اصول اخلاقی هنر هوش مصنوعی
وقتی مردم نظام و فرایند زیربنایی تولید آثار هنری با هوش مصنوعی را درک میکنند، پذیرش پیامدهای اخلاقی آن برایشان دشوارتر میشود. اوایل سال ۲۰۲۵، حراجی کریستیز (Christie’s) در نیویورک مجموعهای نامتعارف از آثار هنری را به فروش گذاشت. پرترههای سوررئال، تصاویر فو…
خلاصه تحلیلی خبر
وقتی مردم نظام و فرایند زیربنایی تولید آثار هنری با هوش مصنوعی را درک میکنند، پذیرش پیامدهای اخلاقی آن برایشان دشوارتر میشود. اوایل سال ۲۰۲۵، حراجی کریستیز (Christie’s) در نیویورک مجموعهای نامتعارف از آثار هنری را به فروش گذاشت. پرترههای سوررئال، تصاویر فو…
موضوعات اصلی: پشتیبانی شبکه، هوش مصنوعی، هوش، مصنوعی، درباره، آثار
وقتی مردم نظام و فرایند زیربنایی تولید آثار هنری با هوش مصنوعی را درک میکنند، پذیرش پیامدهای اخلاقی آن برایشان دشوارتر میشود.
اوایل سال ۲۰۲۵، حراجی کریستیز (Christie’s) در نیویورک مجموعهای نامتعارف از آثار هنری را به فروش گذاشت. پرترههای سوررئال، تصاویر فوتورئالیستی و آثار الهامگرفته از سبک کارتون که همگی با استفاده از هوش مصنوعی تولید شده بودند، بیش از ۷۰۰ هزار دلار به فروش رسیدند و از برآوردهای اولیه فراتر رفتند.
این رویداد که نخستین نمونه در نوع خود بود، با واکنشهای منفی نیز مواجه شد. بیش از ۶۰۰۰ هنرمند اعتراض کردند که مدلهای هوش مصنوعی مورداستفاده برای خلق این آثار، بدون کسب رضایت پدیدآورندگان با تصاویر دارای حق نشر آموزش داده شدهاند. اگرچه کریستیز استدلال کرده بود که این آثار «نمونهای از عاملیت انسانی در عصر هوش مصنوعی» هستند، منتقدان این رویداد را نمونهای از شتاب یک صنعت برای تجاریسازی فناوریای میدانستند که بر پایه نیروی کار خلاقانهِ جبراننشده بنا شده است.
جوامع هنری و حرفهای دیگر نیز نگران بودهاند. گزارشی که نوامبر گذشته منتشر شد، نشان داد بیش از نیمی از رماننویسان شرکتکننده در یک نظرسنجی در بریتانیا معتقد بودند هوش مصنوعی میتواند به فعالیت حرفهای آنها پایان دهد. بسیاری از نویسندگان بر این باور بودند که آثارشان پیشازاین، بدون رضایت آنها، برای آموزش مدلهای زبانی بزرگ مورداستفاده قرار گرفته است و هوش مصنوعی بازار را از نثر کمکیفیت اشباع میکند. به نظر میرسد مخاطبان نیز احساسات درهمآمیختهای نسبت به این فناوری دارند. همانطور که یک نظرسنجی نشان داد، بسیاری از آمریکاییها با استفاده از هوش مصنوعی بهعنوان ابزاری برای متخصصان خلاق مشکلی ندارند، اما با جایگزینشدن این فناوری بهجای کار آنها موافق نیستند.
بااینحال، میزان راحتی مخاطب با هنر تولیدشده توسط هوش مصنوعی ممکن است به میزان آگاهی او از چگونگی تولید این آثار بستگی داشته باشد. نویسنده ساینتیفیک امریکن در حوزه زیباییشناسی عصبی (neuroaesthetics) مطالعه میکند؛ حوزهای که علوم اعصاب، روانشناسی و ادراک از زیبایی و هنر را با یکدیگر ترکیب میکند. وی و همکارانش دریافتند هرچه افراد بیشتر درباره نحوه عملکرد بخش پشتی هوش مصنوعی از مجموعهدادهها و فرایند آموزش گرفته تا پرامپتنویسی، اطلاعات کسب میکنند، میزان راحتی آنها با ملاحظات اخلاقی پیرامون این آثار و ارزش آثار تولیدشده با هوش مصنوعی کمتر میشود.
