای تازه ساخته بود، Chrome OS نام داشت و در واقع شرطبندی بزرگی روی این فرض بود که وب سرانجام جای تقریباً همهچیز را خواهد گرفت.
Chrome OS که بعدها نامش به ChromeOS تغییر کرد، از بسیاری جهات موفقیت بزرگی به دست آورد. اما کامپیوتری که اکنونریک اوسترلو رئیس بخش سختافزار و دستگاههای گوگلروی میزش دارد، کرومبوک نیست.
خلاصه صوتی، ساختهشده با هوش مصنوعی
اوسترلو از یک لپتاپ ۱۳ اینچی تاشوی دل استفاده میکند؛ با ۱۶ گیگابایت رم، پردازندهی پیشرفتهی کوالکام و بدنهای فلزی، باریک و سبک که تا حدی به مکبوک شباهت دارد. لپتاپ XPS Googlebook یکی از پنج محصول جدیدی محسوب میشود که با Googlebook OS عرضه خواهند شد؛ تازهترین ایدهی بزرگ گوگل دربارهی کامپیوترها.
در نگاه اول، گوگلبوک احتمالاً همان عادتهای قدیمی گوگل را در ذهنمان تداعی میکند، یک سیستمعامل جدید، یک برند تازه و محصول دیگری که شاید در نهایت سر از قبرستان گوگل دربیاورد.
ولی اوسترلو چنین فکر نمیکند و یکی از دلایلی که باعث شد به پروژه چراغسبز نشان دهد، این بود که گوگلبوک را نهاییترین حرکت برای متمرکزکردن گوگل میدانست.
گوگل سالها دو سیستمعامل را همزمان توسعه داد و نگهداری کرد، کروماواس روی لپتاپها باقی ماند، درحالیکه اندروید تلفنها، تبلتها، تلویزیونها، خودروها و تقریباً هر دستگاه دیگری را فتح کرد. گوگل بهتدریج اندروید را به رابط کاربری آشنایی تبدیل کرد که در طیف وسیعی از دستگاهها، اکوسیستم بزرگی از اپلیکیشنها را در اختیار کاربران میگذارد. تقریباً همهجا، بهجز لپتاپها.
گوگل میگوید هوش مصنوعی میتواند شیوهی استفادهی ما از کامپیوترها را برای همیشه تغییر دهد
در سالهای اخیر، گوگل به این نتیجه رسید که هوش مصنوعی میتواند شیوهی استفادهی ما از کامپیوترها را برای همیشه تغییر دهد، حتی اگر ظاهر و فرم خود کامپیوترها تقریباً همان چیزی بماند که امروز میشناسیم.
اوسترلو میگوید روی میزهایش نمونههای اولیهی فراوانی از دستگاههایی دارد که سعی کردهاند چرخ را از نو اختراع کنند. البته گوگل روی محصولاتی مثل عینکهای هوشمند نیز سرمایهگذاری سنگینی میکند، اما تا اینجای انقلاب هوش مصنوعی، کامپیوترهای شخصی قدرتمند یکی از برندگان غیرمنتظره بازار بودهاند.
چنین دستگاههایی توان محاسباتی لازم برای اجرای مدلهای هوش مصنوعی در کارهایی مانند برنامهنویسی، تبدیل گفتار به متن و کاربردهای دیگر را دارند. کافی است از اپل بپرسید؛ شرکتی که علاقهمندان به هوش مصنوعی مکهای قدرتمندش را در حجم زیادی خریداری کردهاند.
اوسترلو میگوید: «فکر میکنم فرمفکتور لپتاپ ماندگاری خاصی دارد. شکل و شمایلی جاافتاده که برای کار، بهرهوری و اجرای اپلیکیشنها آنقدر خوب جواب میدهد که جایگزینکردنش واقعا دشوار خواهد بود.»
