خیزش اژدهای سرخ؛ رشد علمی خارقالعاده چین چگونه دنیا را تغییر خواهد داد؟
Nature چین با سرمایهگذاری بیسابقه قصد دارد جایگاه خود در عرصه علم را در دنیا بازتعریف کند؛ مسیری که با فرصتها و چالشهای بزرگی همراه است. خلاصه مقاله چین در طول پنج دهه، از بازیگری کماهمیت در علم جهان به یکی از قدرتهای اصلی پژوهش و فناوری تبدیل شده است. ا…
خلاصه تحلیلی خبر
Nature چین با سرمایهگذاری بیسابقه قصد دارد جایگاه خود در عرصه علم را در دنیا بازتعریف کند؛ مسیری که با فرصتها و چالشهای بزرگی همراه است. خلاصه مقاله چین در طول پنج دهه، از بازیگری کماهمیت در علم جهان به یکی از قدرتهای اصلی پژوهش و فناوری تبدیل شده است. ا…
موضوعات اصلی: پشتیبانی شبکه، هوش مصنوعی، چین، کشور، سال، توسعه
Nature
چین با سرمایهگذاری بیسابقه قصد دارد جایگاه خود در عرصه علم را در دنیا بازتعریف کند؛ مسیری که با فرصتها و چالشهای بزرگی همراه است.
خلاصه مقاله
- چین در طول پنج دهه، از بازیگری کماهمیت در علم جهان به یکی از قدرتهای اصلی پژوهش و فناوری تبدیل شده است. این کشور با سرمایهگذاری گسترده، اکنون در حوزههایی مانند هوش مصنوعی، نیمهرساناها و اکتشافات فضایی با آمریکا رقابت میکند.
- دولت چین با برنامهریزی بلندمدت و حمایت از شرکتهای خصوصی، توسعه فناوریهای راهبردی را سرعت بخشیده است. موفقیت دیپسیک، ساخت ایستگاه فضایی تیانگونگ و دستیابی به فناوری موشکهای چندبارمصرف از دستاوردهای این راهبرد هستند.
- بااینحال، سهم پایین پژوهشهای بنیادی و تأکید دانشگاهها بر تعداد مقالات، از موانع پیشرفت علمی چین محسوب میشوند. تخلفات علمی و نگرانیهای اخلاقی نیز چالشهایی جدی برای نظام پژوهشی این کشور ایجاد کردهاند.
- چین با جذب دانشمندان بازگشته از خارج و دانشجویان بینالمللی، در پی تقویت جایگاه خود در شبکه جهانی علم است. موفقیت بلندمدت این کشور به حمایت از پژوهشگران جوان، اصلاح نظام دانشگاهی و فراهمکردن زمینه اکتشافات بنیادی بستگی دارد.
شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، سرمایهگذاری بزرگی روی علم کرده است. او در نشست سطح بالایی که ماه آوریل در شانگهای برگزار شد، از دولتهای محلی، دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی خواست پژوهشهای بنیادی کشور را تقویت کنند.
شی گفت: «باید فرصتها را غنیمت بشماریم، با چالشها روبهرو شویم و پژوهشهای بنیادی را در اولویت برنامههای خود قرار دهیم.»
دستور شی بخشی از کارزار گسترده و بلندمدت چین برای ارتقای جایگاه این کشور در علم و فناوری است که تقریباً پنج دهه پیش آغاز شد. تنها یک ماه پیش از نشست ماه آوریل، رهبران چین بر اهمیت علم در جدیدترین برنامه پنجساله این کشور تأکید کرده بودند.
نقشه راه سیاستگذاری چین، سرمایهگذاری چشمگیر در پژوهشهای بنیادی و نوآوری را ضروری میداند و وعده میدهد که توسعه فناوریهای پیشرفته، ازجمله هوش مصنوعی، کاربردهای کوانتومی و همجوشی هستهای کنترلشده، تا پایان این دهه شتاب بگیرد.
تمرکز بر تقویت پژوهشهای بنیادی، تازهترین تلاش چین برای افزایش قدرت علمی و فناورانه این کشور است؛ روندی که نزدیک به نیمقرن پیش آغاز شد و از سال ۲۰۰۰ به بعد با شتاب بسیار بیشتری ادامه یافت.
