در «باهم ۱۴۰۵» مطرح شد: هوشمندی کسبوکار در فاصله میان رخداد و اقدام سنجیده میشود
علی عجمی، مدیر محصول همکاران سیستم، و صفر وفادار، مدیرعامل شرکت فناوریهای نوین پایوند، شنبه ۹ آبان در سمینار تخصصی «کسبوکار هوشمند؛ وقتی عملیات، داده و تصمیم به هم میرسند» در آخرین روز «باهم ۱۴۰۵» بر این نکته تأکید کردند که هوشمندی یک کسبوکار را نه میزان ف…
خلاصه تحلیلی خبر
علی عجمی، مدیر محصول همکاران سیستم، و صفر وفادار، مدیرعامل شرکت فناوریهای نوین پایوند، شنبه ۹ آبان در سمینار تخصصی «کسبوکار هوشمند؛ وقتی عملیات، داده و تصمیم به هم میرسند» در آخرین روز «باهم ۱۴۰۵» بر این نکته تأکید کردند که هوشمندی یک کسبوکار را نه میزان ف…
موضوعات اصلی: پشتیبانی شبکه، هوش مصنوعی، میکند، کسبوکار، میشود، گفته
علی عجمی، مدیر محصول همکاران سیستم، و صفر وفادار، مدیرعامل شرکت فناوریهای نوین پایوند، شنبه ۹ آبان در سمینار تخصصی «کسبوکار هوشمند؛ وقتی عملیات، داده و تصمیم به هم میرسند» در آخرین روز «باهم ۱۴۰۵» بر این نکته تأکید کردند که هوشمندی یک کسبوکار را نه میزان فناوری بهکاررفته در آن، بلکه توانایی سازمان در مشاهده بهموقع رخدادها، درک و تحلیل درست آنها و اتخاذ تصمیم و اقدام مؤثر و بهینه در پاسخ به آنها تعیین میکند.
هوشمندی؛ طیف است، نه برچسب
عجمی برای تبیین مفهوم هوشمندی، از تمثیل خودروی خودران استفاده کرد. چنین خودرویی با اتکا به حسگرها و دوربینهایش محیط را حس میکند، دادهها را به اطلاعات تبدیل میکند و برای مثال نزدیک شدن یک عابر پیاده را تشخیص میدهد؛ سپس تصمیم میگیرد، اقدام میکند و از خطاهای گذشته یاد میگیرد.
او به استاندارد بینالمللی ششسطحی خودرانی اشاره کرد؛ از سطح صفر، بدون هیچگونه اتوماسیون، تا سطح پنج، با خودرانی کامل در هر شرایطی. به گفته مدیر محصول همکاران سیستم، آنچه این سطوح را از هم متمایز میکند صرفاً فناوری پیچیدهتر نیست، بلکه کاری است که سیستم میتواند انجام دهد و مسئولیتی است که از دوش انسان برداشته میشود. نتیجهای که او گرفت این بود که هوشمندی یک برچسب دوگانه و صفر و یکی نیست؛ طیفی پیوسته از بلوغ سازمانی است که هر کسبوکار در نقطهای از آن قرار دارد.
سه صنعت، یک منطق
عجمی سپس این منطق را به دنیای کسبوکار تعمیم داد. سازمانها امروز با چالشهایی مانند کمبود مواد اولیه، نوسان تقاضا، تغییرات محیطی و ریسک توقف تولید روبهرو هستند و به باور او، میتوان آنها را نیز مانند یک خودروی خودران هدایت کرد. او تأکید کرد: «هوشمندی انحصار یا برچسبی برای یک صنعت خاص نیست و در تمام صنایع قابلیت پیادهسازی دارد.»
عجمی برای نشان دادن این موضوع، سه صنعت با بازارها، محصولات و فناوریهای کاملاً متفاوت را مقایسه کرد. در کارخانهای با رویکرد سنتی، توقف خط تولید یعنی تنش، تیم تعمیراتی که سردرگم به دنبال قطعه یدکی میگردد و گزارشی که پایان ماه روی میز مدیرعامل میرود و از تولید ازدسترفته خبر میدهد. اما در کارخانه هوشمند، با پایش لحظهای و اتصال دادهها، افت کارایی یا احتمال خرابی قطعه پیشبینی میشود و دستور کار تعمیرات و تأمین قطعه بهصورت خودکار و پیشدستانه صادر میشود تا توقف خط رخ ندهد.
در خردهفروشی هوشمند نیز ثبت خرید یک پاکت شیر در صندوق فروشگاه به گزارشی صرفاً آماری برای مدیر فروش ختم نمیشود؛ این داده بلافاصله به دفتر مرکزی میرسد و سفارش تأمین به تولیدکننده لبنیات بهطور خودکار ارسال میشود تا قفسه خالی نماند.