فرمفکتور کلاسیک لپتاپ برخلاف پیشبینیها همچنان ماندگار و بیجایگزین باقی ماند
دو ایده، یعنی سلطهی اندروید و ظهور هوش مصنوعی، تقریباً تمام داستان گوگلبوک را توضیح میدهند. این پروژه با پیشفرضهای زیادی دربارهی آیندهی کامپیوترها جلو میرود؛ مثلاً اینکه چه کارهایی را با آن انجام میدهیم و چگونه. بااینحال، شاید غافلگیرکنندهترین بخش ماجرا تصمیم گوگل برای ساختن لپتاپهایی واقعاً عالی باشد.
درست یک نسل قبل، اریک اشمیت، مدیرعامل وقت گوگل، استدلال میکرد آینده به سختافزارهای دورانداختنی تعلق دارد و با تسلط اینترنت، خود دستگاهها اهمیتشان را از دست خواهند داد. ایدهی گوگلبوک نشان میدهد باورهای شرکت گوگل هم تغییر میکنند؛ چراکه حالا دستگاهها بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کردهاند و یک لپتاپ خوب ارزش پول خرجکردن دارد.
پروژهی گوگلبوک بهطورجدی حدود دو سال پیش آغاز شد، اما بعضی از ایدههای پشت آن سابقهی بسیار طولانیتری دارند. از حدود یک دهه قبل؛ شایعهها و گزارشهایی دربارهی ادغام کروماواس و اندروید منتشر میشد و گوگل نیز روشهای مختلفی را برای هماهنگکردن این دو سیستمعامل آزمایش کرد.
گوگل میخواست کروماواس را به جایی برساند که اپلیکیشنهای اندروید و حتی برنامههای ویندوز را روان اجرا کند، اما ادغامهایی ازایندست هرگز طبیعی و یکپارچه نشدند.
گوگل پس از سالها آزمون و خطا، اندروید را به قلب لپتاپ آورد
برای چند سال، پروژهای به نام Fuchsia همان چیزی به نظر میرسید که کاربران منتظرش بودند؛ ترکیبی از جهانهای مختلف گوگل. پروژه در نهایت کوچکتر شد و عمدتاً به حوزهی خانهی هوشمند محدود ماند.
اوایل سال ۲۰۲۴، چند نفر از کارکنان گوگل پرسش تازهای مطرح کردند. چه میشود اگر بهجای تلاش برای آوردن اپلیکیشنهای اندروید به کروماواس، بهترین ویژگیهای کروماواس را وارد اندروید کنیم؟ البته آنها نخستین افرادی نبودند که چنین سؤالی میپرسیدند، اما اولین گروهی بودند که زمان مناسبی را برای عملیکردن ایدهشان انتخاب کردند.
پراجاکتا گوداده، معاون مهندسی لپتاپها و تبلتهای گوگل، میگوید: «چیزی که واقعاً تغییر کرد، سرعت بالای تحول خود اندروید بود.»
اندروید سالها سیستمعاملی برای گوشیها به شمار میرفت و استفاده از آن در دستگاههای دیگر دردسر زیادی داشت. اما به گفتهی گوداده، در مقطعی اندروید بهقدری تکامل پیدا کرد که میتوانست روی پلتفرمهای مختلف بهخوبی کار کند.
توسعهدهندگان کمکم طراحی اپلیکیشن برای اندازههای مختلف نمایشگر و حالتهای گوناگون صفحه را جدیتر میگرفتند و تیم اندروید هم در گوگل معماری سیستمعامل را تغییر داده بود.
گوداده میگوید: «اندروید در آن زمان از فرمفکتورهای مختلف، از گوشی و پوشیدنیها گرفته تا تلویزیون و خودرو، پشتیبانی میکرد. همین تنوع تیم اندروید را وادار کرد معماری سیستمعامل را بسیار ماژولارتر کند تا بتواند روی دستگاههای مختلف اجرا شود.»
در عمل، این تغییرات یعنی ساخت یک لپتاپ اندرویدی دیگر چندان دور از دسترس نبود؛ لپتاپی که بتواند مجموعهی عظیم اپلیکیشنهای اندروید را بهصورت بومی اجرا کند، بدون آنکه ظاهر و رفتارش یادآور یک گوشی اندرویدی غولآسا باشد.