چین در سال ۱۹۷۸، زمانی که درهای خود را به روی دنیا گشود، تقریباً هیچ حضور علمیای در عرصهی بینالمللی نداشت. براساس پایگاه استنادی اسکوپوس متعلق به الزویر، پژوهشگران این کشور کمتر از ۱۲۰ مقاله علمی در مجلات بینالمللی منتشر کرده بودند؛ عددی که تنها ۰٫۰۲ درصد از کل مقالات علمی جهان را تشکیل میداد.
اما کمتر از ۵۰ سال بعد، چین به قدرتی بزرگ در عرصه علم جهان تبدیل شده است و در مسیر پیشتازی جهانی در پژوهش و توسعه قرار دارد. این کشور اکنون یکی از بزرگترین سرمایهگذاران در حوزه پژوهش و توسعه است، از نظر تعداد درخواستهای ثبت اختراع پیشتاز محسوب میشود و بر پژوهش در دهها فناوری حیاتی، از جمله انرژی هستهای و زیستشناسی مصنوعی، تسلط دارد. دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی چین اکنون با غولهای دانشگاهی سنتی غرب رقابت میکنند وبرای نخستین بار در صدر رتبهبندی شاخص نیچر قرار گرفتهاند.
دستاوردهای چین فراتر از اعداد و رتبهبندیها، توجه دنیا را به خود جلب کردهاند؛ ازتوسعه مدلهای هوش مصنوعی تحولآفرینگرفته تابازگرداندن موفقیتآمیز نمونههای سنگ از نیمه پنهان ماهبرای نخستین بار.
این صعود برقآسا در عرصه علم، ممکن است در سالهای پیش رو شتاب بهمراتب بیشتری بگیرد. هدف کنونی چین این است که مجموع هزینههای پژوهش و توسعه در بخش دولتی و خصوصی را از هماکنون تا سال ۲۰۳۰سالانه دستکم ۷ درصد افزایش دهد. تحقق این هدف میتواند هر سال میلیاردها دلار سرمایهگذاری اضافی به همراه داشته باشد. این روند در تضاد با پیشبینیها درباره ایالات متحده قرار میگیرد؛ جایی که دولت دونالد ترامپ بهدنبال کاهش بودجه علم است و بهگفته منتقدان، توانمندیهای پژوهشی این کشور را تضعیف کرده است.
یانبو وانگ، پژوهشگر سیاستگذاری علم در دانشگاه هنگکنگ، میگوید: «چین این ظرفیت را دارد که چشمانداز جهانی تولید علم، رقابت فناورانه و مرکز ثقل ژئوپلیتیکی را بهطور اساسی تغییر دهد. اگر رقابت با ژاپن در دهه ۱۹۸۰ برای غرب مانند گذر از طوفان بود، چین در سالهای آینده سونامی به راه خواهد انداخت.»
اما پیش از تحقق چنین چشماندازی، چین باید با برخی مشکلات ساختاری در نظام پژوهشی خود مقابله کند. منتقدان میگویند رویکرد شتابزده این کشور بهگستردگی تخلفات علمیمنجر شده؛ مشکلی که دولت بیش از یک دهه برای مهار آن تلاش کرده است. همچنین مرگ دو نفر در جریان کارآزماییهای بالینی در سال گذشته، پرسشهایی درباره مقررات و ملاحظات اخلاقی در پژوهشهای پیشرفته زیستپزشکی مطرح کرده است. مشکلات دیگری، ازجمله خطر کندشدن رشد اقتصادی و تنشهای ژئوپلیتیکی نیز ممکن است سرعت پیشرفت علم و فناوری را کاهش دهند.
رهبران چین در طول سه دهه گذشته، علم و آموزش را در مرکز تلاشهای کشور برای افزایش رفاه قرار دادهاند. در این مدت، مجموع هزینههای پژوهش و توسعه چین تقریباً ۱۰۰ برابر شده است. طبق آمار منتشرشده از سوی دولت چین، هزینهکرد این کشور در دهه گذشته بهطور متوسط سالانه بیش از ۱۰ درصد افزایش یافته است.
آمارهای گردآوریشده از سوی سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) نشان میدهند که رشد سرمایهگذاری چین بسیار بیشتر از افزایش هزینههای پژوهشی در کشورهای دیگر بوده است. در سال ۲۰۲۴، چین از ایالات متحده، کشوری که از پایان جنگ جهانی دوم همواره بهعنوان پیشگام جهانی در اکتشافات علمی و نوآوریهای فناورانه شناخته میشد، پیشی گرفت و به بزرگترین سرمایهگذار در زمینه «مجموع هزینههای داخلی برای تحقیق و توسعه» (GERD) در جهان تبدیل شد. این شاخص شامل تمامی هزینههای بخشهای دولتی و خصوصی است.
