این مومیایی مصر باستان، 3000 سال است که فریاد میزند
این مومیایی که با نام زن فریادزن شناخته میشود، متعلق به زنی از طبقه مرفه مصر در دوران دودمان هجدهم است؛ زنی که چهرهاش از حدود 3000 سال پیش با حالتی شبیه یک فریاد ابدی باقی مانده است. پژوهشگران با نمونهبرداری و روشهای تصویربرداری غیرتهاجمی تلاش کردند سرنخه…
خلاصه تحلیلی خبر
این مومیایی که با نام زن فریادزن شناخته میشود، متعلق به زنی از طبقه مرفه مصر در دوران دودمان هجدهم است؛ زنی که چهرهاش از حدود 3000 سال پیش با حالتی شبیه یک فریاد ابدی باقی مانده است. پژوهشگران با نمونهبرداری و روشهای تصویربرداری غیرتهاجمی تلاش کردند سرنخه…
موضوعات اصلی: پشتیبانی شبکه، مرگ، بدن، مومیایی، چهره، اسپاسم
این مومیایی که با نام زن فریادزن شناخته میشود، متعلق به زنی از طبقه مرفه مصر در دوران دودمان هجدهم است؛ زنی که چهرهاش از حدود 3000 سال پیش با حالتی شبیه یک فریاد ابدی باقی مانده است.
پژوهشگران با نمونهبرداری و روشهای تصویربرداری غیرتهاجمی تلاش کردند سرنخهایی درباره مرگ او پیدا کنند، اما علت دقیق این حالت چهره همچنان مشخص نیست. احتمال میرود این وضعیت نتیجه نوع نادری از اسپاسم پس از مرگ باشد؛ پدیدهای که در آن برخی عضلات بدن درست هنگام مرگ در همان حالت منقبض باقی میمانند. این احتمال میتواند نشان دهد که زن در لحظات پایانی زندگی، درد شدیدی را تحمل کرده است.
مومیاییکنندگان مصر باستان تلاش زیادی میکردند ظاهر اجساد را تا حد ممکن شبیه زمانی نگه دارند که فرد زنده بود. جسد ابتدا حدود 40 روز با نمکهای ناترون خشک میشد و سپس برای بازگرداندن انعطافپذیری پوست، بدن را با روغنها و مواد معطر میپوشاندند. مراحل دیگری نیز انجام میگرفت که استفاده از رزینهای مذاب و پیچیدن بدن در نوارهای کتانی از جمله آنها بود. چهره بعضی مومیاییها، مانند فرعون ستی اول، پس از هزاران سال همچنان آرام و شبیه فردی خوابیده به نظر میرسد.
وقتی باستانشناسان در سال 1935 در تبس، چهره یک مومیایی زن ناشناس را آشکار کردند، از دیدن حالتی که انگار فریاد او پس از 3000 سال همچنان ادامه داشت، شگفتزده شدند. در ابتدا تصور میکردند فرآیند مومیایی کردن بهدرستی انجام نشده است. اما بررسیهای بعدی درباره پیشینه این زن، این فرضیه را زیر سؤال برد. او در کنار خانواده سنموت، معمار سلطنتی حتشپسوت، دفن شده بود؛ حتشپسوت ملکه دودمان هجدهم بود که بعدها به مقام فرعون رسید. تنها ثروتمندترین و بانفوذترین اقشار جامعه مصر توانایی پرداخت هزینه مومیاییسازی مجلل را داشتند؛ فرآیندی که تصور میشد ورود فرد به جهان پس از مرگ را تضمین میکند. تنها نکتهای که درباره کار مومیاییکنندگان همچنان بیپاسخ مانده بود، این بود که چرا اندامهای داخلی زن را خارج نکرده و پس از مومیایی جداگانه، داخل ظروف کانوپیک برای همراهی با او در جهان خدایان قرار نداده بودند.
شواهد بیشتری نیز فرضیه مومیاییسازی ضعیف یا ناقص را رد کرد. از کلاهگیس پیچیده و ظریفی که زن بر سر داشت تا رزینهای وارداتی که بدن، پارچههای کتانی و کلاهگیس او را پوشانده بودند، همه چیز نشان میداد برای تدفین او هزینه قابلتوجهی صرف شده است. بخور خوشبو از سرزمین پونت، منطقهای که از سواحل جنوبی دریای سرخ تا شاخ آفریقا امتداد داشت، به دست خدمتکاران حتشپسوت به مصر آورده میشد. پونت به صادرات رزینهای معطر، طلا و دیگر ثروتها شهرت داشت. مومیاییکنندگان همچنین از رزین درخت عرعر استفاده کرده بودند؛ مادهای گرانقیمت که معمولاً برای تدفین افراد بسیار مرفه به کار میرفت. کلاهگیس او نیز از موی انسان ساخته نشده بود، بلکه با دقت از الیاف نخل خرما تهیه شده و با حنای کمیاب متمایل به قرمز رنگآمیزی شده بود. در پایان نیز پودری بلوری متشکل از کوارتز، مگنتیت و آلبیت روی آن قرار گرفته بود. بنابراین بعید به نظر میرسید فردی که چنین تشریفات پرهزینهای برایش انجام شده، در فرآیند مومیاییسازی مورد غفلت قرار گرفته باشد.