در زنجیره تأمین هم وضع به همین شکل است. در روش سنتی، اختلال در تأمین با جلسههای اضطراری، تماسهای مکرر و سردرگمی میان پرداخت هزینه سنگین حمل هوایی یا جریمه دیرکرد قرارداد همراه است. اما در زنجیرهای که با منطق «برج مراقبت» (Control Tower) اداره میشود، سیستم تأخیر را در لحظه تشخیص میدهد، هزینه سفارش به تأمینکننده جایگزین را محاسبه میکند و در کسری از ثانیه بهترین سناریوی اقدام را اجرا میکند.
به گفته عجمی، بازار، ماهیت محصول و فناوری این سه صنعت کاملاً متفاوت است، اما منطق هوشمندی در همه آنها یکی است: به حداقل رساندن فاصله میان رخ دادن یک واقعه، تصمیم مناسب و اقدام مؤثر. هرچه این فاصله کمتر باشد، سازمان هوشمندتر است.
پنج پیشنیاز کسبوکار هوشمند
عجمی برای بستن این چرخه و رسیدن به سازمان هوشمند، پنج پیشنیاز کلیدی را برشمرد. نخستین آن داده قابل اعتماد است. به گفته او، دادههای متناقض، ناقص یا دارای تأخیر بزرگترین مانع تحولاند؛ ورودی اشتباه همواره خروجی اشتباه تولید میکند و قویترین هوش مصنوعی دنیا نیز در مواجهه با داده نادرست یا تأخیری، فقط خطاها را با سرعتی بالاتر تکرار خواهد کرد.
پیشنیاز دوم، فرایندهای یکپارچه است؛ یعنی جریان بیمانع داده در تمام لایههای سازمان. او از برندهای بزرگ پوشاک مثال زد که کشف سلیقه مشتری در یک فروشگاه، در کمتر از سه هفته خط تولیدشان را فعال میکند و محصول را دوباره به قفسه بازمیگرداند.
سومین پیشنیاز، کسبوکار متصل (Connected Business) است. به گفته مدیر محصول همکاران سیستم، عملیات در لایههای میدانی، انبارها و شرایط سخت محیطی جریان دارد، نه روی لپتاپهای اداری. پایش برخط و سیستمهای حسگری زیرساخت این اتصالاند؛ مشابه کاترپیلار که احتمال خرابی ماشینآلاتش را پیش از وقوع شناسایی میکند و درخواست سرویس را خودکار میفرستد.
پیشنیاز چهارم، هوش تحلیلی و تجویزی است؛ گذاری بنیادین از تحلیلهای گذشتهنگر، یعنی «چه شد و چرا شد»، به رویکرد آیندهنگر، یعنی «چه خواهد شد و اقدام بهینه چیست». نمونهای که عجمی آورد، سیستمهای هوشمند ناوگان مانند یوپیاس بود که مسیر حرکت رانندگان را برای کاهش هدررفت سوخت و زمان بهینه و تجویز میکنند.
و پیشنیاز پنجم، اقدام عملیاتی خودکار است. به باور او، گزارشهای آماری زیبا بهخودیخود ارزشی نمیآفرینند؛ هوشمندی زمانی محقق میشود که خروجی سیستم پیش از تشدید بحران، مستقیماً به اقدام عملیاتی تبدیل شود.
عجمی یادآور شد که حرکت به سمت کسبوکار هوشمند یکشبه محقق نمیشود؛ اصل مهم، انتخاب شفاف مسیر و برداشتن گامهای عملی از همین امروز است.
چالشهایی که روش سنتی پاسخشان را نمیدهد
صفر وفادار در ادامه این پنل، از چالشهایی گفت که به باور او روشهای سنتی دیگر پاسخگویشان نیست. نخست، تغییرات سریع محیطی که با هر کدام زنجیره تأمین، فروش و تأمین انرژی مختل میشود. دوم، تأخیر در داده. او پرسید: اگر سوزنی به کف پایمان برود و دو روز بعد بفهمیم، چه واکنشی نشان میدهیم؟ کسبوکاری هم که دیر از اتفاقی در زنجیره تأمین یا شبکه پخش باخبر میشود، همین وضع را دارد؛ و هرچه کسبوکار بزرگتر باشد، این ضرر بزرگتر است. سومین چالش انرژی است که به گفته او در ایران چند برابر است، و چهارمین چالش، جزیرهای بودن سیستمهاست.
مدیرعامل پایوند این چالشها را در قالب یک کسبوکار فرضی ملموس کرد: سازمانی که انرژی را با چند برابر قیمت از بورس انرژی میخرد و با آن چمن آبیاری میکند، یا ژنراتور روشن میکند تا کولرهای ساختمان اداریاش روشن بمانند. همین سازمان نمیداند فروشگاههایش در کدام روز مشتری کمتری دارند؛ در حالی که اگر میدانست، میتوانست آن روز را تعطیل کند، هزینه انرژی را صرف تخفیف کند و روز دیگری بیشتر بفروشد. به تعبیر او، هوشمندی یعنی هوشمندانهتر رفتار کردن در یک اکوسیستم، نه فقط ثروتمندتر شدن.