رهبران چین در طول سه دهه گذشته، علم و آموزش را در مرکز تلاشهای کشور برای افزایش رفاه قرار دادهاند
سازمان همکاری و توسعه اقتصادی برای مقایسه هزینههای دو کشور، ارقام GERD آنها را براساس برابری قدرت خرید (PPP) تعدیل کرده است؛ معیاری که این واقعیت را در نظر میگیرد که کالاها و خدمات در چین ارزانتر از ایالات متحده هستند. بااینحال، پژوهشگران مستقر در چین هشدار میدهند که بهدلیل پیچیدگی مقایسه هزینههای پژوهش و توسعه دو کشور، نباید بلافاصله نتیجه گرفت که چین اکنون بزرگترین سرمایهگذار دنیا در این حوزه است.
طبق دادههای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، اگر محاسبات براساس نرخ ارز (EXR) انجام شود، هزینههای پژوهش و توسعه چین در سال ۲۰۲۴ تقریباً نصف هزینههای ایالات متحده بود؛ درحالیکه این نسبت در سال ۲۰۰۴ تنها ۸ درصد بود. (به نمودار «۱ و ۲» مراجعه کنید.)
ژانگ لین، پژوهشگر سیاستگذاری علم در دانشگاه ووهان چین، میگوید یکی از بزرگترین مزیتهای چین در توسعه علمی، توانایی این کشور در تدوین برنامههای بلندمدت و اجرای پیوسته آنها است.
ژانگ میگوید: «نظام متمرکز چین به این کشور اجازه میدهد منابع خود را بهشکلی مؤثرتر بر اهداف علمی بلندمدت متمرکز کند.» بهگفته او، رهبران چین میتوانند سرمایهگذاری در حوزههای راهبردی علمی، مانند ارتباطات کوانتومی را برای دورههای طولانی حفظ کنند. در مقابل، تغییرات سیاسی در ایالات متحده ممکن است اولویتهای این کشور را از حوزهای به حوزه دیگر تغییر دهد.
برای بسیاری از پژوهشگران، آنچه اهمیت دارد رتبه دقیق چین نیست، بلکه روند صعودی و قدرتمند آن است. هائو بین، اقتصاددان دانشگاه شیآن جیائوتونگ-لیورپول در سوژو چین، میگوید افزایش چشمگیر سرمایهگذاری چین در پژوهش و توسعه نشان میدهد که این کشور میخواهد از تولیدکننده کالا به تولیدکننده دانش و فناوریهای پیشرفته تبدیل شود.
هائو میگوید: ««چین بهجای آنکه عمدتاً بر پایهی مزیت نیروی کار ارزانقیمت رقابت کند،، بیش از پیش بر توانمندیهای فناورانه، زیستبومهای نوآوری و تسلط بر فناوریها تکیه میکند.»
بهگفته هائو، برنامه بلندمدت چین برای توسعه صنعت نیمهرسانا نمونه روشنی از این رویکرد است. چین در سال ۲۰۱۴ یک صندوق سرمایهگذاری دولتی برای حمایت از این صنعت راهاندازی کرد که در دور نخست تأمین مالی، حدود ۱۰۰ میلیارد یوان، معادل نزدیک به ۱۶٫۳ میلیارد دلار در آن زمان، سرمایه جذب کرد.
هائو میگوید این صندوق در کنار سیاستهای صنعتی هماهنگ، به چین کمک کرده است توانمندیهای خود را در سرتاسر زنجیره تأمین نیمهرسانا، از طراحی تراشهها گرفته تا ساخت تجهیزات تولید تراشه، گسترش دهد.
بهگفته هائو، پس از آنکه ایالات متحده در سال ۲۰۲۲ ممنوعیتی گسترده بر فروش تراشههای پیشرفته نیمهرسانا به چین اعمال کرد، دولت چین حمایت خود از این صنعت را افزایش داد. انتظار میرود سومین دور فعالیت این صندوق که در سال ۲۰۲۴ آغاز شد، ۳۴۴ میلیارد یوان، معادل تقریباً ۵۰ میلیارد دلار، به شرکتهای فعال در صنعت نیمهرسانا اختصاص دهد.
زیستفناوری و زیستپزشکی از دیگر حوزههای راهبردی مورد توجه چین هستند. دولت این کشور بیشازپیش بر پژوهش و ساخت داروهای نوآورانه و «کاربردیسازی علوم پزشکی» تأکید کرده است؛ حوزهای که هدف آن تبدیل یافتههای پژوهشهای بنیادی به درمانهای بالینی است.
