حالا که هوش مصنوعی در نوشتن بهتر میشود؛ پس انسانها باید در ویراستاری بهتر شوند
نوشتن کار دشواری است. برای فرانتس کافکا، نشاندن کلمات روی کاغذ فرایندی مملو از «رنجهایی بیپایان» بود. جورج اورول آن را به «دورهای طولانی از یک بیماری دردناک» تشبیه میکرد. هانتر اس. تامپسون روزنامهنگار نیز نوشتن را نقطه مقابل رابطه جنسی میدانست: «فقط وقتی…
خلاصه تحلیلی خبر
نوشتن کار دشواری است. برای فرانتس کافکا، نشاندن کلمات روی کاغذ فرایندی مملو از «رنجهایی بیپایان» بود. جورج اورول آن را به «دورهای طولانی از یک بیماری دردناک» تشبیه میکرد. هانتر اس. تامپسون روزنامهنگار نیز نوشتن را نقطه مقابل رابطه جنسی میدانست: «فقط وقتی…
موضوعات اصلی: پشتیبانی شبکه، هوش مصنوعی، مصنوعی، هوش، مدلهای، زبانی
نوشتن کار دشواری است. برای فرانتس کافکا، نشاندن کلمات روی کاغذ فرایندی مملو از «رنجهایی بیپایان» بود. جورج اورول آن را به «دورهای طولانی از یک بیماری دردناک» تشبیه میکرد. هانتر اس. تامپسون روزنامهنگار نیز نوشتن را نقطه مقابل رابطه جنسی میدانست: «فقط وقتی خوب است که تمام شود.» اما حالا هوش مصنوعی به کمک آمده است.
مدلهای زبانی بزرگ بدون هیچ درد و رنجی، با اشتیاق حجم عظیمی متن تولید میکنند. این رباتها در نوشتن ایمیل عملکردی عالی دارند، از پس نگارش متنهای طولانی به طور قابلقبولی برمیآیند و در سرودن شعر چندان موفق نیستند. برای آنها «ایست ذهنی نویسنده» (writer’s block) معنایی ندارد و هر کاربر یک مدل زبانی میتواند در یک روز بهاندازه تمام عمر کافکا کلمه تولید کند.
اما این وضعیت برای نویسندگان هم نعمت است و هم دردسر. اگر خود را نویسنده بدانید اما از هوش مصنوعی استفاده کنید، ممکن است متقلب به نظر برسید؛ ابزارهای شناسایی متون تولیدشده با هوش مصنوعی مانند Pangram، در تشخیص متنهایی که با کمک مدلهای زبانی نوشته شدهاند عملکرد بسیار خوبی دارند. نمونه آن صدها نفری هستند که برای نگارش درخواست کارآموزی در اکونومیست از مدلهای زبانی استفاده کردهاند یا وزیران دولتی که مطالب تولیدشده با هوش مصنوعی را برای ستون By Invitation این نشریه ارسال کردهاند (وسوسهانگیز است که نامشان را بگوییم، اما این کار را نخواهیم کرد).
بررسی اکونومیست درباره ویژگیهای سبکی مدلهای بزرگ هوش مصنوعی نشان میدهد که این سامانهها با هر بهروزرسانی، بیشازپیش به سبک نوشتار انسان نزدیک میشوند. اکونومیست خروجی مدلهای زبانی را با متونی مقایسه کرد که به قطع میدانست آنها را یک انسان نوشته است؛ یعنی مطالب خود اکونومیست. برای این منظور، اکونومیست از ۱۴ نسخه مختلف از ChatGPT، Claude، Gemini و Grok که از سال ۲۰۲۴ تاکنون منتشر شدهاند خواست بدون مراجعه به وب، نسخهای از مقالات اکونومیست را بازنویسی کنند. سپس مجموعهای شامل ۵۵۹۴۰ جمله و ۱.۲ میلیون کلمه را تحلیل کرد و نتایج را با روزنامههای دیگر و آثار داستانی پرفروش نیز تطبیق داد. نتیجه نشان داد که برخی از ترفندهای قدیمی هوش مصنوعی دیگر چندان رایج نیستند؛ برای مثال استفاده بیش از حد از خط تیره بلند (em dash) یا واژههایی مانند leveraging دیگر در نوشتههای این مدلها به آن اندازه گذشته دیده نمیشود.
بهترشدن کیفیت نوشتار هوش مصنوعی اتفاق مثبتی است. غربالکردن انبوه محتوای بیکیفیت امروزی، هم ذهن را فرسوده میکند و هم زمان زیادی میگیرد. بر اساس یک مطالعه جدید، مدلهای زبانی بزرگ تعداد کتابهای الکترونیکی جدید منتشرشده در آمازون را به ۳۰۰ هزار عنوان در ماه رساندهاند؛ یعنی سه برابر گذشته. همچنین طبق یک برآورد، بیش از یکسوم وبسایتهای جدید نیز ابتدا بهصورت پیشنویس توسط همین مدلها تولید میشوند.
