رومیان باستان تصور میکردند نوشیدن خون گلادیاتورها صرع را درمان میکند
مغز انسان در حالت طبیعی عملکردی منظم دارد و نورونها یا سلولهای عصبی، مانند الگوهای قابل پیشبینی آبوهوا، با ریتمی هماهنگ فعالیت میکنند. اما در مغز افراد مبتلا به صرع، شرایط ممکن است ناگهان از آرامش به آشفتگی تغییر کند. نورونها در ابتدا طبق روال معمول فعال…
خلاصه تحلیلی خبر
مغز انسان در حالت طبیعی عملکردی منظم دارد و نورونها یا سلولهای عصبی، مانند الگوهای قابل پیشبینی آبوهوا، با ریتمی هماهنگ فعالیت میکنند. اما در مغز افراد مبتلا به صرع، شرایط ممکن است ناگهان از آرامش به آشفتگی تغییر کند. نورونها در ابتدا طبق روال معمول فعال…
موضوعات اصلی: پشتیبانی شبکه، خون، صرع، درمان، آنها، گلادیاتورها
مغز انسان در حالت طبیعی عملکردی منظم دارد و نورونها یا سلولهای عصبی، مانند الگوهای قابل پیشبینی آبوهوا، با ریتمی هماهنگ فعالیت میکنند.
اما در مغز افراد مبتلا به صرع، شرایط ممکن است ناگهان از آرامش به آشفتگی تغییر کند. نورونها در ابتدا طبق روال معمول فعالیت دارند و عملکردهای ذهنی و جسمی بدن را در وضعیت پایدار نگه میدارند، اما ناگهان دچار فعالیت الکتروشیمیایی شدید و غیرعادی میشوند. این اتفاق میتواند سردرگمی، حرکات ناخواسته و تکانهای غیرقابلکنترل بدن را به دنبال داشته باشد.
حرکات ناگهانی و اختلالات ذهنی پیشبینیناپذیر ناشی از حملات صرع احتمالاً از گذشتههای دور برای انسانها ترسناک و نگرانکننده بودهاند. فرهنگهای مختلف نیز توضیحهای متفاوتی برای این وضعیت ارائه میکردند؛ برخی آن را پیامد گناه مذهبی میدانستند، درحالیکه دیگران حملات صرع را به مداخله خدایان یا نشانهای از تقدس نسبت میدادند.
رومیان باستان باور داشتند صرع بیماری مسری ناشی از ارواح شیطانی یا تسخیرشدن بهوسیله شیاطین است. از نظر آنها، برای درمان این بیماری تنها یک راه وجود داشت: نوشیدن خون گلادیاتورها.
البته استفاده از خون انسان برای درمان صرع، پیش از رواج این باور در روم باستان نیز سابقه داشت. شواهدی از چنین روشی در یونان، مصر، بینالنهرین و مناطق دیگر به دست آمده است. بااینحال، رومیان نخستین مردمانی بودند که خون جنگجویان را بهعنوان درمان این بیماری به کار گرفتند. فردیناند پیتر موگ و آکسل کارنبرگ در مقالهای با عنوان میان وحشت و امید: خون گلادیاتورها بهعنوان درمان صرع در پزشکی باستان که سال ۲۰۰۳ در مجله تاریخ علوم اعصاب منتشر شد، به این موضوع پرداختهاند.
خون گلادیاتورها؛ درمانی جادویی برای صرع
نخستین توصیه ثبتشده درباره نوشیدن خون تازه از گلوی یک گلادیاتور، به کتابی پزشکی در سال ۴۰ میلادی بازمیگردد. طی ۵۰۰ سال بعد، پزشکان رومی روشهای مختلفی را برای استفاده از این درمان آزمایش کردند؛ از نوشیدن روزانه سه قاشق خون به مدت ۳۰ روز گرفته تا مکیدن مستقیم خون از زخم در حال خونریزی یا پر کردن یک جام از خون جاری پیکر گلادیاتور کشتهشده.
در قرن ششم میلادی، یکی از پزشکان روش دیگری را پیشنهاد کرد. او پارچهای آغشته به خون یک شمشیرزن را میسوزاند و خاکستر آن را با شراب مخلوط میکرد. این پزشک درباره روش پیشنهادی خود نوشت
با هفت نوبت مصرف، بیمار را از صرع رها خواهید کرد. این روش اغلب با نتایجی عالی همراه بوده است.