در اوایل سال ۲۰۲۵، شرکت کوچک هوش مصنوعیدیپسیکبا انتشار یک مدل زبانی بزرگ که توان رقابت با ابزارهای پیشرو شرکتهای فناوری آمریکایی را داشت، بازارهای جهانی را شوکه کرد. این شرکت مستقر در هانگژو چین، موفق شد با هزینهای بسیار کمتر از شرکتهای غربی و با استفاده از منابع محاسباتی بهمراتب محدودتر، به این موفقیت دست یابد.
این نوع نوآوری در یک شرکت خصوصی، حاصل حمایت مستمر دولت مرکزی بوده است. در گذشته، دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی دولتی پیشتاز فعالیتهای پژوهش و توسعه در چین بودند. اما از سال ۲۰۱۰، زمانی که دولت کارزاری ملی برای پرورش مجموعهای از «صنایع نوظهور راهبردی»، از خودروهای برقی گرفته تا داروسازی، آغاز کرد، شرکتهای خصوصی نقش روزافزونی در پیشبرد نوآوری کشور ایفا کردهاند.
هائو میگوید: «شرکتها در چین بیشازپیش در پژوهش و توسعه فعال شدهاند، زیرا دریافتهاند که نوآوری کلید دستیابی به سهم بیشتری از بازار است.»
دولت چین اکنون امیدوار است شرکتهای خصوصی نقش بزرگتری ایفا کنند. جدیدترین برنامه پنجساله این کشور وعده میدهد که اختیارات و منابع بیشتری در اختیار این شرکتها قرار دهد تا زیستبومهای نوآوری، آموزش و پژوهش کشور تقویت شوند. بهگفته پژوهشگران، این تصمیم تا حدی از موفقیت شرکتهای چینی در سالهای اخیر در توسعه فناوریهای کلیدی، از باتری گرفته تا هوش مصنوعی، سرچشمه میگیرد.
میسن سان، دانشمند علوم اطلاعات در دانشگاه ایلینوی در اربانا-شمپین، میگوید هوش مصنوعی برای چین به عامل «افزایش اعتمادبهنفس» تبدیل شده و جایگاه این کشور را در رقابت فناورانه جهانی تقویت کرده است.
دیگر حوزهای که چین در آن اعتمادبهنفس بیشتری به دست آورده، اکتشاف فضایی است. این کشور در سال ۲۰۲۲، پس از سه دهه برنامهریزی و تلاش، ساخت ایستگاه فضایی اختصاصی خود را به پایان رساند. این ایستگاه تیانگونگ، بهمعنای «کاخ آسمانی»، نام دارد.
شیه گنگشین، پژوهشگر کاربردهای زیستمحیطی در فضا در دانشگاه چونگکینگ چین، میگوید این دستاورد نقطه عطفی برای برنامه فضایی چین بود. او میگوید: «این دستاورد بدین معنا است که چین اکنون توانایی انجام پژوهشهای میانمدت تا بلندمدت در فضا را دارد.»
دیگر دستاورد چین، تبدیلشدن به نخستین کشوری است که موفق شدهکاوشگری را در نیمه پنهان ماه فرود آورد. این کشور قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ فضانوردان خود را روی سطح ماه فرود بیاورد و در سال ۲۰۲۸مأموریتی را به مریخ آغاز کندکه هدفش، جمعآوری نمونههای سنگ و خاک این سیاره و آوردن آنها به زمین در سه سال بعد است.
موفقیت دو موشک چینی، انحصار شرکتهای آمریکایی در فناوری بازیابی مرحله اول پرتابگرهای کلاس مداری را شکست
پیشبرد اکتشافات فضایی به توسعه توانمندیهای صنعت پرتاب وابسته است. برای تحقق این اهداف، چین در کنار موشکهای دولتی که سالهاست وظیفه پرتاب ماهوارهها و مأموریتهای فضایی این کشور را بر عهده دارند، به تقویت شدید بخش خصوصی فضایی نیز روی آورده است. اکنون شرکتهای دولتی و خصوصی چین در حال توسعه نسل تازهای از پرتابگرها هستند تا به تسهیل انجام انواع مختلفهای ماموریت بدون سرنشین و سرنشیندار کمک کنند.
