پوشاک آنلاین؛ بازاری که پلتفرمها هنوز فتح نکردهاند
بازار پوشاک ایران پیش از آنکه پلتفرمهای خردهفروشی بتوانند سهم بزرگی از آن بگیرند، مسیر خود را به فضای آنلاین باز کرده است. از بازار حدود ۲۳۸ همتی پوشاک در سال ۱۴۰۳، حدود ۲۴.۱ همت در فروشگاههای اینستاگرامی مبادله شده؛ بیش از پنج برابر ۴.۴ همتی که از مسیر پلت…
خلاصه تحلیلی خبر
بازار پوشاک ایران پیش از آنکه پلتفرمهای خردهفروشی بتوانند سهم بزرگی از آن بگیرند، مسیر خود را به فضای آنلاین باز کرده است. از بازار حدود ۲۳۸ همتی پوشاک در سال ۱۴۰۳، حدود ۲۴.۱ همت در فروشگاههای اینستاگرامی مبادله شده؛ بیش از پنج برابر ۴.۴ همتی که از مسیر پلت…
موضوعات اصلی: پشتیبانی شبکه، هوش مصنوعی، کند، بازار، پوشاک، میتواند
بازار پوشاک ایران پیش از آنکه پلتفرمهای خردهفروشی بتوانند سهم بزرگی از آن بگیرند، مسیر خود را به فضای آنلاین باز کرده است. از بازار حدود ۲۳۸ همتی پوشاک در سال ۱۴۰۳، حدود ۲۴.۱ همت در فروشگاههای اینستاگرامی مبادله شده؛ بیش از پنج برابر ۴.۴ همتی که از مسیر پلتفرمهای مورد بررسی گذشته است. این فاصله یک پرسش مهم را پیش روی پلتفرمها میگذارد: چگونه میتوان سهم بیشتری از بازاری گرفت که مشتریانش همین امروز آنلاین خرید میکنند، اما برای خرید پوشاک بیشتر به سراغ کانال دیگری میروند؟
با توجه به گزارش جامع تجارت الکترونیک ایران ۱۴۰۳، که با همکاری شرکت مشاوره بانا و انجمن تجارت الکترونیک تهران به تقریر آمده است، در بازار خردهفروشی ایران در سال ۱۴۰۳ بازار پوشاک یکی از جالبترین بخشهای خردهفروشی آنلاین ایران است. از یک طرف، تقاضای قابلتوجهی برای خرید آنلاین شکل گرفته و از طرف دیگر، بخش عمده این تقاضا هنوز از مسیر پلتفرمهای خردهفروشی عبور نمیکند. برآوردهای این مطالعه نشان میدهد بازار خردهفروشی پوشاک در سال ۱۴۰۳ حدود ۲۳۸همت بوده است. از این میزان، حدود ۲۴.۱ همت از طریق فروشگاههای اینستاگرامی و حدود ۴.۴ همت از طریق پلتفرمهای خردهفروشی مبادله شده است. در نتیجه، اینستاگرام حدود ۱۰.۱ درصد از کل بازار پوشاک را در اختیار دارد، در حالی که سهم پلتفرمهای مورد بررسی کمتر از ۲ درصد است.
این فاصله یک نکته مهم را روشن میکند. بازار پوشاک برای آنلاینشدن منتظر نمانده است؛ بلکه آنلاینشدن آن عمدتاً در مسیری متفاوت از بازارگاهها اتفاق افتاده است. بنابراین فرصت پلتفرمها صرفاً پیدا کردن مشتری جدید نیست. بخش قابلتوجهی از مشتریانی که همین امروز لباس را آنلاین میخرند، در حال خرید از کانال دیگری هستند. در واقع فروشگاههای اینستاگرامی بیش از ۵ برابر بازار فروشگاههای اینستاگرامی را پوشش میدهند.
پوشاک کالایی نیست که ارزش آن فقط با قیمت، جنس و چند مشخصه فنی تعیین شود. فرم لباس، نحوه پوشیدن، ترکیب آن با سایر لباسها و تصویری که محصول ایجاد میکند، در تصمیم خرید اهمیت دارد. اینستاگرام دقیقاً در همین نقطه مزیت دارد. فروشنده میتواند لباس را تن یک مدل نشان دهد، آن را با لباسهای دیگر ترکیب کند، درباره استایل آن محتوا تولید کند و محصول را در قالب یک تصویر یا سبک زندگی به مشتری عرضه کند. بنابراین در این کانال، فروشنده فقط یک کالا را عرضه نمیکند؛ میتواند تقاضا برای یک مدل یا سبک خاص را ایجاد کند.