اگر گوگل زیرساخت اندروید را با برخی از قابلیتهای مهم ChromeOS، از چندوظیفگی قدرتمند و مدیریت مناسب پنجرهها گرفته تا بوت سریع و بهروزرسانی آسان نرمافزار، ترکیب میکرد، میتوانست مزیتهای اصلی هر دو سیستمعامل را در یک محصول جمع کند.
پروژه آلومینیوم بهترین قابلیتهای کروماواس را با انعطاف اندروید ترکیب کرد
ایده ابتدا در قالب یادداشتی مطرح شد که سیستمعامل جدیدی را برای لپتاپها پیشنهاد میداد. مدیران گوگل از طرح استقبال کردند و پروژهای با نام Project Aluminium شکل گرفت.
حتی تلفظ نام پروژه هم درون گوگل شوخی خودش را داشت. اعضای تیم آن را به شیوهی بریتانیایی، A-lu-min-i-um، تلفظ میکردند، نه «aluminum» آمریکایی. در دفتر ظرفی برای جریمه گذاشته بودند و هرکس نام پروژه را به سبک آمریکایی تلفظ میکرد، باید مبلغی در آن میانداخت.
اما آلومینیوم فقط پروژهای برای ترکیب دو سیستمعامل نبود. پیشنهاد اولیه چند تصور اساسی دربارهی آیندهی لپتاپها و نحوهی استفاده از آنها را هم در خود داشت.
ایدهی اول از تغییری در نسل کاربران میآمد. تعداد فزایندهای از مردم نخستین تجربهی جدی خود با کامپیوتر را از دستگاههای اندرویدی آغاز میکردند و طبیعی بود انتظار داشته باشند لپتاپشان هم با گوشی اندروید هماهنگ باشد و حتی برخی ویژگیهای آشنای رابط موبایل را در ظاهر و نحوهی کار کامپیوتر ببینند.
کاربران ویجتها، صفحهی اصلی، پنل اعلانها و گزینههای شخصیسازی میخواستند. انتظار داشتند اپلیکیشنهایشان روی لپتاپ هم در دسترس باشند و دادههایشان همیشه میان تمام دستگاهها همگام شود. همین خواسته یکی از اصول اصلی سیستمعامل جدید، یعنی یکپارچگی عمیق با دستگاههای اندروید را شکل داد.
البته صاحبان آیفون، چه آن زمان و چه امروز، بهرهی چندانی از این یکپارچگی نمیبرند.
تیم پروژه همچنین متقاعد شده بود که جمنای و دیگر ابزارهای هوش مصنوعی بخشی از آیندهی محاسبات خواهند بود و باید داخل خود سیستمعامل قرار بگیرند، نه اینکه صرفاً در قالب اپلیکیشنی جداگانه عرضه شوند.
نسل جدید کاربران انتظار دارند لپتاپشان رفتاری مشابه گوشی هوشمند داشته باشد
ظهور وایب کدینگ هم به این معنا بود که شاید مردم بخواهند نرمافزارهای خودشان را بسازند؛ چه از طریق ترمینال و چه با کمک ایجنتهایی که مستقیماً روی دستگاه اجرا میشوند. در چنین شرایطی، سیستمعامل باید اجرای برنامههایی را که خود کاربران میسازند؛ تا حد ممکن ساده کند.
ایدهی سوم حتی به بخشهای بسیار آشنای رابط کاربری میرسید. تیم گوگل تصور میکرد هوش مصنوعی میتواند بعضی از عادتهای چنددهسالهی ما در کار با کامپیوتر را هم تغییر دهد. الکساندر کوشر، مدیر ارشد مدیریت محصول لپتاپها و تبلتهای گوگل، برای توضیح این موضوع به نشانگر ماوس اشاره میکند: «نشانگر ماوس؟ وقتی به آن فکر میکنید، واقعاً چیز احمقانهای به نظر میرسد.»
