نظریهای عجیب میگوید در جهان ما شکافهایی وجود دارد
نظریهای در فیزیک کوانتومی مطرح میکند که شاید جهان ما دارای ترکها و شکافهایی باشد که به جهانهای دیگر راه پیدا میکنند. بر اساس این ایده، ممکن است نسخه دیگری از هر یک از ما در شاخهای متفاوت از واقعیت وجود داشته باشد. حتی گفته شده شاید روزی بتوان راهی برای…
خلاصه تحلیلی خبر
نظریهای در فیزیک کوانتومی مطرح میکند که شاید جهان ما دارای ترکها و شکافهایی باشد که به جهانهای دیگر راه پیدا میکنند. بر اساس این ایده، ممکن است نسخه دیگری از هر یک از ما در شاخهای متفاوت از واقعیت وجود داشته باشد. حتی گفته شده شاید روزی بتوان راهی برای…
موضوعات اصلی: پشتیبانی شبکه، هوش مصنوعی، ناظر، کوانتومی، چنین، باشد
نظریهای در فیزیک کوانتومی مطرح میکند که شاید جهان ما دارای ترکها و شکافهایی باشد که به جهانهای دیگر راه پیدا میکنند. بر اساس این ایده، ممکن است نسخه دیگری از هر یک از ما در شاخهای متفاوت از واقعیت وجود داشته باشد.
حتی گفته شده شاید روزی بتوان راهی برای بررسی چنین احتمالی پیدا کرد؛ آن هم با کمک یک رایانه کوانتومی مجهز به هوش مصنوعی. با این حال، برقراری ارتباط واقعی میان جهانهای موازی ظاهراً با قوانین فیزیک سازگار نیست.
تصور کنید صبح از خواب بیدار شوید و روی میزتان معادلهای حلشده ببینید؛ معادلهای که خودتان هرگز روی آن کار نکردهاید و هیچ خاطرهای از بهدستآوردنش ندارید. محاسبات کاملاً درست هستند و هیچ دفتر یا یادداشتی هم پیدا نمیشود که نشان دهد شما قبلاً آن را حل کردهاید. پس این معادله از کجا آمده است؟
یک پیشنهاد نظری جدید در فیزیک کوانتومی از چنین موقعیتی بهعنوان یک آزمایش فکری استفاده میکند و پرسشی عجیب را پیش میکشد: آیا ممکن است نسخه دیگری از شما در شاخهای موازی از جهان این معادله را حل کرده باشد؟
اگر چنین چیزی امکانپذیر باشد، یکی از محدودیتهای بنیادی فیزیک زیر سؤال میرود؛ این باور که نسخههای موازی واقعیت هرگز نمیتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. نشت اطلاعات میان این شاخهها میتوانست پیامدهای بسیار بزرگی داشته باشد؛ از گرفتن نمرههای عالی بدون درسخواندن و هشدار درباره حوادث آینده گرفته تا استفاده از اطلاعات برای کسب ثروت هنگفت در بازارهای مالی.
پیشنهاد جدید درباره جهانهای موازی
این ایده در مقالهای نظری از ماریا ویولاریس، فیزیکدان کوانتومی، مطرح شده که هنوز داوری علمی نشده و در ژانویه در آروکایو منتشر شده است. او در این پژوهش یکی از فرضهای قدیمی در فیزیک کوانتومی را به چالش میکشد.
در تفسیر جهانهای متعدد، هر نتیجه احتمالی کوانتومی میتواند به شاخهای جداگانه از واقعیت منجر شود. فرض رایج این است که این شاخهها پس از شکلگیری دیگر با یکدیگر تعامل نمیکنند و نمیتوانند اطلاعاتی را میان خود ردوبدل کنند.
ویولاریس از نسخهای بسیار ایدهآلشده از آزمایش فکری دوست ویگنر استفاده میکند؛ سناریویی شناختهشده که در آن یک ناظر میتواند از دید ناظر دیگری مانند یک سامانه کوانتومی کاملاً کنترلشده در نظر گرفته شود.
در این طرح، دو عامل با نامهای عامل A و عامل B در واقع دو انسان مستقل نیستند، بلکه نسخههایی در دو شاخه از یک ناظر واحد محسوب میشوند. یک ناظر بیرونی که همان شخصیت ویگنر است، همچنان خارج از این سامانه قرار دارد و فرض میشود کنترل کامل کوانتومی بر حالتهای درونی آن داشته باشد.
