اولین قسمت ادیسه هومر با گروک ایمجین منتشر شد؛ نمایش خیرهکننده اما بیروح هوش مصنوعی
قسمت اول فیلم هفت دقیقهای ادیسه با هوش مصنوعی گروک ایمجین در شبکه ایکس پخش شد و قدرت ساخت ویدیو با کامپیوتر را نشان داد. پخش قسمت اول حماسه باستانی هومر با ابزار ویدیوساز ایکس این ویدیوی هفت دقیقهای با همکاری تیمی از استودیو واندر و به کارگردانی دیو واکر ساخ…
خلاصه تحلیلی خبر
قسمت اول فیلم هفت دقیقهای ادیسه با هوش مصنوعی گروک ایمجین در شبکه ایکس پخش شد و قدرت ساخت ویدیو با کامپیوتر را نشان داد. پخش قسمت اول حماسه باستانی هومر با ابزار ویدیوساز ایکس این ویدیوی هفت دقیقهای با همکاری تیمی از استودیو واندر و به کارگردانی دیو واکر ساخ…
موضوعات اصلی: پشتیبانی شبکه، هوش مصنوعی، فیلم، هفت، هوش، مصنوعی
قسمت اول فیلم هفت دقیقهای ادیسه با هوش مصنوعی گروک ایمجین در شبکه ایکس پخش شد و قدرت ساخت ویدیو با کامپیوتر را نشان داد.
پخش قسمت اول حماسه باستانی هومر با ابزار ویدیوساز ایکس
این ویدیوی هفت دقیقهای با همکاری تیمی از استودیو واندر و به کارگردانی دیو واکر ساخته شده و حسابی سر و صدا به پا کرده است. چند وقت پیش بود که ایلان ماسک قول داد تا آخر سال یک فیلم سینمایی تاریخی کامل و دقیق را فقط با کمک کامپیوتر و هوش مصنوعی آماده میکند؛ موضوعی که ابعاد مختلف آن در گزارشفیلم سینمایی هوش مصنوعی ایلان ماسکبررسی شده بود. حالا به جای اینکه یک فیلم بلند یکتکه ببینیم، سازندگان تصمیم گرفتند کار را به شکل قسمتهای چند دقیقهای در بیاورند و در صفحهاکانت رسمی ایمجیندر شبکه اجتماعی ایکس منتشر کنند تا همه ببینند این ابزار چقدر پیشرفت کرده است.
وقتی این ویدیو را تماشا میکنید، اولین چیزی که چشمتان را میگیرد کیفیت عجیب و واقعی تصاویر است. کوهها، سنگها، لباسهای قدیمی، انعکاس نور خورشید روی آب دریا و تمام جزییات محیط طوری طراحی شدهاند که دهان آدم از تعجب باز میماند. اما همین که کاراکترها شروع به حرف زدن و حرکت میکنند، متوجه میشوید که پشت این تصویرهای قشنگ، جای خالی حس و عاطفه انسانی به شدت حس میشود و همه چیز شبیه به یک بازی کامپیوتری گرانقیمت یا یک پیشنمایش تبلیغاتی است.
داستان این قسمت؛ از خنجر تیز تا یادگاری چوبی برای پسر
داستان این قسمت کوتاه در جزیره قشنگ و سنگی ایتاکا شروع میشود. اودیسه، قهرمان اصلی داستان، قبل از اینکه همراه بقیه سربازها راهی جنگ معروف تروا شود، کنار خانه نشسته و دارد تیغه خنجر خود را تیز میکند. در همین لحظه به خاطر یک حواسپرتی کوچک، دستش را میبرد و خون جاری میشود. این بریدگی به بیننده میگوید که جلوی پای این مرد چه روزهای سخت و پر از دردی وجود دارد.
در همین زمان، همسرش پنلوپه کنار او میآید. پنلوپه با مهربانی سعی میکند دلداریاش بدهد و بگوید که باید صبور باشند و راه سختی در پیش دارند. در آخر هم یک اسب چوبی دستساز کوچک را به اودیسه میدهد تا یادگاری باشد برای پسر کوچکشان تلماخوس. بعد از این صحنه خانوادگی، دوربین به سمت دریا میرود و حرکت قایقها و کشتیهای جنگی بزرگ را به سمت تروا نشان میدهد. همزمان تصاویری از تمرینهای سخت جنگی تلماخوس هم پخش میشود تا نشان دهد پسر در نبود پدرش چطور دارد بزرگ و ورزیده میشود.
گرافیک باورنکردنی و زنده شدن دنیای قدیم با چند خط دستور
بخش جذاب ماجرا دقیقاً همین تکنولوژی هوش مصنوعی است که توانسته دنیای هزاران سال پیش را به این تمیزی بازسازی کند. شما در این فیلم پارچههای زبر لباسها، زنگزدگی کمرنگ روی سپرهای برنزی و موجهای خروشان دریا را طوری میبینید که انگار یک تیم بزرگ از هالیوود ماهها روی آن کار کرده است. نور ملایم آفتاب که به صخرهها میخورد، هوای مهآلود صبح و گرد و خاکی که از زیر پای اسبها بلند میشود، همگی نشان میدهند که مدلهای ویدیوساز چقدر در فهم نور و سایه بهتر شدهاند.