بهترین فیلمهای درباره هوش مصنوعی
چهره پنهان هوش مصنوعی در سینما
کنجکاوی او درباره هوش مصنوعی از آنجا شکل گرفت که گسترش سریع آن در دنیای هنر، شکافی را میان ماهیت این فناوری و آنچه مردم درباره آن میدانند آشکار کرده است. پژوهشهای پیشین نشان دادهاند که مردم معمولاً به هنر تولیدشده با هوش مصنوعی از نظر خلاقیت، ارزش و عمق عاطفی، امتیاز پایینتری میدهند. وی نیز در پژوهشهای خود بررسی کرد که دانش و آگاهی درباره هنر چگونه نحوه نگاه ما به آن را تغییر میدهد. این پیشینه باعث شد از خود بپرسد آیا دانش و آگاهی درباره هوش مصنوعی، قضاوت مردم درباره هنر تولیدشده با هوش مصنوعی را شکل میدهد و آیا میتواند به توضیح سوگیری منفیِ غالباً مشاهدهشده نسبت به این آثار کمک کند.
برای بررسی این پرسش، وی و همکارانش، ۳ آزمایش انجام دادند که هرکدام ۱۰۰ شرکتکننده داشت. در ابتدا، تصاویری از آثار هنری تولیدشده با هوش مصنوعی به افراد نشان داده شد و درباره اخلاقیبودن و ارزش زیباییشناختی این آثار از آنها سؤال شد. برای مثال، شرکتکنندگان در دو آزمایش از این مجموعه باید ارزیابی میکردند که استفاده از هوش مصنوعی برای تولید چنین آثاری، کسب درآمد یا اعتبار از این آثار و معرفی آنها بهعنوان هنر متعارف، تا چه اندازه از نظر اخلاقی قابلقبول است. افراد همچنین باید میزان ارزش زیباییشناختی تصاویری که ارائه میشد را ارزیابی میکردند.
در آزمایش نخست، ۲۰ منظره و ۲۰ پرتره به شرکتکنندگان نشان داده شد که با استفاده از DALL-E 3 و بر اساس پرامپتهایی برگرفته از هنر امپرسیونیستی نقاش اسپانیایی، «خواکین سورولا» (Joaquín Sorolla)، تولید شده بودند. برای اطمینان از اینکه تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی شباهت زیادی به آثار این هنرمند داشته باشند، دستورالعملهای بسیار دقیقی به هوش مصنوعی داده شد. برای مثال، یکی از پرامپتها این بود
«نقاشی امپرسیونیستی از قایقهای ماهیگیری چوبی ساده والنسیا در آب کمعمق، به سبک دهه ۱۹۰۰، بادبانهای بزرگ سفید، ضربهقلمهای آزاد، سورولا، استاد نور.»
[Impressionistic painting of simple wooden Valencian fishing boats in shallow water, 1900s style, large white sails, loose brushstrokes, Sorolla, master of light]
نیمی از شرکتکنندگان این آثار هنری تولیدشده با هوش مصنوعی را بدون هیچ زمینه یا اطلاعات اضافی مشاهده کردند. نیمه دیگر، متن کوتاهی دریافت کردند که اطلاعات بیشتری در اختیار آنها میگذاشت. متن چنین بود
«این تصویر توسط یک الگوریتم هوش مصنوعی تولید شده است که تصاویر را بر اساس توصیفهای متنی تولید میکند. برای انجام این کار، چندین مرحله لازم است. ابتدا، الگوریتم هوش مصنوعی با یادگیری از یک مجموعهداده بزرگ از تصاویر هنری و توصیفهای متنی متناظر با آنها، مانند نام هنرمند، آموزش داده میشود. سپس الگوریتم هوش مصنوعی میتواند بر اساس پرامپتهای متنی متفاوت، تصاویر جدیدی تولید کند؛ برای مثال، نام هنرمند، سبک هنری، یا اینکه تصویر یک منظره دریایی، منظره طبیعی یا انسانها را به تصویر میکشد.»
این اطلاعات اضافی تفاوت ایجاد کرد. وقتی افراد میدانستند سیستم هوش مصنوعی چگونه کار میکند، تصاویری را که این سیستم تولید کرده بود از نظر اخلاقی کمتر قابلقبول میدانستند؛ بهویژه زمانی که تولید این تصاویر با کسب منفعت مالی و تحسین هنری همراه بود. اما جذابیت زیباییشناختی تصاویر تغییری نکرد. این یافته نشان میداد که آگاهی از نحوه عملکرد هوش مصنوعی باعث شد افراد درباره اخلاق تأمل کنند، نه درباره زیباییشناسی.