ویولاریس میگوید چنین ناظر بیرونی میتواند با دستکاری کل حالت کوانتومی سامانه، کاری کند که پیامی نوشتهشده در یک جهان موازی به جهان دیگر برسد. اما این فرض یک شرط بسیار عجیب دارد. فردی که پیام را نوشته است باید تمام خاطره خود از نوشتن آن پیام را از دست بدهد. بنابراین از دید دریافتکننده، اطلاعات بدون هیچ منشأ محلی ظاهر میشود؛ چیزی شبیه دریافت ناگهانی دانشی که هیچکس نمیداند از کجا آمده است.
دو محدودیت مهم دیگر نیز وجود دارد. نخست اینکه برای اجرای چنین فرایندی به فردی با تواناییهای خارقالعاده نیاز است؛ کسی که بتواند یک ناظر را از محیط اطراف جدا کند و از نظر کوانتومی تمام وضعیت درونی او را تحت کنترل داشته باشد. این وضعیت شباهت زیادی به آزمایش فکری گربه شرودینگر دارد؛ گربهای که درون جعبه قرار گرفته و وضعیت آن از دید ناظر بیرونی میتواند میان حالتهای مختلف توصیف شود.
شرط دوم این است که افراد درگیر باید واقعاً در یک برهمنهی کوانتومی قرار داشته باشند؛ حالتی که به شکل طبیعی برای سامانههایی در مقیاس انسان رخ نمیدهد. در چنین شرایطی، موضوع از فیزیک به حوزه فلسفه و مسئله هویت شخصی نزدیک میشود. ویولاریس گفت: برای مثال، میتوان این فرایند جابهجایی را بهگونهای تفسیر کرد که یک ناظر به ناظر دیگر تبدیل میشود.
در این سطح انتزاعی، تفاوت قابل مشاهدهای میان انتقال یک ناظر از یک خط جهان به خط جهانی دیگر و جایگزینکردن وضعیت درونی کامل یک ناظر با وضعیت ناظر دیگر وجود ندارد. همین مسئله مرز میان ارتباط و تغییر هویت را مبهم میکند.
آیا واقعاً اطلاعات میان جهانها منتقل میشود؟
این برداشت برای برخی فیزیکدانان مسئلهساز است. اسکات آرونسون، دانشمند علوم رایانه نظری و مدیر مرکز اطلاعات کوانتومی دانشگاه تگزاس در آستین، میگوید: اگر دقیقاً بررسی کنیم چه اتفاقی رخ میدهد، طبیعیتر است بگوییم آزمایشگر صرفاً هویت دو ناظر را با یکدیگر عوض کرده است.
آرونسون توضیح میدهد
در این تفسیر، هیچ اطلاعاتی واقعاً میان جهانها حرکت نکرده است. ناظری که پیام را نوشته بود از شاخه خودش حذف شده و ناظری که آن پیام را ننوشته بود جای او قرار گرفته است. با توجه به قدرت تقریباً خدایی که در این سناریو برای آزمایشگر فرض شده، این فرایند کاربرد چندانی ندارد و شاید بیشتر بهانهای برای مطرحکردن بحثهای فلسفی جذاب درباره ماهیت هویت باشد.
با وجود نبود کاربرد عملی، این ایده همچنان توجهها را جلب میکند. دلیلش این نیست که ایرادهای فیزیکی آن برطرف شدهاند، بلکه پیامدهای احتمالی آن همچنان پرسشهای زیادی درباره ماهیت واقعیت ایجاد میکنند.
اگر از بحثهای فلسفی فاصله بگیریم و سراغ اقتصاد برویم، پرسش دیگری مطرح میشود: اگر نسخههای مختلف یک فرد در شاخههای گوناگون واقعیت بتوانند اطلاعات را میان خود منتقل کنند، آیا امکان استفاده از این اطلاعات برای ثروتمندشدن وجود دارد؟
الکسی تورچین، آیندهپژوه، چنین احتمالی را در قالب ایدهای موسوم به آربیتراژ چندجهانی مطرح کرده است. او این بحث را در کنار پیشنهادهای قدیمیتر، از جمله طرح رایِنر پلاگا، قرار میدهد. پلاگا مطرح کرده بود که یونهای بهشدت ایزولهشده و بهدامافتاده شاید در شرایطی خاص بتوانند مانند حالتهای گذرگاهی یکبارمصرف میان نتایج مختلف عمل کنند.
هدف این ایدهها اثبات امکان چنین آربیتراژی نیست، بلکه بخشی از تلاشهای طولانیمدت برای بررسی این پرسش است که آیا تفسیر جهانهای متعدد واقعاً در برابر هر نوع نشت اطلاعاتی نفوذناپذیر است یا خیر.