دیو واکر کارگردان این کار گفته است که ما تمام تلاش خودمان را کردیم تا حس و حال تصاویر و چهرهها در طول این هفت دقیقه به هم نریزد و همه چیز یکدست بماند. این حرف او اهمیت زیادی دارد، چون قبلاً وقتی با کامپیوتر ویدیو میساختند، صورت آدمها در هر صحنه عوض میشد یا شکل دست و پا تغییر میکرد. اما در این قسمت، چهره اودیسه و محیطها در طول این هفت دقیقه تغییر عجیبی نمیکنند و ثبات خوبی دارند که این برای دنیای فناوری یک برد بزرگ است.
چرا بازی شخصیتها خشک و شبیه به ربات است؟
هر چقدر که محیط اطراف چشمنواز است، بازی و رفتار کاراکترها بیننده را اذیت میکند. وقتی اودیسه به چهره همسرش نگاه میکند، هیچ برقی در چشمهایش نیست. غمی که باید در نگاه یک مرد عاشق قبل از رفتن به جنگی مرگبار باشد، اصلاً دیده نمیشود. صورتها کاملاً بیروح و مثل عروسکهای مومی هستند و خنده، اشک یا بغض به هیچ وجه طبیعی از آب درنیامده است.
حرکت دستها و راه رفتن آنها هم مشکل دارد. موقعی که پنلوپه اسب چوبی را به شوهرش میدهد، گرفتن این جسم در دست طوری است که انگار وزنی ندارد و همه چیز به شکل غیرواقعی توی هوا میچرخد. انگشتها گاهی انعطاف مناسب را ندارند و چرخش سر بیش از حد شق و رق است. این همان مشکلی است که سالها در انیمیشنها وجود داشته و حالا گریبان فیلمهای تولید شده با هوش مصنوعی را گرفته است.
صدای بدون احساس؛ وقتی مکالمهها مثل ربات خوانده میشوند
یکی از بدترین بخشهای این پروژه هفت دقیقهای، صدای حرف زدن کاراکترهاست. اشعار و داستانهای باستانی هومر وزن و آهنگ خاصی دارند و باید با احساس، درد و ضرباهنگ دلنشین خوانده شوند. ولی در اینجا صداها انگار از روی یک نرمافزار ساده ترجمه متن خوانده میشوند. صداگذار کامپیوتری نمیداند کی باید صدایش بلرزد، کی باید نفس عمیق بکشد و کی باید از ترس کلمات را شمرده بگوید.
وقتی پنلوپه با اودیسه صحبت میکند، لحن او طوری است که انگار دارد یک متن اداری یا خبر روزنامه را میخواند. هیچ گرمای زنانه یا حس عاشقانهای در این گفتگو نیست. قطع و وصل شدن جملات و مکثهایی که برای نفس کشیدن گذاشته شده، به شدت ماشینی هستند. ترکیب این صدای بیحس با صورت بیحرکت باعث میشود شما نتوانید با شخصیتها احساس نزدیکی کنید و بعد از دو دقیقه احساس خستگی به سراغتان بیاید.
جدول مقایسه کیفیت گروک ایمجین با ابزارهای روز دنیا
در جدول زیر میتوانید ببینید که ابزار جدید ایکس در ساخت این اثر، چطور در برابر استانداردهای هالیوود و سایر روشهای موجود عمل کرده است
| ویژگی مورد بررسی | گروک ایمجین در ادیسه | ساخت دستی در هالیوود | سایر هوش مصنوعیهای سال |
| کیفیت منظره و طبیعت | فوقالعاده زیبا و باورپذیر | عالی ولی بسیار پرهزینه | خوب با کمی تغییرات تار |
| احساسات و میمیک صورت | بیروح و عروسکی | شاهکار و کاملاً زنده | ضعیف همراه با کمی دفرمه شدن |
| یکدستی چهره در شاتها | خوب و ثابت | صد در صد واقعی | متوسط و با پرش ناگهانی |
| لحن صدا و حس دیالوگ | مثل ربات و بدون لحن | پراحساس و اثرگذار | نیازمند ضبط صدای گوینده |
| هزینه و زمان لازم | بسیار کم و خیلی سریع | ماهها کار با پول سنگین | نسبتاً سریع با کاربری محدود |
خیلی از کسانی که این ویدیو را دیدهاند میگویند این کار بیشتر از اینکه یک اثر سینمایی واقعی باشد، شبیه به پیشنمایش بازیهای ویدیویی است. در سینما همهچیز بر اساس قصه، تعلیق و حس همدردی پیش میرود؛ اما در این هفت دقیقه حس میکنید که کارگردان فقط میخواسته به ما بگوید ببینید هوش مصنوعی من چقدر خوب آب دریا را درست میکند یا چطور پرندهها را در آسمان به پرواز درمیآورد.