راز چهره فریادزن
اینکه چرا چهره این زن پس از چنین مومیاییسازی مجللی همچنان حالت فریاد داشت، برای دههها ذهن دانشمندان را درگیر کرده بود. حتی اگر فک جسد در اثر شرایط پس از مرگ فرو میافتاد، بستهبندی دقیق صورت میتوانست از چنین حالتی جلوگیری کند؛ اما حالت چهره زن فریادزن بسیار شدیدتر از یک فک افتاده بود.
در سال 2024، سحر سلیم، رادیولوژیست مومیاییها از دانشگاه قاهره، و سامیه المرغنی از وزارت گردشگری و آثار باستانی مصر، این مومیایی را بررسی کردند. آنها از پرتو ایکس و اسکن سیتی استفاده نمودند. در کنار این روشها، میکروسکوپ الکترونی روبشی یا SEM نیز به کار رفت که با استفاده از پرتو الکترون، تصویری بسیار دقیق از سطح نمونه ایجاد میکند. طیفسنجی مادون قرمز تبدیل فوریه یا FTIR نیز برای بررسی ساختار مولکولی بر اساس نحوه جذب نور مادون قرمز مورد استفاده قرار گرفت. پژوهشگران همچنین سراغ پراش پرتو ایکس یا XRD رفتند که برای تحلیل ساختار مولکولی و بلوری کاربرد دارد.
با وجود تمام این روشهای غیرمخرب، بررسیهای سلیم و المرغنی نتوانست علت مرگ زن را مشخص کند. آنها دریافتند که قد او حدود 1.5 متر بوده که برای آن دوره اندازهای معمول محسوب میشده و احتمالاً در حدود 48 سالگی از دنیا رفته است. آثار فرسودگی در دندانها و مفاصل او نیز مشاهده شد.
بازوهای زن در دو طرف بدن قرار گرفته بودند و دستها تقریباً در قسمت رانها به یکدیگر میرسیدند. این وضعیت نشان میداد با وجود جایگاه اجتماعی بالای او، احتمالاً از خاندان سلطنتی نبوده است. مومیایی افراد سلطنتی معمولاً با دستهایی ضربدری روی سینه انجام میشد. علت باقی ماندن اندامهای داخلی در بدن این زن نیز مشخص نیست. در دورههای بعدی، پیشرفت در روشهای مومیاییسازی گاهی اجازه میداد اندامها خشک شده و دوباره داخل بدن قرار گیرند و در نتیجه، ظروف کانوپیک بیشتر جنبه نمادین پیدا کنند. با این حال، در مورد این مومیایی هیچ برش قابل مشاهدهای روی بدن وجود ندارد.
اسپاسم مرگ و یک معمای 3000 ساله
پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که زن فریادزن، که نامش در هیچ بخشی از تابوت او ثبت نشده، احتمالاً بر اثر مشکلی دردناک جان باخته که هیچ نشانه قابل تشخیصی از خود باقی نگذاشته است. حمله قلبی یا سکته مغزی از احتمالهای مطرحشده هستند. پاره شدن یک آنوریسم نیز میتوانسته درد ناگهانی و بسیار شدیدی ایجاد کند. حتی احتمال گزش مار سمی نیز مطرح شده است، هرچند در معاینه فیزیکی هیچ اثری از جای نیش مشاهده نشد.
چهره زن بهشدت درهم کشیده شده و سر او اندکی به یک سمت متمایل بود. سامیه المرغنی و سحر سلیم این حالت را به اسپاسم پس از مرگ نسبت دادهاند؛ پدیدهای که معمولاً در شرایط درد شدید یا وحشت درست پیش از مرگ رخ میدهد. این نوع اسپاسم هنوز بهطور کامل برای دانشمندان قابل توضیح نیست. گرچه شباهتهایی میان آن و جمود نعشی وجود دارد، اسپاسم پس از مرگ فقط برخی عضلات را درگیر میکند و برخلاف جمود نعشی، تمام بدن را تحت تأثیر قرار نمیدهد.
سلیم و المرغنی در پژوهش خود که در نشریه Frontiers in Medicine منتشر شد، گفتند:
حالت چهره فریادزن این مومیایی را میتوان نشانهای از اسپاسم پس از مرگ دانست؛ یعنی احتمال دارد زن در حالی که از درد و عذاب شدید فریاد میکشیده، جان داده باشد.
احتمالاً مومیاییکنندگان، بدن منقبضشده زن را پیش از آنکه عضلاتش شل شوند یا جسد وارد مرحله تجزیه شود، مومیایی کردهاند و به این ترتیب، وضعیت دهان باز او در لحظه مرگ حفظ شده است. همچنین ممکن است انقباض عضلات اجازه نداده باشد مومیاییکنندگان دهان او را ببندند.
مومیاییکنندگان ظاهراً آنقدر سریع عمل کرده بودند که آخرین اسپاسم عضلانی زن پیش از برطرف شدن، در فرآیند مومیاییسازی ثبت شد. به این ترتیب، آنها نهتنها حالت چهره او را برای 3000 سال حفظ کردند، بلکه معمایی را نیز به جا گذاشتند که حتی اسکنهای سیتی، میکروسکوپهای الکترونی و آزمایشهای پراش پرتو ایکس تاکنون نتوانستهاند پاسخ قطعی آن را پیدا کنند.
برای ارزیابی پایداری، امنیت و نگهداری این زیرساخت، راهنمای پشتیبانی شبکه را نیز مطالعه کنید.