تورچین گفت: اگر چنین چیزی امکانپذیر باشد، میتوان از روشهایی مانند معاملات با بسامد بالا پول زیادی به دست آورد. با این حال، او اضافه کرد که در چارچوب پیشنهاد ویولاریس، اطلاعات مفیدی که بتوان منتقل کرد چندان زیاد نیست.
ویولاریس نیز تأکید میکند که حتی پیشنهاد خودش فضای چندانی برای چنین خیالپردازیهایی باقی نمیگذارد. او گفت: همهچیز بهوسیله ناظر برتر انجام میشود. ناظران محلی کنترل انتقال پیام را در اختیار ندارند و ناظر کنترلکننده هم از محتوای پیام اطلاع ندارد.
به گفته او، همین توزیع نامتقارن قدرت و آگاهی باعث میشود تصور برداشت آزادانه اطلاعات از جهان دیگر بسیار دور از واقعیت باشد.
ویولاریس درباره امکان ارتباط مستقیم انسانها با نسخههای موازی خود نیز گفت: من و شما نمیتوانیم با نسخههای خودمان در جهانهای چندگانه ارتباط برقرار کنیم، زیرا در محیطی مهندسیشده زندگی نمیکنیم که فردی بتواند از نظر کوانتومی آنچه درون ما قرار دارد کنترل کند.
آیا رایانه کوانتومی میتواند این ایده را آزمایش کند؟
به گفته ویولاریس، نزدیکترین چیزی که شاید بتواند به یک شکاف میان جهانها شبیه شود، یک رایانه کوانتومی بسیار پیشرفته است که بتواند یک ناظر را در قالب یک سامانه کوانتومی شبیهسازی کند.
چنین سامانهای باید هوش مصنوعی عمومی یا AGI داشته باشد؛ سامانهای که بتواند در حوزههای مختلف استدلال کند. ویولاریس با احتیاط احتمال میدهد پژوهشگران طی ۱۰ تا ۲۰ سال آینده بتوانند مسیری برای ساخت چنین ماشینهایی پیدا کنند.
با این حال، قرار نیست نتیجه کار شبیه گفتوگو با نسخهای دیگر از خودمان باشد. تصویر مورد نظر بیشتر شامل عاملهای مصنوعی است که درون سامانههای کوانتومی کاملاً کنترلشده فعالیت میکنند و پژوهشگران انسانی آنها را مدیریت میکنند.
این عاملهای هوش مصنوعی میتوانند نتایج متفاوت احتمالی را بهصورت موازی بررسی کنند و سپس یافتههای خود را به یک فرایند تصمیمگیری واحد بازگردانند.
اما پرسش دشوار دیگری باقی میماند: از کجا بفهمیم هوش مصنوعی داخل شبیهسازی واقعاً یک جانشین دیجیتال برای یک ناظر محسوب میشود؟
برای تحقق چنین سناریویی، این هوش مصنوعی باید مانند یک موجود متفکر رفتار کند؛ یعنی بتواند خاطره بسازد، ایده تولید کند و سپس آن افکار را بهطور دقیق از دست بدهد. در نتیجه، مسئله به داشتن شناخت، حافظه و چیزی نزدیک به آگاهی نیاز پیدا میکند؛ پدیدهای که حتی درباره شکل انسانی آن نیز هنوز درک کاملی نداریم.
ویولاریس گفت
این بخش به نظر من بسیار دورتر است. برای شبیهسازی یک ناظر، احتمالاً به یک پیشرفت بزرگ در زمینه AGI یا فناوری شبیهسازی نیاز خواهیم داشت.
فعلاً خبری از پیام جهانهای موازی نیست
در حال حاضر، میتوان فرض کرد که هیچ شماره برنده قرعهکشی از جهان دیگری به این جهان منتقل نمیشود و نسخهای از شما نیز قرار نیست اخبار فردا را پیشاپیش در گوشتان زمزمه کند.
چنین دخالتهایی در مقیاس انسانی همچنان دور از دسترس به نظر میرسند. با این حال، معمای وجود احتمالی شکاف میان جهانهای مختلف همچنان پابرجاست؛ شاید واقعاً جایی معادلهای حلشده وجود داشته باشد که هیچکس در این جهان نمیداند چه کسی آن را نوشته است.
و در نهایت، هنوز نمیتوان با قطعیت ثابت کرد که چنین چیزی هرگز ممکن نخواهد بود.
برای ارزیابی پایداری، امنیت و نگهداری این زیرساخت، راهنمای پشتیبانی شبکه را نیز مطالعه کنید.