مکان نشانگر تا حد زیادی محل توجه کاربر را نشان میدهد و همراه با ذهن و چشم او روی صفحه حرکت میکند؛ پس چرا کامپیوتر نتواند آن را ببیند و متناسب با آن واکنش نشان دهد؟ کوشر میگوید: «مدام دارم چیزهای مختلف را اینطرف و آنطرف کپی و پیست میکنم یا خواستهام را برای چتباتها مینویسم، درحالیکه نمیتوانم فقط با نشانگر ماوس به آنها بگویم دقیقاً با چه چیزی کار دارم.»
یکپارچگی عمیق با اکوسیستم اندروید، هسته اصلی تجربه کاربری گوگلبوک خواهد بود
ایدهی کوشر سرانجام به یکی از جدیدترین قابلیتهای سیستمعامل گوگلبوک، یعنی نشانگر جادویی یا Magic Pointer منجر شد. Magic Pointer به کاربر اجازه میدهد فقط با تکاندادن نشانگر روی یک تصویر یا بخشی از متن، دستیار هوش مصنوعی را فراخوانی کند.
کوشر میگوید هدف تیم این بود که «شیوهی معمول کار با لپتاپ دستنخورده بماند، اما همزمان حواسمان به کاربرانی باشد که از اکوسیستم ما میآیند و در جهانی مبتنی بر هوش مصنوعی زندگی میکنند.»
وقتی تیم آلومینیوم ساخت لپتاپی مبتنی بر اندروید و متمرکز بر هوش مصنوعی را آغاز کرد، خیلی زود متوجه مشکلاتی شد که گروههای دیگری در خود گوگل هم مشغول حلشان بودند. کوشر یکی از نمونهها را Android Automotive میداند
«پشتیبانی از چند کاربر برای Android Automotive اهمیت زیادی دارد، چون افراد مختلف پشت فرمان یک خودرو مینشینند و باید بتوانند سریع حساب کاربری را عوض کنند. وقتی این را دیدیم، گفتیم: عجب، ما هم دقیقاً همین قابلیت را لازم داریم!»
و بعد نمونههای مشابه دیگری هم پیدا شدند. اعضایی از تیم Android Wear روی بهبود پشتهی بلوتوث و اتصال لوازم جانبی کار میکردند و تیم XR نیز راههایی برای بهترکردن پشتیبانی اندروید از چند پنجره پیدا کرده بود. همین تمرکز و همپوشانی پروژههای مختلف گوگل، اوسترلو را به آیندهی این پروژه امیدوار میکند.
گوگل تمام دستاوردهای تیمهای مختلف خود را زیر یک سقف جمع کرد
دربارهی گوگل کلیشهای قدیمی وجود دارد که بیپایه هم نیست و میگوید تیمهای مختلف شرکت اغلب از کار یکدیگر خبر ندارند و نتیجهاش گاهی چند اپلیکیشن پیامرسان مشابه، چند سیستم یادآوری و انواع اشتراکهای هوش مصنوعی تقریباً مشابه میشود.
تیم آلومینیوم میتوانست همین مسیر را ادامه دهد؛ برای هر مسئله راهحلی جداگانه بسازد و همه را به کروماواس اضافه کند. اما بهجای آن، ایدهها و فناوریهایی را که در بخشهای مختلف اندروید شکلگرفته بودند، در یک پلتفرم واحد جمع کرد.
حتی نام نهایی دستگاهها و نرمافزار، یعنی گوگلبوک و گوگلبوکاواس، نشان میدهد گوگل تا چه اندازه امیدوار است آلومینیوم تمام چیزهای «گوگلی» را در یک تجربهی واحد جمع کند. کوشر میگوید: «خیلی زود فهمیدیم که موضوع فقط لپتاپ نیست، بلکه کل تجربهی گوگل اهمیت دارد. اگر گوشی، خودرو و لپتاپتان همگی با سرویسهای گوگل کار کنند، این دستگاه باید بخشی از همان تجربهی پیوسته باشد.»
البته نامگذاری محصول خودش نمونهی خوبی از پیچیدگی همیشگی گوگل محسوب میشود. گوگلبوکها با گوگلبوکاواس کار میکنند؛ سیستمعاملی عمدتاً مبتنی بر اندروید که بعضی ویژگیهای کروماواس را هم در خود دارد! کمی گیج شدید؟ تقریباً همه همینطورند، اما در نهایت، با لپتاپهایی مبتنی بر اندروید طرفیم.