معرفی ۹ پرامپت خلاقانه Nano Banana در تولید تصاویر هنری
راهنمای پرامپت عکس انیمیشنی با هوش مصنوعی
راهنمای جامع پرامپت ترمیم عکس قدیمی
روانشناسان دریافتهاند که قضاوت مردم درباره اینکه چه چیزی خوب یا ارزشمند است، زمانی که میفهمند اثری از متخصصان جایزه یا تحسین دریافت کرده است، میتواند تغییر کند. برای مثال، «سوگیری اقتدار» (authority bias) باعث میشود تمایل بیشتری داشته باشیم با افرادی موافق باشیم که به نظر میرسد در جایگاه قدرت قرار دارند یا اطلاعات بیشتری در اختیار دارند. علاوه بر این، نشانههایی مانند موفقیت یا اعتبار میتوانند باعث شوند افراد چیزی را از نظر اخلاقی بهتر و پسندیدهتر ارزیابی کنند.
در مطالعه دوم، به شرکتکنندگان گفته شد که برخی از آثار هنری تولیدشده با هوش مصنوعی بهنمایشدرآمده، به فروش رسیده یا مورد تحسین قرار گرفتهاند. اما از مشاهده این موضوع شگفتزده شدیم که اطلاعرسانی درباره موفقیت یک اثر، در میان افرادی که درباره نحوه تولید آن اثر هنری اطلاعات کسب کرده بودند، باعث افزایش مقبولیت اخلاقی آن تصویر نشد.
در آزمایش نهایی، قضاوتهای خودکار افراد درباره آثار هنری تولیدشده با هوش مصنوعی در مقایسه با آثار ساختهشده توسط انسان بررسی شد. برای این کار از ابزاری در روانشناسی به نام «تکلیف تداعی برو/نرو» (go/no-go association task) استفاده شد. در این روش، از افراد خواسته میشود یک نوع محرک، مانند یک تصویر، را خیلی سریع با محرکی دیگر، مانند واژه «خوب» یا «بد» مرتبط کنند.
در این آزمایش، تصاویری از نقاشیهای امپرسیونیستی به شرکتکنندگان نشان داده شد که یا با هوش مصنوعی تولید شده بودند یا توسط انسان خلق شده بودند. در کنار این تصاویر، برچسبهای مربوط به دستهبندی اثر در سمت چپ شامل «هنر هوش مصنوعی» یا «هنر انسانی» و برچسبهای مربوط به ویژگیها در سمت راست مانند «خوب» یا «بد» قرار داشتند. شرکتکنندگان باید زمانی که تصویر و برچسبها با یکدیگر مطابقت داشتند، روی یک دکمه کلیک میکردند و زمانی که مطابقت نداشتند، از پاسخدادن خودداری میکردند. این تکلیف باید با سرعت بالا و طی تعداد زیادی آزمون انجام میشد تا فوریترین تداعیهای ذهنی افراد ثبت شود. تیم پژوهشی با افرادی کار کرد که هیچ آموزش یا اطلاعات اضافی درباره هوش مصنوعی دریافت نکنند تا بتوان تصویری از دیدگاه یک فرد معمولی به دست آورد.
تیم هیچ گرایش خودکار و قدرتمندی پیدا نکرد که نشان دهد افراد، هنر تولیدشده با هوش مصنوعی یا هنر انسانی را ذاتاً بهتر یا بدتر میدانند. این یافته نشان میدهد که مردم هنوز واکنش آنی و ناخودآگاه یا دیدگاهی عمیقاً تثبیتشده درباره هنر هوش مصنوعی در مقایسه با هنر ساختهشده توسط انسان ندارند. این یافته همچنین تأکید میکند که همانطور که آزمایشهای قبلی این تیم نشان دادند، مقاومت اخلاقی در برابر هنر تولیدشده با هوش مصنوعی چیزی است که افراد بهمرورزمان میآموزند.
در مجموع، زمانی که مردم میدانند هوش مصنوعی چگونه کار میکند، در قضاوت درباره عادلانهبودن اخلاقی آن محتاطتر میشوند. این یافته نشان میدهد که آموزش مخاطبان، هنرمندان، خلاقان و سیاستگذاران درباره نحوه عملکرد این فناوری میتواند آینده آن را در دنیای هنر شکل دهد.
هنرمندانی که با ابزارهای هوش مصنوعی کار میکنند میتوانند با ارائه اطلاعات درباره مدلها، دادهها یا پرامپتهایی که استفاده کردهاند و با مشخصکردن بخشهایی که در آنها هدایت انسانی خودشان در فرایند نقش داشته است، به این تلاش کمک کنند. اگرچه چنین شفافیتی ممکن است به انتقادهایی منجر شود، میتواند اعتبار نیز ایجاد کند و ابزارهایی را در اختیار مردم قرار دهد که به آنها امکان میدهد با نگاهی انتقادی درباره فناوری بیندیشند.
گزارش حاضر در نسخه June 2026 نشریه Scientific American منتشر شده است.
برای ارزیابی پایداری، امنیت و نگهداری این زیرساخت، راهنمای پشتیبانی شبکه را نیز مطالعه کنید.