در بازارگاه، ساختار معامله متفاوت است. محصول باید به یک کالای مشخص با قیمت، موجودی و مشخصات قابل مقایسه تبدیل شود. این ساختار برای کالاهای استاندارد مزیت بزرگی است، اما در پوشاک بخشی از ارزشی را که از محتوا و ارائه محصول ایجاد میشود، نمیتواند بهسادگی بازتولید کند. این تفاوت یک فرصت مهم برای پلتفرمها ایجاد میکند. آنها لزوماً نباید تلاش کنند اینستاگرام را در تولید محتوا شکست دهند. بلکه میتوانند مسئلهای را حل کنند که شبکه اجتماعی بهتنهایی در آن ضعیفتر است.
پرداخت امن، اعتبار خرید، مقایسه فروشندگان، لجستیک، رهگیری سفارش و بهخصوص مرجوعی در پوشاک اهمیت زیادی دارند. مشتری ممکن است در اینستاگرام یک لباس را ببیند و بخواهد آن را بخرد، اما همچنان درباره اندازه، کیفیت، اصالت یا امکان بازگرداندن آن تردید داشته باشد. پلتفرمی که بتواند این تردید را کاهش دهد، در واقع چیزی فراتر از یک کانال فروش ارائه میکند. بازارهای پیشرفته نیز در حال حرکت به همین سمت هستند. برای نمونه، Zalando با توسعه ZEOS بخشی از زیرساخت لجستیکی، نرمافزاری و خدماتی خود را به برندها و خردهفروشان ارائه میکند تا آنها بتوانند فروش چندکاناله خود را از یک موجودی و زیرساخت مشترک مدیریت کنند؛ حتی زمانی که معامله خارج از خود Zalando انجام میشود.
این ایده برای ایران اهمیت زیادی دارد. فروشندهای که امروز در اینستاگرام، فروشگاه فیزیکی و شاید سایت خود فعالیت میکند، الزاماً نمیخواهد هیچکدام را کنار بگذارد. فرصت پلتفرم میتواند این باشد که به زیرساخت پشت همه این کانالها تبدیل شود. در این مدل، پلتفرم به جای تصاحب کانال فروش، موجودی، پرداخت، ارسال و مرجوعی را مدیریت میکند. البته هماکنون حدود ۶۵ درصد فروشگاههای مد بزرگسال محل فعالیت حضوری هم دارند. در مقابل، ۳۵ درصد بدون زیرساخت حضوری و صرفاً بهصورت آنلاین فعالیت میکنند.
این تفاوت در مورد پوشاک خارجی اهمیت بیشتری پیدا میکند. با توجه به ممنوعیت واردات و عرضه رسمی بخش قابلتوجهی از برندهای خارجی، فروش این کالاها عملاً بیشتر در کانالهای غیررسمی، بهویژه شبکههای اجتماعی، انجام میشود و پلتفرمهای خردهفروشی رسمی امکان عرضه آنها را با همان شرایط ندارند. از این منظر، اینستاگرام برای فروشنده یک مزیت مهم دارد؛ میتواند کالایی را عرضه کند که ورود آن به کانالهای رسمی تجارت الکترونیک با محدودیت مواجه است. اما همین غیررسمی بودن یک ضعف مهم نیز ایجاد میکند. مشتری درباره اصالت کالا، منشأ آن، کیفیت و اعتبار فروشنده و امکان بازگشت کالا اطلاعات محدودی دارد و در صورت بروز اختلاف نیز سازوکار مطمئنی برای پیگیری معامله ندارد. بنابراین در این بازار، محدودیت عرضه رسمی اگرچه به رشد فروشندگان اجتماعی کمک کرده، همزمان شکاف اعتماد را نیز بزرگتر کرده است. اینجا میتواند یکی از معدود حوزههایی باشد که پلتفرمهای رسمی، حتی بدون عرضه مستقیم کالای خارجی، با ارائه خدماتی مانند احراز هویت فروشنده، تضمین معامله، پرداخت امن، سازوکار حل اختلاف و در صورت امکان احراز اصالت کالا ارزش ایجاد کنند. در واقع، فرصت پلتفرم در این بازار لزوماً فروش خودِ کالای خارجی نیست؛ بلکه کاهش ریسکی است که مشتری امروز برای خرید آن از یک کانال غیررسمی میپذیرد.