چین در تابستان ۲۰۲۶ موفق شد با بازیابی مرحله اول دو موشک کلاس مداری پس از پرتاب، نقطه عطفی تاریخی را رقم بزند. ابتدا در ۱۰ ژوئیه، موشک لانگ مارچ 10Bبا بازیابی مرحله اول خود به کمک شبکهای از تور نصبشده روی سکوی دریاییبه این دستاورد رسید. سپس تقریباً یک ماه بعد، موشک ژوچوئه ۳، متعلق به شرکت خصوصی لنداسپیسمرحله اول خود را با استفاده از پایههای فرود روی زمین نشاند.
موفقیت دو موشک چینی، انحصار شرکتهای آمریکایی در فناوری بازیابی مرحله اول پرتابگرهای کلاس مداری را شکست. دستیابی به فناوری موشکهای چندبارمصرف که میتوانند پس از انجام ماموریت خود به زمین بازگردند، نیاز به ساخت موشک جدید برای هر پرتاب را کاهش میدهد. این موشکها میتوانند هزینه دسترسی به فضا را کاهش دهند و مسیر چین را برای پیشبرد اهداف بلندپروازانهاش در عرصه فضا و رقابت جدیتر با غرب بیشازپیش هموارتر کنند.
چین اکنون پیشبرد دستاوردهای خود در پژوهشهای فضایی را یکی از راهبردهای کلیدی ملی میداند. شیه انتظار دارد دولت منابع فراوانی، از بودجه گرفته تا نیروی انسانی متخصص، به این بخش اختصاص دهد.
یوچی چیان، زمینشناس سیارهای در دانشگاه هنگکنگ، نیز موافق است که چین اکتشافات فضایی را نه رقابت کوتاهمدت ژئوپولیتیکی برای شکستدادن ایالات متحده، بلکه تلاشی بلندمدت برای تقویت استقلال فناورانه و قدرت ملی خود میداند.
چیان که در برنامه اکتشاف ماه و فضای ژرف چین مشارکت دارد، میگوید: «در ایالات متحده، روایت رقابت فضایی مستمر میان چین و آمریکا وجود دارد، اما در چین چنین نگاهی حاکم نیست.»
هائو میگوید حمایت جدی چین از علم تا حدی ناشی از تلاش این کشور برای کاهش آسیبپذیریهای فناورانه و وابستگی به دیگر کشورها است. رویدادهای جهانی در دهه گذشته، مانند دنیاگیری کووید ۱۹ و محدودیتهای ایالات متحده بر صنعت نیمهرسانا، نشان دادند که اتکا به فناوریهای خارجی چگونه میتواند به نقطهضعفی راهبردی برای چین تبدیل شود.
برای مثال، در دوران دنیاگیری، بسیاری از متخصصان خارجی چین را ترک کردند و واردات برخی تجهیزات علمی از خارج امکانپذیر نبود. بهگفته هائو، در نتیجه این شرایط، استفاده از برخی فناوریهایی که به آن متخصصان و تجهیزات وابسته بودند، با اختلال مواجه شد. او میگوید: «بنابراین، هزینهکرد در پژوهش و توسعه بیش از پیش در خدمت هدف امنیت ملی قرار گرفته است.»
یکی از اقداماتی که چین از سال ۲۰۱۸، همزمان با آغاز جنگ تجاری چین و آمریکا در نخستین دوره ریاستجمهوری ترامپ، انجام داده، تقویت توانایی خود برای دستیابی به اکتشافات نوآورانه و تحولآفرین است. این حوزه بهطور گسترده یکی از نقاط ضعف نظام علمی چین محسوب میشود.
شورای دولتی چین، عالیترین نهاد اداری این کشور، در سال ۲۰۱۸ اعلام کرد که چین قصد دارد تأثیر جهانی خود در پژوهشهای بنیادی را (که هدفشان توسعه دانش و نه کاربردهای خاص است، تا سال ۲۰۲۵ به میزان چشمگیر افزایش دهد. این کشور همچنین قصد دارد تا اواسط قرن حاضر به «مرکز علمی بزرگ و قطب نوآوری در جهان» تبدیل شود.
اما تحقق این اهداف آسان نخواهد بود. براساس محاسبات کریس مارتین، تحلیلگر دادههای علمی و رئیس بنیاد علمی اکسپلوریتیو، سازمانی غیرانتفاعی در شهر کرایستچرچ نیوزیلند، بودجه پژوهشهای بنیادی در سال ۲۰۲۴ کمتر از ۷ درصد کل بودجه پژوهش و توسعه چین را تشکیل میداد. این عدد با اتکا به دادههای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی محاسبه شده است. در ایالات متحده، سهم پژوهشهای بنیادی از کل هزینههای پژوهش و توسعه ۱۴٫۴ درصد بود.