هوش مصنوعی صنعتی، خانگی نیست
وفادار میان هوش مصنوعی در زندگی روزمره و هوش مصنوعی در صنعت تمایز گذاشت. به گفته او، همانطور که ترازوی خانگی با باسکول صنعتی از نظر دقت، ظرفیت، شرایط بهرهبرداری و الزامات عملکردی تفاوت دارد، هوش مصنوعی نیز در محیطهای صنعتی باید متناسب با ماهیت فرایندها، حساسیت عملیات و الزامات پایداری، قابلیت اطمینان و ایمنی طراحی و به کار گرفته شود. بنابراین تمایز هوش مصنوعی صنعتی با نمونههای عمومی به پیچیدگی فناوری محدود نمیشود؛ تناسب راهکار با نیازها و شرایط کاربرد، و ملاحظات ایمنی، ریسکها و پیامدهای احتمالی خروجیها نیز در آن اهمیت ویژهای دارد. اگر هوش مصنوعی در صنعت پیشنهاد کند خطی متوقف یا فشار کمپرسوری بیشتر شود، خطای آن میتواند خسارت سنگین یا حتی خطر جانی به همراه داشته باشد. چتباتهایی که با دادههای عمومی اینترنت آموزش دیدهاند هم برای حل مسائل کسبوکار کافی نیستند؛ سازمان به ابزارهای تحلیلیای نیاز دارد که اول بگویند در کسبوکار چه اتفاقی افتاده و بعد بگویند چه باید کرد.
او دو پیششرط دیگر را هم برشمرد: اتصال دادههای کف کارخانه به لایه مدیریت، و دوقلوی دیجیتال، که به سازمان اجازه میدهد پیش از تولید در دنیای فیزیکی، فرایندها را در دنیای دیجیتال شبیهسازی و بهینه کند و پس از آن، دنیای فیزیکی را ثانیهبهثانیه پایش کند.
برج مراقبتی بر فراز کارخانه
وفادار برای توضیح اهمیت داده بلادرنگ، کسبوکار را به خودرویی تشبیه کرد که بهجای شیشه جلو، مانیتوری دارد که تصویر را با ۲۰ دقیقه تأخیر نشان میدهد؛ رانندگی با چنین خودرویی ناممکن است. به گفته او، در هرم اتوماسیون صنعتی میان کف کارخانه، که حسگرها و تجهیزات در آن قرار دارند، و سیستمهای سازمانی بالای هرم، شکافی وجود دارد. دادههایی مانند دما و فشار در کف کارخانه هست، اما به لایه مدیریت نمیرسد و مدیران ناچارند بر اساس گزارش تصمیم بگیرند.
مدیرعامل پایوند گفت این شرکت در کارخانههای مختلف همین شکاف را پر کرده است: لیاوت کارخانه را مدلسازی میکند، داده حسگرها را به تصاویر دوربینهای مداربسته پیوند میزند و اطلاعات کف کارخانه را در اختیار مدیران قرار میدهد. نتیجه، به تعبیر او، یک برج مراقبت است: مدیر کل کسبوکارش را در یک نگاه میبیند، وضعیت سلامت تجهیزات را تشخیص میدهد و همه محاسبات را به ریال در اختیار دارد.
او پایش سلامت تجهیزات را هم با تشبیهی از بدن انسان توضیح داد. وقتی دندانمان درد میکند، کسی به مغزمان گزارش نمیدهد؛ سیگنال درد بلافاصله میرسد. تجهیزات هوشمند هم پیش از آنکه یکباره متوقف شوند، بهتدریج «صدایشان درمیآید». به گفته وفادار، کارخانهای که در سالهای نخست بیمحابا از تجهیزاتش کار بکشد، از سال سوم با افت عمر تجهیزات و افزایش خرابی روبهرو میشود و در بلندمدت دوام نمیآورد.
انتخابی ناگزیر
وفادار در جمعبندی، هوشمند شدن را انتخابی گریزناپذیر خواند. در شرایطی که هیچکس نمیداند فردا چه خواهد شد و حتی ممکن است حملهای زنجیره تأمین را مختل کند، تعداد پارامترهای یک تصمیم آنقدر زیاد است که در ذهن یک نفر نمیگنجد و نمیتوان هر بار جلسهای ۲۰ نفره برای تصمیمگیری برگزار کرد. او به مطالعاتی استناد کرد که پس از رکود اقتصادی ۲۰۰۸ انجام شده و نشان میدهد برخی کسبوکارها در آن دوران نهتنها زمین نخوردند، بلکه رشد هم کردند. به گفته او، گزارشهای مککنزی و مجمع جهانی اقتصاد نشان میدهند استفاده درست از فناوریهای نوین میتواند بهرهوری نیروی کار را تا ۵۰ درصد افزایش و هزینههای نگهداشت را تا ۵۰ درصد کاهش دهد.
سخن پایانی مدیرعامل پایوند هشداری بود به کسبوکارها: در دنیای امروز، اگر از این فناوریها استفاده نکنیم، حتی اگر گران باشند، در مراحل بعد هزینهای بهمراتب بیشتر خواهیم پرداخت.
برای ارزیابی پایداری، امنیت و نگهداری این زیرساخت، راهنمای پشتیبانی شبکه را نیز مطالعه کنید.