اگر مدلهای زبانی بزرگ به همین روند ادامه دهند، احتمالاً ظرف چند سال آینده به مهارت نویسندگان حرفهای خواهند رسید. اما تا آن زمان، نثر شلخته و پرحجم آنها باعث میشود مهارت ویرایش بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کند. در نهایت، حتی بهترین نویسندگان نیز برای حفظ کیفیت کار خود به یک ویراستار خوب نیاز دارند. ویرایش کاری است که رسانههایی مانند اکونومیست هر روز با آن سروکار دارند؛ بنابراین در ادامه چند توصیه برای بازنویسی متون تولیدشده توسط هوش مصنوعی ارائه کرده است.
نخستسفارش نگارش را دقیق مطرح کنید. جورج آر. آر. مارتین زمانی گفته بود وظیفه ویراستاران این است که «بالهای نویسندگان را کوتاه کنند» و «به آنها بگویند در چه مسیری پرواز کنند». در مورد مدلهای زبانی، این یعنی باید دقیقاً مشخص کنید چه میخواهید و هر چند بار که لازم است از آنها بخواهید خروجی خود را اصلاح و بازنویسی کنند. ماشینها بسیار کمتر از انسانها در برابر چنین درخواستهایی مقاومت میکنند. مارتین ویراستاران را «دشمن طبیعی نویسنده» میدانست؛ اما هوش مصنوعی احتمالاً در پاسخ خواهد گفت: «نکته بسیار خوبی بود!» و «تشبیه دشمن را واقعاً دوست داشتم!»
دومبه جزئیات توجه کنید. نویسندگان هوش مصنوعی اشتباه میکنند و گاهی عباراتی میسازند که خوشآهنگ به نظر میرسند؛ اما عملاً هیچ معنایی ندارند. آنها علاقه زیادی به استفاده از واژههایی با ریشه لاتین دارند و عباراتی مانند «جریان دوسویه» (bi-directional flow) یا «تسریع ارتقای شبکه» (expedite grid enhancements) را به کار میبرند؛ درحالیکه بهتر است به آنها یادآوری کنید که واژههای سادهتر و کوتاهتر که ریشه در زبان انگلیسی کهن (آنگلوساکسون) دارند، معمولاً تأثیرگذارتر هستند. همچنین مدلهای زبانی به استعارههای کلیشهای علاقه دارند؛ برای مثال «پاشنه آشیل» را بارهاوبارها تکرار میکنند. ازسویدیگر، هوش مصنوعی بسیار بیشتر از انسانها از «قاعده سهتایی» (Rule of Three) استفاده میکند.اکونومیست هم این شگرد بلاغی را به کار میگیرد، اما تفاوت در اینجاست که تلاش میکند سه نکته مفید و معنادار را کنار هم قرار دهد، درحالیکه هوش مصنوعی جملههای زائدی مانند این مینویسد: «این معما حل شده است؛ نه تا حدی، نه به شکلی مبهم، بلکه به طور قطعی.» چنین جملههایی باید حذف شوند؛ به طور قطعی.
در نهایتمخاطب خود را بشناسید. ویراستار حلقه واسط میان نویسنده و خواننده است. مدلهای زبانی معمولاً بیش از حد چاپلوس هستند و لحن متملقانه آنها اغلب با موقعیت تناسبی ندارد. اگر قرار است ایمیلی بنویسید که در آن خبر ناخوشایندی را به مدیر خود اطلاع دهید، به ربات بگویید از علامت تعجب استفاده نکند. هوش مصنوعی گاهی متظاهرانه یا از موضعی خطابهوار سخن میگوید؛ البته جای تعجب هم ندارد، زیرا بر اساس نوشتههای انسانها آموزش دیده است. بیشتر مردم با کمبود وقت مواجهاند، اما یک متن پرحرف و طولانی که توسط هوش مصنوعی تولید شده، میتواند همانند فردی پرحرف در یک مهمانی، مخاطب را گرفتار خود کند. ضربالمثل قدیمی نویسندگان میگوید: «مست بنویس، هوشیار ویرایش کن.» اگر این جمله درست باشد، وقتی تیم مشترک انسان و هوش مصنوعی پشت میز کار بنشیند، تمام لذت کار نصیب هوش مصنوعی خواهد شد.
گزارش حاضر در نسخه July 1st2026 نشریه The Economist منتشرشده است.
برای ارزیابی پایداری، امنیت و نگهداری این زیرساخت، راهنمای پشتیبانی شبکه را نیز مطالعه کنید.