چین حتی از دو همسایه خود، ژاپن با ۱۱٫۶ درصد و کره جنوبی با ۱۴٫۷ درصد نیز عقبتر بود. هرچند سهم پژوهشهای بنیادی در چین سال گذشته به رکورد ۷٫۰۸ درصد رسید، این عدد همچنان از هدف ۸ درصدی برنامه پنجساله قبلی کشور که در سال ۲۰۲۵ پایان یافت، کمتر بود. برنامه پنجساله جدید نیز هدف مشخصی برای سهم بودجه پژوهشهای بنیادی تعیین نکرده است.
بااینحال، بهگفته پژوهشگران، شاید مانع بزرگتر، فرهنگ دانشگاهی چین باشد که پیگیری پروژههای بلندمدت و مبتنی بر کنجکاوی علمی را برای پژوهشگران دشوار میکند.
چین اکنون از نظر تعداد مقالات پژوهشگرانش در مجلات معتبر، در رتبه نخست کشورهای جهان قرار دارد
پژوهشگران چینی پیوسته براساس تعداد مقالاتی که در مجموعهای از مجلات معتبر منتشر میکنند و میزان کمکهزینههای پژوهشی ملی که به دست میآورند، ارزیابی میشوند. لی جِیژن، پژوهشگر سیاستگذاری نوآوری در دانشگاه تسینگهوا در پکن، میگوید: «به همین دلیل، تعداد مقالات منتشرشده از چین در سالهای اخیر بهسرعت افزایش یافته است.»
دولت چین در سال ۲۰۲۰ اصلاحات گستردهای را با هدف بهبود نظام ارزیابی دانشگاهی آغاز کرد. بااینحال، چندین پژوهشگر به مجله نیچر گفتهاند که دانشگاههای چین همچنان بهطور گسترده از تعداد مقالات منتشرشده برای تصمیمگیری درباره استخدام و ارتقای اعضای هیئت علمی استفاده میکنند.
براساسشاخص نیچرکه ۱۷۸ مجله در حوزههای علوم طبیعی، کاربردی، اجتماعی و سلامت را رصد میکند، چین اکنون از نظر تعداد مقالات پژوهشگرانش در مجلات معتبر، در رتبه نخست کشورهای جهان قرار دارد. این کشور در سال ۲۰۲۳ از ایالات متحده پیشی گرفت.
لی میگوید: «اما انتشار تعداد زیادی مقاله لزوماً به اکتشافات بنیادی و تحولآفرینی منجر نمیشود که برای مثال بتوانند جایزه نوبل یا جایزه تورینگ را برای پژوهشگر به ارمغان بیاورند. پرسش این است که چگونه میتوان پژوهشگران را از فشار دستیابی به اهداف مبتنی بر کمیت رها کرد و به آنها امکان داد با اطمینان به پژوهشهای بلندمدتی بپردازند که ممکن است موفق شوند یا نشوند.»
بهگفته برخی متخصصان این حوزه، فشار برای انتشار مقاله به مشکلات مربوط به سلامت و صداقت پژوهشی در چین نیز دامن میزند. بررسی مجله نیچر درباره مقالات سلب اعتبارشده نشان داد که بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴، نزدیک به ۶۰ درصد مقالات پسگرفتهشدهنویسندگانی با وابستگی سازمانی به چین داشتند.
نهادهای علمی چین بارها تلاش کردهاند با تخلفات پژوهشی مقابله کنند. چند ماه پیش، پنج پژوهشگر ارشد چینی پس از آنکه «دانشجو گِنگ»، وبلاگنویس و دانشجوی سابق دکتریناهنجاریهایی را در دادههای مقالات منتشرشده از آنها افشا کردمورد تنبیه قرار گرفتند. این مجازاتها پس از آن اعمال شدند که دانشگاههای مربوطه درباره مقالات تحقیق کردند و به این نتیجه رسیدند که گروههای پژوهشی مرتکب تخلفات علمی شدهاند.
این رویدادها بحثهای داغی را در شبکههای اجتماعی چین درباره ریشههای جعل داده به راه انداختهاند. بنیاد ملی علوم طبیعی چین (NSFC)، مهمترین نهاد تأمین مالی پژوهشهای بنیادی در این کشور، در جریان کارزار مقابله با تخلفات علمی در ماه اوت، چهار نفر از این پنج پژوهشگر و شماری از همکاران آنها را مجازات کرد.