گوگلبوک پایانی بر دوبارهکاریها و پروژههای موازی در سیستمعاملهای این شرکت است
تیم گوگلبوک خیلی زود فهمید چنین سیستمعاملی سختافزار قدرتمندی میخواهد. قابلیتهای هوش مصنوعی در سطح سیستم به توان پردازشی و حافظهی کافی نیاز دارند تا روان اجرا شوند، اما مسئله فقط پردازنده و رم نبود.
کوشر میگوید: «نمیخواستیم Magic Pointer بسازیم و بعد کارکردن با آن روی ترکپد دشوار باشد. این دو باید با هم هماهنگ باشند.» به همین ترتیب، چه فایدهای دارد بتوانید فقط با یک فرمان متنی نرمافزار بسازید، اگر تایپکردن با کیبورد دستگاه آزاردهنده باشد یا باتری پیش از پایان کار تمام شود؟
اگر نمایشگر بیش از حد کوچک باشد یا وضوح پایینی داشته باشد، کسی ترجیح نمیدهد بهجای گوشی از لپتاپ استفاده کند. گوگلبوک فقط زمانی جدی گرفته میشد که سختافزارش هم در سطح بالایی قرار میگرفت.
اوسترلو میگوید گوگل از همان ابتدا به فکر ساختن اکوسیستم گوگلبوک بود. شرکت سراغ تولیدکنندگان کامپیوتر، شرکتهای تراشهسازی و حتی سازندگان تلفن همراه رفت و تقریباً به همهی آنها پیشنهاد واحدی داد: «شما همین حالا هم لپتاپهایی عالی، دستگاههای اندرویدی خوب یا هر دو را میسازید؛ ما اکنون میخواهیم همهی این تواناییها را کنار هم قرار دهیم.»
برای صنعت کامپیوتر شخصی که همواره دنبال رقیبی برای ویندوز میگردد و روزبهروز بیشتر به اکوسیستمهایی شبیه اپل علاقه نشان میدهد، چنین پیشنهادی جذابیت زیادی داشت. اولین نسل گوگلبوک با پنج دستگاه از ایسر، ایسوس، دل، اچپی و لنوو وارد بازار میشود.
اوسترلو میگوید شرکتهای بیشتری هم برای پیوستن به پروژه آمادهاند و حتی شاید تیم پیکسل خود گوگل هم در آینده وارد این مسیر شود. پنج دستگاه نخست صرفاً محصولاتیاند که زودتر از بقیه آمادهی عرضه شدهاند؛ شرکای دیگری نیز برای حضور در موج بعدی اشتیاق زیادی نشان میدهند.
بااینحال اگر متقاعدکردن یک گروه کار دشوارتری باشد، آن گروه کاربراناند.
شاید به یاد داشته باشید که کرومبوک، باوجود موفقیت چشمگیر در آموزش و چند حوزهی دیگر، هیچوقت نتوانست میان کاربران عادی جای یک کامپیوتر شخصی تمامعیار را بگیرد. این مسئله به دو علت تقصیر خود گوگل هم بود. در وهلهی اول شرکت هیچوقت نتوانست کاربران را قانع کند که در کامپیوترشان فقط به مرورگر وب نیاز دارند.
مشکل دوم به سختافزار برمیگشت؛ گوگل و شرکایش سالهای زیادی را صرف ساختن و بازاریابی کامپیوترهای ضعیف کردند. تبلیغات اولیهی کرومبوک حتی آشکارا ضد سختافزار بود. مثلاً در بعضی تیزرها مردم لپتاپهایشان را آتش میزدند یا داخل رودخانه پرت میکردند. وقتی همهچیز در فضای ابری بود، چه اهمیتی داشت خود دستگاه چه سرنوشتی پیدا کند؟
این تصویر بعدها کرومبوکهای گرانتر را با مشکل مواجه کرد. حتی وقتی گوگل و شرکایش دستگاههای باکیفیتی مانند پیکسلبوک ساختند، نتوانستند کسی را متقاعد کنند که دستگاههایشان ارزش پرداخت مبلغ بالاتری را دارند.