یکی دیگر از فرصتهای کمتر دیدهشده این بازار این است که مشکل مشتری فقط پیدا کردن لباس نیست؛ گاهی انتخاب کردن از میان گزینههای زیاد است. در مدلهای سنتی بازارگاه، مشتری باید میان هزاران محصول جستوجو کند. اما کسبوکارهایی مانند Stitch Fix مسیر متفاوتی را دنبال کردهاند و تلاش کردهاند بر اساس ترجیحات، اندازه، سبک و سابقه مشتری، انتخاب را برای او انجام دهند. این شرکت حتی در سال ۲۰۲۵ قابلیت Vision را برای نمایش تصویری استایلهای شخصیسازیشده و در سال ۲۰۲۶ امکان تولید تصویر شخص از خودش در لباسهای پیشنهادی توسعه داده است.
این ایده برای بازار ایران مهم است، زیرا میتواند بخشی از مزیت اینستاگرام را به محیط پلتفرم منتقل کند. به جای آنکه مشتری فقط عکس یک لباس را ببیند، پلتفرم میتواند به او کمک کند بفهمد این لباس با سبک، اندام و لباسهای قبلی او چگونه ترکیب میشود. در چنین مدلی، پلتفرم از یک موتور جستوجوی کالا به یک دستیار انتخاب تبدیل میشود.
پوشاک یک ویژگی دیگر هم دارد که آن را از بسیاری از دستههای خردهفروشی متفاوت میکند. مشتری پیش از خرید نمیتواند بهطور کامل بفهمد که اندازه و فرم لباس برای او مناسب است. نتیجه آن، اهمیت بالای مرجوعی و هزینهای است که هم فروشنده و هم پلتفرم باید تحمل کنند. اما همین مرجوعی میتواند به منبع داده تبدیل شود. اگر پلتفرم بداند مشتریان یک برند خاص معمولاً به دلیل کوچک بودن لباس آن را برمیگردانند، یا مشتری با ویژگیهای مشخص معمولاً یک سایز بزرگتر انتخاب میکند، این اطلاعات میتواند در خرید بعدی مورد استفاده قرار گیرد. در نتیجه، مرجوعی فقط هزینه نیست؛ میتواند دادهای برای کاهش مرجوعی آینده باشد. این یکی از مزیتهایی است که با افزایش مقیاس پلتفرم تقویت میشود و یک فروشنده کوچک بهتنهایی به سختی میتواند آن را ایجاد کند.
در مجموع، بازار پوشاک برای سرمایهگذاران یک فرصت ساده برای «ساختن یک بازارگاه برخط دیگر» نیست. بازار به سمت ترکیب چند قابلیت مختلف حرکت میکند. اینستاگرام در کشف محصول، محتوا و ایجاد تقاضا مزیت دارد؛ پلتفرم میتواند در اعتماد، معامله، اعتبار، لجستیک، مرجوعی و داده مزیت ایجاد کند؛ و فناوری میتواند فاصله میان این دو را کاهش دهد. به همین دلیل، فرصت آینده پلتفرمهای پوشاک در ایران احتمالاً در این نیست که مصرفکننده را مجبور کنند بین شبکه اجتماعی وبازارگاه برخط یکی را انتخاب کند. فرصت بزرگتر این است که زنجیرهای بسازند که در آن مشتری بتواند محصول را در شبکه اجتماعی کشف کند، با کمک داده و فناوریهایی مانند هوش مصنوعی انتخاب کند، اصالت و کیفیت آن را بداند، خرید را با اعتبار انجام دهد و کالا را با امکان مرجوعی مطمئن دریافت کند. در چنین مدلی، پلتفرم دیگر صرفاً محل خرید لباس نیست؛ زیرساختی برای تبدیل توجه به تقاضا و تقاضا به معامله است.
*مجتبی صالحی، کارشناس ارشد تیم اقتصادی بانااست
برای ارزیابی پایداری، امنیت و نگهداری این زیرساخت، راهنمای پشتیبانی شبکه را نیز مطالعه کنید.