برای درمانی که قرنها مورد استفاده قرار گرفته باشد، تداوم چنین باوری پدیدهای غیرمعمول به شمار میرود. فردیناند پیتر موگ، مدرس ارشد مؤسسه تاریخ پزشکی و اخلاق پزشکی دانشگاه کلن آلمان، در گفتوگو با مجله پاپیولار ساینس توضیح داد که ماندگاری این باور، بهویژه درباره نوشیدن خون گلادیاتورها، نشاندهنده نفوذ عمیق تفکر جادویی در ذهن مردم آن دوران بوده است.
او گفت
جادو از منطق پیروی نمیکند. مردم با استفاده از چیزها و روشهایی درمان میشوند که انتظار دارند آنها را بهبود ببخشند.
گلادیاتورها در جامعه روم باستان افرادی عادی محسوب نمیشدند. در سالهای نخست جمهوری روم، مرگ آنها در میدان نبرد با باورهای مذهبی ارتباط داشت. مردم تصور میکردند گلادیاتورهای کشتهشده قربانی خدایان هستند یا روح مردگان را در مسیر ورود به جهان دیگر همراهی میکنند. حتی پس از آنکه نبردهای گلادیاتوری بهتدریج ارتباط مذهبی خود را از دست دادند، شرایط نمایشی و خشونتبار مرگ این جنگجویان همچنان به خون آنها جایگاهی ویژه در باورهای درمانی مردم میبخشید.
اعتقاد به اثرگذاری این درمان احتمالاً با پدیدهای مرتبط بود که موگ و کارنبرگ آن را توهم اثربخشی درمانی توصیف کردهاند. برخی از انواع صرع تنها در دوران کودکی بروز میکنند و علائم آنها معمولاً در حوالی بلوغ بهطور کامل از بین میروند. در چنین شرایطی، اگر کودکی در زمان ابتلا به بیماری خون گلادیاتور مینوشید و چند سال بعد علائم صرع در او ناپدید میشد، افرادی که شناختی از روند طبیعی بیماری نداشتند، احتمالاً به این نتیجه میرسیدند که خون گلادیاتور عامل درمان بوده است.
پس از ممنوعیت نبردهای گلادیاتوری، خون اعدامشدگان جایگزین شد
حدود سال ۴۰۰ میلادی، نبردهای گلادیاتوری در امپراتوری روم ممنوع شدند. در نتیجه، پزشکانی که همچنان به استفاده از خون برای درمان صرع اعتقاد داشتند، ناچار شدند به دنبال منبع جایگزینی بگردند. آنها سرانجام خون افرادی را انتخاب کردند که با گردن زدن اعدام شده بودند.
موگ در اینباره گفت
خون اعدامشدگان با گردن زدن، خون مجرمانی بود که جایگاهی خاص و بهاصطلاح نجیب داشتند و احتمالاً همین موضوع هنگام جستوجو برای یافتن جایگزینی برای خون گلادیاتورها اهمیت پیدا میکرد.
بنابراین، به نظر نمیرسد که قدرت افسانهای، نیرومندی جسمانی یا نیروی جنسی گلادیاتورها به خون آنها خاصیت درمانی نسبت داده باشد. در عوض، احتمالاً شیوه مرگ آنها اهمیت بیشتری داشت؛ یعنی کشته شدن با ضربه شمشیر یا در دورههای بعد با گیوتین.
استفاده از خون اعدامشدگان از نظر عملی نیز مزایایی داشت. موگ در توضیح این مسئله گفت
برای مثال، در مورد افرادی که با دار زدن اعدام میشدند، لازم بود خودتان به بدن فرد اعدامشده آسیب وارد کنید تا خون به دست آورید. در بسیاری از فرهنگها، آسیب رساندن به جسد عملی ناپسند تلقی میشد.
او در ادامه توضیح داد که خون حاصل از گردن زدن بهراحتی در دسترس قرار میگرفت و تهیه آن دشواری کمتری داشت.
به نظر میرسد این روش جایگزین نیز بهاندازه شیوه اولیه دوام آورده باشد. خون اعدامشدگان تا قرن بیستم و پیش از اختراع داروهای ضدصرع، همچنان بهعنوان درمانی معجزهآسا برای این بیماری شناخته میشد.
مجله پاپیولار ساینس در مجموعه چه روزگاری بود، روایتهای عجیب، شگفتانگیز و کمترشناختهشدهای را بررسی میکند که در شکلگیری علم، مهندسی و نوآوری نقش داشتهاند.
برای ارزیابی پایداری، امنیت و نگهداری این زیرساخت، راهنمای پشتیبانی شبکه را نیز مطالعه کنید.