گوگلبوک با قیمت پایه وارد رقابت مستقیم با مکبوک ایر میشود
اولین نسل گوگلبوکها بین ۸۹۹ تا ۱۲۹۹ دلار قیمت خواهند داشت، یعنی مستقیماً با محصولاتی مثل مکبوک ایر رقابت میکنند. اوسترلو میگوید گوگلبوک در ادامه به فرمفکتورهای دیگر و ردههای قیمتی پایینتر هم خواهد رسید، اما فعلاً نگرانی چندانی دربارهی فروش لپتاپهای گرانقیمت با برند گوگل ندارد.
از نگاه او، محبوبیت فزایندهی هوش مصنوعی مردم را به سمت خرید کامپیوترهای قدرتمندتر سوق میدهد و حتی ممکن است اهمیت لپتاپ و کامپیوتر رومیزی را دوباره افزایش دهد. او میگوید: «هنوز معتقدم لپتاپ کامپیوتر اصلی شما باقی میماند؛ دستگاهی که اتصال به شبکه، بخش عمدهی توان پردازشی و نمایشگر اصلی را برای کار و سرگرمی در اختیارتان میگذارد.»
اوسترلو درعینحال میپذیرد که اگر شرکت بخواهد گوگلبوک را درست از آب دربیاورد، به سختافزاری در همین سطح و قیمتی در همین محدوده نیاز دارد. گوگل هم احتمالاً فرصت زیادی برای اشتباه ندارد؛ این سومین بار است که گوگل تلاش میکند تعریف خودش از آیندهی لپتاپ را به بازار بقبولاند.
ماه می، وقتی گوگل برای اولینبار ایدهی گوگلبوک را معرفی کرد، تمرکز زیادی روی هوش مصنوعی و جمنای داشت. اما مسیر گوگلبوکها خیلی پیشتر از تب فعلی مدلهای زبانی بزرگ آغاز شده بود و ماجرا صرفاً به چتبات گوگل محدود نمیشود.
از نگاه اوسترلو، گوگلبوک را میتوان نتیجهی طبیعی سالها تکامل اندروید دانست، به همین دلیل شاید اولین وظیفهی گوگلبوک این باشد که «اپلیکیشنهایی را اجرا کند که از قبل میشناسید، با همهی چیزهایی که در اندروید استفاده میکنید، بهخوبی همگام شود و درعینحال، لپتاپ فوقالعادهای هم باشد.»
شانزده سال پیش، گوگل لپتاپی برای عصر وب ساخت. حالا میخواهد لپتاپی بسازد که هم با عصر ، که مدتها پیش از راه رسید، سازگار باشد و هم برای عصر رو به تکامل هوش مصنوعی آماده شود.
موفقیت در این مسیر تقریباً تمام تواناییهایی را میطلبد که گوگل در آنها مهارت دارد، مثل نرمافزار، هوش مصنوعی، سرویسهای ابری، اندروید و اکوسیستم گستردهی دستگاهها. اما اینبار فاکتور دیگر هم تعیینکننده خواهد بود؛ سختافزارهایی در حد بهترین محصولاتی که شرکای گوگل میتوانند بسازند.
گوگل باید کاربران را نیز قانع کند که لپتاپ آینده باید کمی بیشتر شبیه گوشیشان رفتار کند و پیوند عمیقتری با ابزارهای هوش مصنوعی داشته باشد. هیچ تضمینی وجود ندارد که کاربران چنین آیندهای را بخواهند.
رؤیای طولانی گوگلبوک، شاید از تلاش قبلی شرکت برای انتقال تجربهی لپتاپ به وب هم بلندپروازانهتر باشد، ولی اگر جواب دهد، نگاه کاربران به ابزار آشنایی مثل نشانگر ماوس هم تغییر میکند.
برای ارزیابی پایداری، امنیت و نگهداری این زیرساخت، راهنمای پشتیبانی شبکه را نیز مطالعه کنید.