پژوهشگران چینی میگویند نظام ارزیابی دانشگاهی کشور باید تغییر کند تا دانشمندان بتوانند بدون نگرانی بیشازحد درباره آینده شغلی خود، به فعالیتهای زمانبر و نوآورانه بپردازند.
پژوهشگرانی که آمار انتشار مقالات علمی را بررسی میکنند، میگویند روندهای دو دهه گذشته از تغییر عمیقی در چشمانداز جهانی پژوهش حکایت دارند.
کارولین واگنر، تحلیلگر سیاستگذاری علم در دانشگاه ایالتی اوهایو در کلمبوس، اوایل سال جاری میلادی به مجله نیچر گفت پژوهشگران خارج از چین اکنون «بهطور پیشفرض، نه بهعنوان استثنا» با دانشمندان چینی همکاری میکنند. بهگفتهی وی، چین دیگر در حاشیه شبکه همکاریهای علمی دنیا قرار ندارد، بلکه به یکی از مراکز اصلی آن تبدیل شده است. واگنر در ماه ژوئن از دنیا رفت.
آمار انتشار مقالات نیز این تحول را نشان میدهد. براساسمطالعهای در سال ۲۰۲۵که نزدیک به ۶ میلیون مقاله علمی را تحلیل کرده است، سهم فزایندهای از همکاریهای پژوهشی جهانی اکنون به رهبری دانشگاهیان چینی و نه همتایان غربی آنها، انجام میشود.
یکی از عواملی که به افزایش حضور چین در مشارکتهای دانشگاهی جهانی کمک کرده، بیشترشدن شمار پژوهشگران چینی تحصیلکرده در خارج از کشور است
یکی از عواملی که به افزایش حضور چین در مشارکتهای دانشگاهی جهانی کمک کرده، بیشترشدن شمار پژوهشگران چینی تحصیلکرده در خارج از کشور است که به چین بازمیگردند. واگنر گفته بود: «اهمیت افرادی که به کشور بازمیگردند، دقیقاً از این جهت است که آنها حامل دانش ضمنی (تجربی و غیرمکتوب) هستند که در انتشارات مدون و رسمی گنجانده نمیشود.»
بهگفتهی واگنر، دانشمندان توانمندی که یک دهه پیش احتمالاً در ایالات متحده میماندند، اکنون در چین حضور دارند و شبکه همکاریهای علمی دنیا حول محور آنها در حال بازآرایی است.
تعداد دانشمندانی که به چین بازگشتند، پس از سال ۲۰۱۸ افزایش یافت؛ زمانی که ایالات متحده طرحی موسوم به «ابتکار چین» را آغاز کرد. هدف این سیاست مقابله با جاسوسی اقتصادی و سرقت مالکیت فکری از سوی عوامل دولت چین بود. این طرح در سال ۲۰۲۲ پایان یافت.
براساسمطالعهای در سال ۲۰۲۳به سرپرستی یو شی، جامعهشناس دانشگاه پرینستون در نیوجرسی، بین سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۱ نزدیک به ۵۶۰۰ دانشمند ایالات متحده را ترک کردند و به چین بازگشتند؛ درحالیکه این عدد در فاصله سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۷ حدود ۶۸۶۰ نفر بود.
براساس تازهترین دادههای بنیاد ملی علوم ایالات متحده، بیشتر دانشجویان چینی که در آمریکا تحصیل میکنند، پس از فارغالتحصیلی در این کشور میمانند. در سال ۲۰۲۴، بیش از ۷۹ درصد دانشآموختگان چینی مقطع دکتری در آمریکا قصد داشتند در این کشور بمانند؛ نسبتی مشابه با میزان ماندگاری پیش از کاهش آن در دوران دنیاگیری کووید ۱۹.
بااینحال، سیاستهای دولت ترامپ از اوایل سال ۲۰۲۵، ورود و ماندن دانشجویان و پژوهشگران بینالمللی در این کشور را دشوارتر کردهاند. (به نمودار «شماره ۳» مراجعه کنید.)
پژوهشگران میگویند دلایل مختلفی دانشمندان چینی را به بازگشت ترغیب میکند، اما رشد چین و سیاستهای داخلی کنونی آمریکا در کنار یکدیگر، نیرویی رانشی و کششی ایجاد کردهاند که بازگشت این دانشمندان را تشویق میکند.