صحنهها خیلی سریع عوض میشوند و بیشتر جنبه نمایشی دارند تا اینکه داستانی را جلو ببرند. اودیسه انگشتش را میبرد، دو خط حرف میزنند، بعد ناگهان کشتیها روی آب حرکت میکنند و تلماخوس شمشیر میزند. هیچ فرصتی برای فکر کردن به شخصیتها وجود ندارد. ایلان ماسک میخواست با این کار به همه نشان دهد که ابزار اختصاصی ایکس میتواند کارهای سنگین ویدیویی انجام دهد و شاید بیشتر از هر چیز، قصد جلب توجه برای پلتفرم خودش را داشته است تا ساخت یک فیلم ماندگار.
کاهش هزینههای ساخت فیلم و فرصت برای سازندگان تازهکار
با تمام این نقصها، نباید از یک حقیقت فرار کنیم؛ کاری که برای ساخت آن در گذشته نیاز به صدها میلیون تومان پول، دهها متخصص گریم، طراح لباس، فیلمبردار و وسایل سنگین بود، حالا با یک کامپیوتر و تایپ کردن چند دستور خوب انجام شده است. این یعنی یک معجزه اقتصادی برای فیلمسازان جوانی که ایده دارند ولی پول ساخت دکورهای بزرگ تاریخی را ندارند.
حالا یک هنرمند تنها در اتاقش میتواند تصاویری خلق کند که تا ده سال پیش فقط در خواب میدید. اگر روزی این مشکلات صدا و بازیگری حل شود، دیگر انحصار فیلمسازی در دست کمپانیهای گردنکلفت نخواهد بود. هر کسی میتواند داستان قوم و فرهنگ خودش را به قشنگترین شکل بسازد و در اینترنت منتشر کند. همین هفت دقیقه ادیسه نشان داد که دروازههای این دنیای تازه خیلی زودتر از چیزی که فکر میکردیم باز شده است.
چالش اصلی در آینده سینمای کامپیوتری چیست؟
بزرگترین مانعی که جلوی چشم سازندگان قرار دارد، یاد دادن شعور و عاطفه به سیستمها است. هوش مصنوعی به راحتی یاد گرفته که چطور میلیونها برگ درخت را کنار هم بگذارد یا نور غروب را چطور روی سنگها بتاباند؛ چون اینها فرمولهای ریاضی و فیزیکی مشخصی دارند. اما خندهای که از ته دل باشد یا چشمی که از ترس گشاد شود، فرمول ساده ریاضی ندارد و از تجربه زیسته انسان میآید.
تا زمانی که برنامهنویسان نتوانند روشی پیدا کنند تا تغییرات خیلی ریز صورت و لرزشهای واقعی صدا بازسازی شود، کارهای ویدیویی فقط به درد کارهای تبلیغاتی، نماهای دور و کلیپهای سریع میخورند. فیلم تاریخی بدون حضور عاطفه انسان، فقط یک نقاشی دیجیتالی متحرک است که بعد از چند دقیقه جذابیتش را برای تماشاچی از دست میدهد. ایلان ماسک و تیمش برای قسمتهای بعدی این سریال باید بیشتر از اینکه به فکر آب و سنگ باشند، فکری به حال چشمها و حنجره کاراکترها بکنند.
اودیسه نشان داد هوش مصنوعی هنوز به احساس انسان نیاز دارد
اولین قسمت از حماسه ادیسه هومر نشان داد که سرعت رشد ویدیوسازها شوکهکننده است، ولی در عین حال ثابت کرد که هنوز هیچ کدی نمیتواند جای بازیگر واقعی را پر کند. این ویدیوی هفت دقیقهای یک نمایش عالی از قدرت سختافزارها بود، ولی از امتحان ساخت یک اثر هنری دلنشین رد شد. اگر بخواهیم منصف باشیم، این قدم اول بسیار بزرگ و امیدوارکننده بود و راه را برای تولیدات بهتر در سالهای آینده هموار کرد. اما تا زمانی که روح و قلب آدمیزاد وارد این ماشینها نشود، نباید منتظر یک اثر ماندگار شبیه کارهای بزرگ سینمای دنیا باشیم.
سوالات متداول
این ویدیو هفت دقیقه زمان دارد و برای اولین بار در شبکه اجتماعی ایکس و توسط ابزار گروک ایمجین به شکل عمومی منتشر شده است.
صداها با یک لحن کامپیوتری، بدون درک احساسات غم یا عشق و کاملاً شبیه ربات خوانده شدهاند و هیچ ریتم دراماتیکی ندارند.
طراحی مناظر کوهستانی، دریا، کشتیها و بافت لباسها و زرهها فوقالعاده باکیفیت و باورپذیر است و نقطه قوت اصلی کار به حساب میآید.
خیر، برخلاف وعده قبلی ایلان ماسک، این کار به صورت قسمتهای چند دقیقهای و سریالمانند در شبکه ایکس پخش میشود.
خشک بودن چشمها و صورت شخصیتها و ناتوانی در نشان دادن احساسات واقعی مهمترین نقطه ضعف این اثر هفت دقیقهای است.
برای ارزیابی پایداری، امنیت و نگهداری این زیرساخت، راهنمای پشتیبانی شبکه را نیز مطالعه کنید.