یو شی میگوید: «شرایط کار و استانداردهای زندگی در چین بهمرور زمان بهطور چشمگیری بهبود یافتهاند. در نتیجه، دانشمندان انگیزه بیشتری برای کار در چین دارند.» او میافزاید: «در همین حال، برخورد با چینیآمریکاییها در ایالات متحده بدتر شده و حمایت دولت آمریکا از علم نیز کاهش یافته؛ در نتیجه، انگیزه ماندن در آمریکا کمتر شده است.»
تنها دانشمندان بازگشته نیستند که به چین میروند. این کشور از طریق ابتکار کمربند و جاده، برنامه شاخص جهانی چین در زمینه زیرساخت و توسعه، بهطور فعال در تلاش است دانشجویان بینالمللی را به دانشگاههای خود جذب کند.
هرچند چین از برخی کشورهای دیگر مانند ایالات متحده، بریتانیا و استرالیا، دانشجویان بینالمللی بسیار کمتری دارد، تعداد آنها رو به افزایش است. طبق آمار وزارت آموزش چین، از میان ۳۸۰هزار دانشجوی بینالمللی که در سال تحصیلی ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵ در این کشور تحصیل میکردند، ۶۱٫۱ درصد از آسیا، ۱۶٫۲ درصد از آفریقا، ۱۵٫۶ درصد از اروپا و ۷٫۱ درصد از قاره آمریکا و اقیانوسیه بودند.
دانشگاههای سرتاسر چین برنامههایی برای جذب دانشجویان و پژوهشگران بینالمللی ایجاد کردهاند که به بسیاری از آنها بورسیههای سخاوتمندانهای ارائه میدهند. برخی از این برنامهها با هدف آموزش مهارتهای مشخص به دانشجویان مناطق خاص طراحی شدهاند تا این مهارتها به توسعه کشورهای خودشان کمک کند.
برای مثال، دانشگاه تونگجی در شانگهای دوره کارشناسی ارشد مهندسی عمران را برای دانشجویان کنیایی ارائه میدهد و دانشگاه تیانجین برنامه ویژه کارشناسی در رشته علوم و فناوری دریایی برای متقاضیان جنوب شرق آسیا دارد.
چایرینا هانوم سیرِگار، دانشجوی اهل اندونزی، برای مطالعه پیشرفتهای حوزه سلامت دیجیتال به دانشگاه سیچوان در چنگدو چین رفته است. او میگوید: «زندگی و تحصیل در چین به من امکان داده است مشاهده کنم که فناوریها چگونه در مراقبتهای سلامت به کار گرفته میشوند و بیمارستانها، بیماران و عموم مردم چگونه به این روند واکنش نشان میدهند.» او باور دارد که چین نماینده آینده پژوهش است.
دانشگاههای سرتاسر چین برنامههایی برای جذب دانشجویان و پژوهشگران بینالمللی ایجاد کردهاند که به بسیاری از آنها بورسیههای سخاوتمندانهای ارائه میدهند
این دیدگاه در آزمایشگاهها و کلاسهای درس چین نیز شنیده میشود؛ کشوری که همچنان ظرفیت خود را برای انجام پژوهشهای پیشرو در دنیا گسترش میدهد. برای رهبران چین، سرمایهگذاری روی جوانان بخش مهمی از این راهبرد است.
بنیاد ملی علوم طبیعی چین اعلام کرده است که از امسال با تأمین مالی ۱۲هزار پروژه پژوهشی اضافی، حمایت خود از پژوهشگران تازهکار را افزایش میدهد. تانگ لی، پژوهشگر سیاستگذاری علم در دانشگاه فودان شانگهای، میگوید این اقدام نشاندهنده تمایل دولت برای کاهش فشارهایی است که پژوهشگران جوان با آن مواجه هستند.
اما این تصمیم پیام عمیقتری نیز دارد. تانگ میگوید: «اگر چین خواهان پژوهشهای بنیادی نوآورانهتری است، نمیتواند تنها به دانشمندان ارشد تثبیتشده و پروژههای راهبردی بزرگ متکی باشد. این کشور به پایگاهی بسیار گستردهتر و متنوعتر از پژوهشگران جوان نیاز دارد که برای بررسی پرسشهای تازه آزادی عمل داشته باشند.»
برای ارزیابی پایداری، امنیت و نگهداری این زیرساخت، راهنمای پشتیبانی شبکه را نیز مطالعه کنید.